<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394</id><updated>2012-02-17T07:47:52.086+03:30</updated><title type='text'>پاينده ايران</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>75</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-4817700464788660406</id><published>2010-06-21T18:25:00.000+04:30</published><updated>2010-06-21T18:27:51.467+04:30</updated><title type='text'>چه كسي مثل سگ دروغ ميگويد</title><content type='html'>در هفتۀ گذشته که جریان به اصطلاح کمک های انسان دوستانۀ گروهی "انسان دوست" به مردم غزه با درگیری با سربازان اسراییلی خبر ساز بود، مردکی در ایران در حمله به اسرائیل گفت: «آن ها در مورد این در گیری، مثل سگ دروغ میگویند».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش از هر چیز دلیل آن که این گونه افراد را "مردک" خطاب می کنم این است که اولین شاخص یک مقام اجتماعی حجب کلام است و حتی بردن نام آنها ممکن است توهینی به افرادی دیگر باشد که هم نام با این قماش هستند، لذا برای این قماش "مردک" گفتن هم زیاد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر چه فکرش را میکنم، برایم قابل درک نیست که چرا دروغ گفتن انسان ها را به سگ نسبت میدهند، و خنده دار تر آنکه چه کسی و کسانی حرف از دروغ میزنند، واگر هم بخواهیم ملاک ومعیاری برای دروغگویی در نظر گرفت چرا ترازوی ما سگ باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر بنا به عادت این قماش که همیشه در حال فحاشی هستند و میخواهند برای توهین به اسرائیلیها به آنها لقب سگ بدهند پس بگذارید از معیار سگی این قماش به مسئلۀ مورد بحث بپردازیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوب که فکرش را میکنم میبینم که در واقع همین "سگ های اسراییلی" بودند که در اکتبر سال 1995 به زیر آوار رفته گان زلزلۀ ترکیه کمک کردند و همین اسراییلی ها و سگهایشان بودند که بزرگترین گروه نجات را به هائیتی فرستادند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و همین سگهای اسرائیلی هستند که در وقوع هر حادثه طبیعی نیروی کمکی برای آسیب دیدگان میرسانند، حتی در مورد زلزلۀ کرمان این اسرائیل و سگ هایش بودند که میخواستند به آسیب دیدگان زلزلۀ بم کمک کنند ولی مسئولین ایران ترجیح دادند که هزاران کودک، زن ومرد پیر و جوان در بم زیر آوار بمانند و بمیرند، ولی سگ های اسرائیلی آنان را نجات ندهند؛ و پس از گذشت سال ها، هنوز هم به آن کودکان بازمانده و دیگر مردم آسیب دیده زلزلۀ بم کمک آن چنانی نشده که هیچ، بلکه بیشتر کمک های ارسالی را نیز مسئولین رژیم در بازار سیاه فروختند و آبی هم روش.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش من از این مردک که میگوید "اسرائیلی ها مثل سگ دروغ میگویند" این است، که اگر سگ را معیار دروغ گفتن حساب می کنید، به نظر شما چه حیوانی میتواند مظهر افرادی باشد که به دختر و پسری که دانشجوی ایرانی، هم دین، هم فرهنگ و هم عزیز مادر و پدری ایرانی ، ولی با دیدگاهی مخالف، تجاوز کند، شکنجه دهد و اورا بکشد؟ چه حیوانی را انتخاب میکنید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه حیوانی مظهر پلیسی است که با ماشین خود از روی مردم ایران رد میشود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه حیوانی مظهرافرادی است که مواد مخدر ارزان بین جوانان ایران پخش میکند تا آنان را زمین گیر سازند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه حیوانی مظهر افرادی است که دختر بچه های ایران را برای عیاشی به شیوخ عرب می فروشند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه حیوانی مظهر افرادی است که با باتون و شیشۀ نوشابه به دختر و پسر جوان ایرانی که (به خاطر آرمان های آزادی خواهانه) به زندان افتاده اند، تجاوز میکنند؟ و زنان ایرانی راجلوی چشم شوهران در بند مورد تجاوز قرار میدهند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه حیوانی مظهر قماشی است که برای کشتن ملت ایران، از نیروهای تروریست حماس استفاده میکند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه حیوانی مظهر افرادی است که با سنگ مجرمی را سنگسار می کنند؟ (تا هرچه بیشتر زجر بکشد، و هر چه دیرتر بمیرد و از رنج و ستم آزاد شود)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه حیوانی مظهر افرادی است که دسته دسته افراد هم وطن، هم خون وهم دین خود را ، به علت آن که دیدگاه متفاوت دارند، به دار آویزان می کنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه حیوانی را انتخاب میکنید که چنین ذاتی داشته باشد؟ چه حیوانی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می دانم پرسش دشواری است؛ چون هیچ حیوانی، هیچ درنده ای این گونه با هم نوع خود رفتار نمیکند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از بس بی عفتی کلام و فحاشی وجودتان را گرفته، که حتی بر دید چشمانتان هم اثر گذاشته است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرباز دلیر اسرائیلی را که مانند شیر از مردمش دفاع میکند "سگ" تصویر می کنید، چرا که با تروریست هایی هم سفره هستید که در پشت زنان و فرزندانشان مانند سگ ترسو سپر میگیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما خلبانهای با شهامت اسرائیلی را که مانند عقاب برای دفاع از هم نوع خود حد و مرزی نم یشناسند، سگ نام می نهید، چرا که با تروریست هایی هم قطار شما نبرد می کنند. همان تروریست هائی که شما از آن سوی مرزها، برای قتل و عام جوانانتان به ایران وارد می کنید تا آنان را مانند سگ هار تکه و پاره کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما اسرائیل را که از موی سر سربازش هم نمیگذرد و حتی حاضر است که جسد سربازش را با هزاران دشمن دستگیر شده مبادله کند، "سگ" تصور می کنید، زیرا از قماشی هستید که به پیر و جوان و زن و مرد هم خون وهم دینتان هم رحم روا نمی دارید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جالب آن که همان اسرائیلیان که شما آن ها را "سگ" نامیده اید، در زندانشان به تروریستی مانند سمیر القنطار که دستش به خون آدم های بیگناه (و یک دخترک بی دفاع اسرائیلی) آغشته است اجازه دادند در زندان درس بخواند و از دانشگاه درجه تحصیلی بگیرد. شما این اسرائیلیان را "صهیونیست آدم کش" لقب می دهید، ولی خودتان آن جوان دانشجوی هم وطن، هم دین خویش را از سر میز دانشگاه به زندان می برید و به او تجاوز می کنید و پس از شکنجه او را می کشید و تازه خود را مومن و مسلمان هم می خوانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سگ بی زبان وقتی از گلۀ گوسفند چوپانش مراقبت میکند با گرگ و خرس هم در میفتد گرچه که کشته شود و زمانی کسی غریبه بخواهد به لانۀ او تجاوز کند با تمام جان از آن لانه دفاع میکند و اجازه نمیدهد که پوزۀ هر ناکسی در کاسۀ آبش که مثل دریای خزر به نظرش میرسد فرو کند وهر متجاوزی اسمش را بر روی کاسۀ آبش که چون خلیج فارس میپندارتش بگذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعا دنیای پستی است، دنیای شما و حامیانتان. از آن ترکیه ای که هنوز لکه ننگ کشتار نیم میلیون نفر ارامنه پیش از جنگ جهانی اول به دست امپراطوری عثمان، بر پیشانیش نقش بسته و باز هم از کشتار کردهای کشور خود سیری پیدا نکرده، و حالا ادعای انسان دوستی هم می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن طرف سودان که نسل کشی در دارفور هیچ یک از شما "انسان دوستان" را غیرتی نمی کند، چرا که حامیان شما قماشی از نوع خودتان هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بجا گفته اند که اگر میخواهی کسی را بشناسی ببین دوستش کیست و دشمنش کیست، و براستی فردی مانند هوگو چاوز و یا موگابه لایق شماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی می گویم "معیار های مسخره" زیرا شما به اسرائیل دشنام می دهید و علیه شان فیلم و کارتون دروغ درست می کنید، و بچه های خود به هدف ایجاد تنفر علیه اسرائیلیان، شستشوی مغزی می دهید. ولی اگر یک ایرانی به طریقی به اسرائیل برسد، با احترام بسیار از او پذیرائی و حسن استقبال می شود.&lt;br /&gt;اما شما سنگ اعراب را به سینه می زنید و برای کمک به تروریست های آنان از نان ملت خود می زنید – و این در همان حالی که دختران ایرانی به امیرنشین ها صادر می شوند و زیر پای شیوخ بلهوس عزت و عصمت خویش را از دست می دهند – و این در حالی که همان اعراب، در مقابل، جز توهین به ایران وچشم طمع به خاک آن، هیچ گلی به سرتان نزده اند.شما بلائی بر سر مردم ایران آورده اید که برای رهائی از ستم شما، آرزو می کنند که کشوری مثل ایالات متحده به خاک مملکتشان حمله کند، تا شاید از این طریق از دست سرکوبگری های شما خلاص شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-4817700464788660406?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/4817700464788660406/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=4817700464788660406' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/4817700464788660406'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/4817700464788660406'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='چه كسي مثل سگ دروغ ميگويد'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-5709617988084214486</id><published>2010-04-21T17:01:00.000+04:30</published><updated>2010-04-21T17:02:17.905+04:30</updated><title type='text'>اعرابی و پادشاه</title><content type='html'>میگویند در روزگاران قدیم پادشاهی بود بسیار مغرور و گردن كش . او برای این که خودی نشان بدهد و دموکراسی طلبی خود را به چشم دوستان و دشمنان بکشد مسابقه ای گذاشته بود بدین صورت که هر کس که بتواند يك صد سطل شیرشتر را بنوشد او با کمال میل تاج کیانی را از سر برداشته و بر سر برنده مسابقه خواهد نهاد .مدتها گذشت و داوطلبی پیدا نشد . تا این که یک روز که پادشاه سرگرم شکار بر فراز تپه ای بود اعرابی ای تکیده از دور هویدا شد و ادعای تاج کیانی را نمود . بدستور پادشاه یکصد سطل شیر آوردند و تازی آرزومند تاج کیانی یکی یکی سطلهای شیر را سر میکشید و پادشاه نیز با تکه چوبی که در دست داشت خطی بعنوان نشان برای هر سطل شیر بر زمین میکشید وقتی شمار سطلها به نود و هفت رسید و پادشاه ملک کیان را در معرض خطر دید خواست به اصطلاح دبه در آورد و گفت نود و شش . اعرابی که حواسش بر خلاف تصور پادشاه بسیار جمع بود . نپذیرفت و گفت : لا لا نود و هفت. وقتی اختلاف بین پادشاه و اعرابی بر سر یک سطل بالا گرفت و هیچ کدام نخواستند از خر شیطان پائین بیایند اعرابی با دست خطها ئي را که پادشاه بعنوان نشانه کشیده بود پاک کرد و گفت : لا قبول اصلا از اول شروع میکنیم .&lt;br /&gt;داستان اعرابی و پادشاه دغلکاربی شباهت به اوضاع جهان ما نیست . قوم يهود از سالها پيش مورد شكنجه و آزار اقوام مختلف قرار داشت اگر گوشه اي از اين آزار و اذيت ها را به نقل از تاريخ نقل كنيم قلب هر انسان آزاده اي را به درد خواهد آورد . اول سپتامبر سال هفتاد ميلادي نيروهاي امپراتوري روم به فرماندهي تيتوس شهر اورشليم را بعد از يك محاصره طولاني ويران ساختند و تمامي اهالي آن شهر را قتل عام نمودنددر جریان تخریب اورشلیم، معابد یهود از بین رفت. مقاومت یهودیان در برابر سلطه رومیان چهار سال طول کشیده بود.&lt;br /&gt;این شهر شش قرن و اندی پیش از آن نیز به دست بخت النصر امپراتور بابل ویران شده و باقیمانده ساکنانش به اسارت به بابل منتقل شده بودند که کوروش بزرگ بنیاد گذار ایران زمین پس از تصرف بابل آنان را به سال پانصد و سي و هشت پیش از میلاد به زادگاه خود بازگردانید و به هزینه ایران شهرشان را از نو ساخت .&lt;br /&gt;بعد از ماجراي كشتار يهوديان بدست روميان دسيسه كشتار قوم يهود توسط هامان وزير خشايارشا پيش مي آيد . هامان كه وزير اعظم دربار هخامنشي بود با دسيسه اي دستور كشتار يهوديان در قلمرو ايران را از پادشاه ميگيرد . ولي اين دسيسه با درايت و تيزهوشي ملكه زيباي خشايارشاه استر نقش بر آب ميگردد و هامان خود قرباني اين دسيسه گشته بدار آويخته ميشود .&lt;br /&gt;«پس هامان به اَخشورش پادشاه کٌفت: تیره ای هستند که در میان تیره ها در سراسر فرمانروایی کشور تو پراکنده می باشند و شرایع ایشان پاد(ضد) همه ی تیره ها است و شرایع پادشاه را به جا نمی آورند. لیکن ایشان را چنین واکٌذاشتن برای پادشاه سودمند نیست، اکٌر پادشاه را پسند آید فرمانی نوشته شود که ایشان را کشتار کنند و من ده هزار وزنه سیم(نقره) به دست کارتاران(عاملان)خواهم داد تا آن را به گنجینه ی پادشاه بیاورند.»&lt;br /&gt;(کتاب استر، باب سوم، آیات هشتم و نهم)&lt;br /&gt;و پادشاه نیز می پذیرد:&lt;br /&gt;«آنگاه پادشاه انکٌشتر خود را از دست بیرون آورده، آن را به هامان پور همداتای اَجاجی -که دشمن یهود بود- داد و پادشاه به هامان کٌفت: هم سیم و هم تیره را به تو دادم تا هرچه در دیدت پسند آید بر ایشان انجام دهی.»&lt;br /&gt;(همانجا، باب سوم، آیات دهم و یازدهم)&lt;br /&gt;و قرار بر این شد که، در سیزدهمین روز از ماه عبری «آدار» یهودیان کشتار گردندند. در اینجاست که راز پنج ساله ی یهودی بودن «استر» فاش می گردد! به دستور مردخای, استر راز خود را با خشایارشا در میان می گذارد و خواستار جلوگیری از این کشتار و مجازات هامان و دیگر دست اندرکاران این ماجرا شد.&lt;br /&gt;يهوديان نيز به شكرانه نجات يافتنشان از دسيسه هاي هامان همه ساله در اين تاريخ جشن پوريم را برپا ميكنند و فره ايزدي را كه موجب نجات قوم يهود گرديد ميستايند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كشتار يهوديان در سالهاي پر بركت فرمانروائي تازيان نيز چيزي نيست كه از چشم هر نگاه تيز بيني دور مانده باشد.و يكي از اين قتل عامها قتل عام قبيله بني قريضه بدست مولاي متقيان و بدستور فرستاده اي كه قرار بود رحمه للعالمين باشد ميباشد كه در اين واقعه مولاي متقيان حدود هفتصد تن از اسيران بي دفاع يهودي را بدست مبارك قتل عام نمودند.(البته لازم به ذكر است كه در موقع اداي اين وظيفه خطير از اداي فريضه نماز غافل نبوده و چندين دقيقه دست از اين عمل كشيده و به راز و نياز با خداي خويش مشغول ميشدند)&lt;br /&gt;به نقل از تاريخ طبرى :&lt;br /&gt;مدت يك ماه يا 25 روز يهوديان در محاصره بودند و چون كار بر آنها سخت شد گفتندشان به حكم پيغبر تسليم شويد, و ابولبابه بن المنذر اشاره كرد كه حكم پيغبر كشتن است.&lt;br /&gt;يهوديان گفتن: (به حكم سعد بن معاذ تسليم ميشويم.)&lt;br /&gt;و چون كار حكميت درباره بنى قريظه با سعد شد قومش بيامدند و او را بر خرى كه متكايى چرمين تو آن بود سوار كردند, سعد مردى تنومند بود, و او را پيش پيغمبر آوردند .&lt;br /&gt;بو جعفر گويد: وقتى سعد پيش پيغمبر و مسلمانان رسيد پيمغبر گفت: (براى سالار خويش به پاخيزيد.) يا گفت: (براى بهترين مردان خودتان به پا خيزيد.) و قوم به پا خواستندو گفتند: (اى ابو عمرو, پيمبر حكميت درباره بستگانت را به تو واگذار كرده.)&lt;br /&gt;سعد گفت: (به قيد سوگند پيمان مى كنيد كه به حكم من رضايت دهيد؟)&lt;br /&gt;گفتند: (آرى.)&lt;br /&gt;گفت: (و آنكه اينجا نشسته رضايت دارد؟)و به سوى جاى پيغمبر اشاره كرد,اما از روى احترام بدو ننگريست.&lt;br /&gt;پيغمبر گفت: (آرى)&lt;br /&gt;سعد گفت: ( حكم من اينست كه مردان را بكشند و اموال تقسيم شود و زن و فرزند را اسير كنند. )&lt;br /&gt;پيغمبر گفت: (حكم تو درباره يهودان همان است كه خدا از فراز هفت آسمان ميكند.)&lt;br /&gt;ابن اسحاق گويد:آنگاه يهوديان را از قلعه فرود آوردند و پيغمبر آنها را در خانه دختر بنى حارث يكى از زنان بنى نجار محبوس كرد, پس از آن به بازار مدينه كه هم اكنون به جاست رفت و گفت تا چند گودال را بكندند و يهوديان را بياوردند و در آ ن گودالها گردنشان را بزدندو شمار يهوديان ششصد يا هفتصد بود و آنكه بيشتر گويد هشتصد تا نهصد گويد.&lt;br /&gt;هنگامى كه كعب بن اسد را با يهوديان پيش پيغمبر مي اوردند بدو گفتند: (پندارى با ما چه ميكنند؟)&lt;br /&gt;گفت: (در هيچ جا فهم نداريد مگر نمىبينيد كه هر كه را ميبرند برنمىيگردد؟به خدا ما را ميكشند.)&lt;br /&gt;و همچنان گردن يهودان را زدند تا كارشان پايان گرفت.&lt;br /&gt;و به نقل از واقدى:چند روز از ذيقعده مانده بود كه پيغمبر به غزاى بني قريظه رفت و چون تسليم شدند بگفت تا در زمين گودالهابكندند و علي در حضور پيغمبر گردن آنها را ميزد.&lt;br /&gt;قتل عام قبيله بني قريضه و مصادره اموال آنها و تجاوز (ببخشيد صيغه ) نمودن زنان و دختركان اين قبيله و فروختن كودكاني كه موي زهار آنها هويدا نشده بود در بازاربرده فروشان مدينه تنها نمونه اي كوچك از دستوراتي بود كه توسط جبرئيل بر بنده خدا (محمد) در دشمني با اين قوم ابلاغ گرديده بود .و خدا را شكر ايشان به نحو احسن از انجام اين وظيفه سر بلند بيرون آمدند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كشتار يهوديان توسط هيتلر در خلال جنگ جهاني دوم و واقعه هالوكاست نيز بر كسي جز سردمداران جمهوري اسلامي به خصوص جناب آقاي احمدي نژاد پوشيده نيست .و لزومي نيز ندارد تا در اين وقت كم به بازخواني آن بپردازيم . علاقه مندان ميتوانند جهت اطلاع بيشتر به موزه هالوكاست واشنگتن مراجعه فرمايند.&lt;br /&gt;ولي سئوال اين جاست كه چرا اين قوم در طول تاريخ اين اندازه مورد نسل كشي و آزار و اذيت قرار گرفته است ؟&lt;br /&gt;به عقيده اينجانب جواب اين پرسش را بايد در شيادي اشخاصي كه براي رسيدن به مطامع خود در صدد شورانيدن توده كم اطلاع جامعه ميگردند بايد جستجو كرد . هيچ كدام از كساني كه در ابتداي سخن از آنان نام برديم ابله نبودند كه ندانند ريشه مشكلات جامعه شان را نبايستي در يك اقليت كوچك از انسانها جستجو كنند .اينان همگي انسانهاي تيز هوشي بودند كه ميخواستند ره صد ساله را يك ساله بپيمايند همه اينان غرق در شهوت قدرت بودند وخواب استيلا بر جهان را در خيال خام خويش ميپرورانيدند.اينان ميخواستند با تحميق توده ها سوار بر موج بوجود آمده گردند و سواري بگيرند .ولي چرا همگي اينان قوم يهود را براي كشتار انتخاب مينمودند ؟ با توجه به اندك بودن پيروان موسي در جهان اينان ميتوانستند با اندكي زحمت به اين افكار پليدخويش دست يابند. ولي اگر نوك تيز پيكان حمله اينان بسوي يك قوم ديگر همچون مسلمانان يا مسيحيان بود ميتوانست برايشان مشكل ساز گردد . اگر از همان ابتدا اين قوم به همين قدرتي دست مي يافت كه اكنون يافته است هيچ گاه هيچ قدرتي در جهان فكر كشتار را حتي به مخيله اش نيز راه نميداد .&lt;br /&gt;احمدي نژاد و پيروان او اكنون ميخواهند از راهي بروند كه اسلافشان سالها پيش رفته بودند او فكر ميكند ميتواند باز سوار بر آن موجي گردد كه سالها پيش هيتلر گرديده و جهان را به خاك و خون كشيده بود ولي نميداند كه اكنون جهان را كشتيباني دگر آمده است فقط در اين ميان سئوال اين است كه چرا بعضي از جهانيان خود را به خواب خرگوشي زده و ميخواهند همانند داستان پادشاه و اعرابي دوباره بازي را از نو شروع كنند ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-5709617988084214486?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/5709617988084214486/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=5709617988084214486' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/5709617988084214486'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/5709617988084214486'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='اعرابی و پادشاه'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-2108826710564648810</id><published>2010-03-22T08:40:00.000+04:30</published><updated>2010-03-22T08:41:18.109+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بوي باران بوي سبزه بوي خاك&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاخه هاي شسته باران خورده پاك&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آسمان آبي و ابر سپيد برگهاي سبز بيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عطر نرگس رقص باد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نغمه شوق پرستوهاي شاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلوت گرم كبوترهاي مست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نرم نرمك ميرسد اينك بهار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گر نكوبي شيشه غم را به سنگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جشن جمشيدي نوروز و همچنين سال 2569 آريائيتان شاد باد &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-2108826710564648810?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/2108826710564648810/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=2108826710564648810' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2108826710564648810'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2108826710564648810'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2010/03/2569.html' title=''/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-2509832037278023235</id><published>2010-03-15T13:15:00.001+03:30</published><updated>2010-03-15T13:18:46.584+03:30</updated><title type='text'>سال نوخجسته باد</title><content type='html'>&lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt; &lt;span lang="FA"  style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;عید آمدو عید آمد کان وقت سعید آمد برخیز و  دهل میزن كان ماه پديد آمد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;ایرانیان داخل کشور نیز همانند ایرانیان سراسر  جهان به سان نیاکان خویش هر ساله فرا رسیدن نوروز اهورائی را با رامش و شادمانی جشن  میگیرند .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;همه کردنی‌ها چو آمد به جای  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;ز جای مهی برتر آورد پای  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;به فرّ کیانی یکی تخت ساخت  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;که چون خواستی دیو برداشتی  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;ز هامون به گردون برافراشتی  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;چو خورشید تابان میان هوا  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;نشسته برو شاه فرمانروا  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;جهان انجمن شد بر تخت او  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;شگفتی فرومانده از بخت  او&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;به جمشید بر گوهر افشاندند  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;مرآن روز را روز نو خواندند  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;سر سال نو هرمز فرودین  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;برآسوده از رنج روی زمین  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;بزرگان به شادی بیاراستند  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;می و جام و رامشگران خواستند  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;در فرهنگ والای ایرانی جائی برای شیون و غم  گساری وجود نداشت. هر روز که ایرانیان به موهبت اهورامزدا چشم بر این گیتی می  گشادند روزشان را با جشنها و خوشگذرانیهای متعدد همراه مینمودند و میدانستند که  :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;چون ابر بنوروز رخ لاله  بشست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;برخيز و به جام باده عزم كن درست  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;كاين سبزه كه امروز تماشاگه  ماست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;فردا همه از خاك تو بر خواهد رست  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;جشن های متعددی همچون سده – چهارشنبه سوری –  نوروز و مهرگان یاد آور گذشته پر شکوه ایران و ایرانی میباشد . همان زمانی که سر بر  تارک گیتی می سودند و بر جهان حکم میراندند جهانیان را نیز شریک شادمانیهای خویش  میانگاشتند .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;آدمی هرگاه که غرق در رفاه و ناز و نعمت میشود  بهانه ای میجوید برای تفریح و بهره مندی از لذائذ خدا دادی. ولی هنگامی که غوطه ور  در فساد و تباهی و زبونیست با توسل به الهامات غیبی و امدادموجودات نامرئی راهی  میجوید برای تسکین آلام فرو خورده خویش. و وجود این جشن های پر زرق و برق در پیشینه  پر افتخار ایرانیان تائیدیست بر این امر مهم .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;از زمانی که تازیان زبون قدم ناپاکشان را بر  خاک این سرزمین پاک اهورائی نهادند و پلیدی جای گفتار و کردار و پندار نیک را گرفت  جشن و رامش ایرانیان خاری شد در چشم این شیاطین زمینی . باید چاره ای میجستند تا  ایرانیان همچون اجداد سوسمار خور آنان بر سر و رویشان میکوفتند. تا امید این موهبت  اهورامزدا از آنان گرفته میشد. تا مسخ میگشتند و تبدیل به موجوداتی بی اراده همچون  گوسفندان سلاخخانه ای میشدند که وقتی به دیده خود دریده شدن گلوی هم نوعشان را  میدیدند به قضا و قدر الهی دل خوش کنند و دل به ظهور ناجی ای که هیچ گاه نخواهد آمد  میبستند تا سر رسد و آنان را از چنگ این دیو سیرتان انسان نما وا رهاند و آنان را  به مراتع سر سبزی که جویهای شیر و عسل در آن جاریست رهنمون سازد  .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;امید که فرزند خلف شادمانیست در نظر اهریمن  گناهیست نا بخشودنی گناهی که در نظر او با هیچ گناهی دیگر یارای برابری نیست و از  این روی شد شراب که مردمان شادمانی میبخشید حرام گشت و افیون جای هدیه ناب شیراز را  گرفت .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;تازیان و خودفروختگان رزل تر از آنان همچون  آخوند مطهری و ملا حسنی و شیخک خزعلی وجنتی و غزالی هر چه توانستند از انبان پر از  کین و نفرت خود در مذمت این جشن های کهن یاوه سرودند و آنچه را که لایق خود بود به  ایرانیان نسبت دادند این ابلهان ندانستند که این واژه هائی را که به اجداد ایرانیان  نسبت میدهند نه در خور ایرانیان که در خور مادران خودشان میباشد که بجای این که آن  هنگام که اعراب وحشی بر خاک پاکمان یورش آوردند همانند شاهزادگان ساسانی با افتخار  خودکشی کنند خود را بر این زبونان عرضه داشتند .تا این وحشیان بی فرهنگ و تمدن با  اجدادشان گشنی گزینند و حال نیز با افتخار از عمل مذموم مادرانشان با کبکبه و دبدبه  خود را سید و میر مینامند زهی بی شرفی و تاسف .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بوزینگان ِ ضد این&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;شادیها که در درازی هزار و چهارصد و اندی سال سعی کرده بودند هر بی  حرمتی، بر این&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;جشن ها روا بدارند و این روزهای ِ شاد وُ  زنده کننده دیده و دل را به عزا و ناله و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;شیون و زاری فرو بکاهند،  را وا داشت که کهنگی وُ مرده گی وُ تیره گی ِ فرهنگ تازی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;شان را با زندگی وُ تازه گی وُ روشنایی ِ فرهنگ ایرانی بیامیزند تا شاید  از این فرو&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;رفتگی فرهنگ تازی، در گنداب ِ عصر جاهلیت  ِ قبائل عرب را اندکی سرک به بیرون&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بکشانند و تازه گی و  طراوت  وُ شادمانی  را تنفس کنند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;اما این ره گم کردگان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;غافل از این هستند که تیره گی را با روشنایی آشتی نباشد و گنداب وُ  مرداب وُ  لجن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;زار ِ فرهنگ تازی را با رودخانه ی روان و  جویبار ِ زلال و باغ ِ شاداب ِ انار ِ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;فرهنگ ایرانی هیچ  خویشاوندی نیست&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;و چه بیهوده تلاش می کنند  ایرانیان منزجر از&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;فرهنگ جهل پرور و ضد شادی و ضد زندگی ِ  تازی را با ریختن اشکی تمساح گونه برای جشن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;های ایرانی،  آنها را در باتلاق سینه زنی فرهنگ ِ تازی فرو ببرند و نامش را " اقتدار&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;فرهنگی " بگذارند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;کجای جشن چهارشنبه سوری با فرهنگ  بیابانگردی ِ تازیان قابل&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;جمع است، که این گمراهان  می پندارند؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;نوروز را در کجا با فرهنگ ِ  قربان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;و تیغ کشی بر گلوی ِ زندگی انسانی قرابت  است؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;یکی زنده می کند و زندگی می بخشد  و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;زیبایی را در همه سو در چشمانشان سفره ی عشق و  بوی نفس ِ  نسیم ِ نیلوفر ِ نشسته بر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;آب ِ تالاب ِ کهن دیار ِ  یاران، ایران پهن می کند  آن یکی می کُشد وُ زندگی را با&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;شمشیر جهالت گردن می زند و بر هر چه زیبایی است چنگال ِ وحشی گری فرو می  برد و نکبت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;و زشتی را چون شب ِ تیره و تار، چادر بر  سرش می کشد و مثل حشرات ِ از نور گریزان در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بیغوله ها  تاریکی را نشخوار می کند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;کجای ِ شادمانی وُ رقص وُ پایکوبی ِ جشن  های&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ایرانی را با گریه و سینه زنی و قمه کشی و ناله پروری ِ  فرهنگ تازی، کوچکترین تناسب&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;و یا همسانی است که این  گمراهان می پندارند و می خواهند نکبت و زاری و پریشانی ِ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;جنون گونه شان را با آن ها بیامیزند؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;هرگز فرهنگ ایرانی را با فرهنگ بیابانگردی  همسازی نبوده و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;نیست. وقتی که تازیان با زور شمشیر ِ  پدران عقیده تی شما بر ایران غالب شد در کنار&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ایرانی کُشی ِ  بیشمار، فرهنگ ایرانی را هم با تمامی توان ِ جنون آمیزشان سعی کردند،&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بکُشند اما ندانستند که فرهنگ ایران سر لوحه اش با نام آتش و نور مزین و  سرشته شده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;است و این آتش و نور در درازی این تاریخ  رنجبار ایران و ایرانی، همواره در دل هر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ایرانی شعله ور بوده و  هست و امروز هم این آتش ِ فرهنگ ایران است که گام به گام&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;فرهنگ کهنه تازی را می سوزاند و جان و جهان همه ی شما را به آتش می  کشد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;فرهنگ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ایرانی متعلق به همه ی ایرانیانی است که ایران را برترین ارزش می دانند،  نه نا&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ایرانیانی چون شما که فرهنگ تازی را بالای ایران می  نشانید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ولی اینان نمیدانند روزگاری  فرا خواهد رسید که با بیداری نسل جوان این کشور جوانان این مرز و بوم آنان را به  همان زباله دانی که از آن بیرون خزیده اند پرتاب خواهد نمود و باز رامش و شادمانی  در این کشور جوانه خواهد زد . بنا براین بهتر است شما اي ناایرانیان  چون&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;همریشان ِ پیش از خودتان، در همان اقتدار فرهنگی جمکرانی  فرو بروید و چون باورهای&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;خرافاتی تان، برای همیشه  از خاک ِ پاک ایرانزمین غیب و نابود و در همان چاههای&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;تاریک ِ تاریخ محو گردید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;نوروزتان پیروز باد &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style=";font-family:Times New Roman;" &gt;پاینده ایران&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;/span&gt;  &lt;/p&gt;&lt;input id="gwProxy" type="hidden"&gt;&lt;!--Session data--&gt;&lt;input onclick="jsCall();" id="jsProxy" type="hidden"&gt;&lt;div id="refHTML"&gt;&lt;/div&gt;&lt;input id="gwProxy" type="hidden"&gt;&lt;!--Session data--&gt;&lt;input onclick="jsCall();" id="jsProxy" type="hidden"&gt;&lt;div id="refHTML"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-2509832037278023235?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/2509832037278023235/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=2509832037278023235' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2509832037278023235'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2509832037278023235'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2010/03/blog-post_15.html' title='سال نوخجسته باد'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-5097505330381920812</id><published>2010-03-15T13:09:00.002+03:30</published><updated>2010-03-15T13:14:55.393+03:30</updated><title type='text'>سفينه نجاتي به كشتيباني  مقام معظم رهبري</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;  &lt;div&gt; &lt;/div&gt; &lt;div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;خورشید داشت کم کم غروب میکرد و بارون شرو شر  میبارید دیگه کار ساختن کشتی داشت به پایانش نزدیک میشد و حیوانات از هر سمت برای  سوار شدن به کشتی داشتند هجوم می آوردند . فردی که عبا و عمامه سیاهرنگی به سر داشت  و قیافه اش همچون حضرت نوح نشان از هزاران سال پیش میداد بر روی نقطه ای مرتفع رفت  و نعره زد: این کشتی سفینه نجات است از این پس هر کس که سوار آن شود فلاح و رستگاری  می یابد و هر کس که تردید کند جزء فریب خوردگان و جیره خواران استکبار جهانی خواهد  بود. دیگر جای تردیدی باقی نمانده بود که این آخرین اولتیماتوم اوست و از این پس  مدارائی در میان نخواهد بود و از این پس فقط اعدام در کار نخواهد بود و&lt;span&gt;   &lt;/span&gt;احکام شرعی دیگر همچون تجاوز و شکنجه و سلاخی در انتظار فریب خوردگان خواهد  بود. قبل از او نیز کسان زیادی مشابه حرفهای او را زده بودند مردم خوب به خاطر  دارند که بوش پسر نیز قبل از حمله به عراق حرفهای مشابهی زده بود و هیتلر نیز به  اتکای به اردوگاههائی که در آنها به گفته خودش( کار آزادی می آورد) از جمله آشویتس  و داخائو &lt;span&gt; &lt;/span&gt;در صدد رسانیدن مردمانش به قدرتی جهانی بود . قدرتی که  همگان به سرانجامش واقفند . حال بعد از سالیان متمادی دیوانه ای دیگر پیدا شده بود  که میخواست پا جای پای او بگذارد و مردمانش را به کام نیستی و نابودی (ببخشید بهشت  برین ) رهنمون سازد . &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;او نیز همچون دیوانه ای که جنگ جهانی دوم را  را ه انداخت تشنه قدرت و بمب اتم و موشک های قاره پیما بود. و در خیالات خامش آرزوی  نابودی نژادی را در سر میپروراند که با تلاش و کوشششان &lt;span&gt; &lt;/span&gt;یکی از  قدرتمند ترین کشورهای جهان را پایه گذاری نموده اند و دیگر آنانی نیستند که با  قطارهای حمل حیوانات به سوی کوره های آدم سوزی &lt;span&gt; &lt;/span&gt;روان بودند . هیتلر  نیز نمیگفت که کشورش را به تلی از خاک مبدل خواهد ساخت او نیز همیشه از استیلای  آلمان بر جهان و نژاد برتر سخن میراند او میگفت که به همه یک ویلا ( نه ببخشید یک  خودرو ) خواهد داد او وعده داده بود که فقر و بیکاری را ریشه کن سازد و به همین علت  بود که کولیان قربانی کوره های آشویتس گردیدند و کسی دم بر نزد. &lt;span&gt; &lt;/span&gt;همگی  بر این باور بودند که به آنان چه ارتباطی دارد. آنان که کولی و یهودی و همجنس گرا و  ... نبودند . و چنان شد که نمیبایست میشد . &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;و حال در پس سالیان سال هیتلری دیگر دارد  متولد میشود . و جهانیان نیز دارند به حرفهای این نوزاد ناقص الخلقه میخندند و  نمیدانند که اگر در قبل از این که هیتلر به قدرت چنگ یازد و بر جهان استیلا یابد در  فکر چاره ای بودند مجبور نمیشدند میلیاردها دلار صرف باز سازی نادانیهایشان سازند و  نظاره گر به سوگ نشستن میلیونها انسان درماتم از دست دادن جگر گوشه شان باشند .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;پاینده ایران &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="margin: 0in 0in 0pt; font-weight: bold;" dir="rtl" class="MsoNormal"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;input id="gwProxy" type="hidden"&gt;&lt;!--Session data--&gt;&lt;input onclick="jsCall();" id="jsProxy" type="hidden"&gt;&lt;div id="refHTML"&gt;&lt;/div&gt;&lt;input id="gwProxy" type="hidden"&gt;&lt;!--Session data--&gt;&lt;input onclick="jsCall();" id="jsProxy" type="hidden"&gt;&lt;div id="refHTML"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-5097505330381920812?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/5097505330381920812/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=5097505330381920812' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/5097505330381920812'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/5097505330381920812'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='سفينه نجاتي به كشتيباني  مقام معظم رهبري'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-4909401234452064278</id><published>2010-01-14T09:57:00.000+03:30</published><updated>2010-01-14T09:59:07.158+03:30</updated><title type='text'>نهایت وقاحت را میتوانید مشخص کنید؟</title><content type='html'>فکر میکنید وقاحت نهایت و انتهائی داشته باشد ؟ هر چیزی را نهایتی هست و انتهائی. یک اتومبیل با مقدار معینی سوخت اشباع میشود. و یک انسان با مقداری دیگر غدا به سیری میرسد . ولی مگر میتوان برای وقاحت حد و مرزی را متصور بود . شاید در نظرتان بیاید فردی که خود فروشی میکند فرد وقیحی به شمار میآید . ولی مگر جز این است که هر فرد مالک مال و ناموس و تن خویش است مگر میتوان عمل این فرد را نهایت وقاحت نام نهاد ؟ &lt;br /&gt;ویا فردی را به جرم دزدی در زمانی که چاره ای جز این عمل ندارد و برای حفظ جان خود و خانواده اش دست به این عمل میزند وقیح نام نهاد .نه هیچ کدام این اعمال نمیتوانند بیانگر نهایت وقاحت یک فرد یا شخص باشند .&lt;br /&gt;نه گزینه های بهتری نیز می توانید انتخاب کنید . به نظر من نهایت وقاحت را میتوان گونه دیگری نیز گزینش کرد . وقتی که شخصی  خود را جانشین خدا و دیگران را نمایندگان شیطان مینامد وقتی که فردی همه خوبیها ونیکیها را در طرف خود دیده و دیگران را در دسته بندی شر قرار میدهد . هنگامی که خود دست به کشتار جوانان این سرزمین زده و خود از کشتار اشخاصی در ازمنه قدیم ناله سر میدهد. وقتی که خود به حرمت جان انسانها از هر مرام و مسلک و عقیده ای کوچکترین ارزشی قائل نیست و  خود دم از بی حرمتی به نادیده ها سخن میگوید. و وقتی که فردی خود را حق مطلق میپندارد ولی خود از رسانه ها واهمه دارد و همه آنه را اعم از اینترنت و ماهواره و روزنامه ها میبندد . وقتی فردی مردم سرزمینش را خس و خاشاک و عده ای فریب خورده و نو کر استعمار و صهیونیسم بین الملل میخواند ولی آدمکشانش را لایق بهشت میپندارد . وقتی فردی بتواند عملی را در گذشته نکوهش نماید ولی خود به همان عمل دست یازد و خود را مظلوم نشان دهد . وقتی فردی به سرمایه هائی که بصورت امانت در اختیارش نهاده شده تا برای رفاه مردمان بکار گیرد خیانت نموده و با این سرمایه ها سلاح و نفربر ضد نفر آنهم برای کشتار مردمش خریداری نماید . وقتی که فردی بتواند قانون لایزال الهی را که همانا عشق و خدمت به همه انسانها بدون توجه به رنگ و مذهب و عقیده است هر دم بدلخواه خود برای سرکوبی آنها تغییر دهد . وقتی فردی خود را شبان مردمان و انسانها را رمه ای عاجز از تصمیم گیری و اراده و تفکر و فقط مطیع اوامر رهبر بخواهد. رهبری که حتی اگر آنها را به مسلخ رهنمون سازد بی چون و چرا فرمانش را بپذیرند و به گردن کودکان با خون جگر بزرگ کرده مردم کلید های بهشت را آویزان نموده و آنان را همچون چهارپایان به میادین مین بفرستد وآنان را شهید نام نهد ولی خود در کاخهای آنچنانی لم دهد و به مسلخ رفتن آنان را شتاب بسوی بهشت نام نهد . هنگامی که فردی نان مردمانش را به آدمکشان فلسطینی هدیه بدهد و یا خزرش را دودستی به روسیه تقدیم نماید و یا در زیر پرچم خلیج العربی نشسته و به ریش آنانی که به او اعتماد نموده اند بخندد . و یا غرامت جنگ نو را رها نموده و در خیال خام خود سکه های غرامت جنگ اول جهانی را بشمارد . و با هاله ای از نور دروغهائی را بگوید که حتی مرغ پخته را هم به خنده اندازد .و یا با در اختیار داشتن در آمد نفتی در یک سال به اندازه در آمد نیم قرن رژیم سابق فقط تورم را به مردمانش هدیه نماید . و یا گماشتن فردی نا آگاه به مسائل قضائی در محترمترین نهاد قضاوت کشور که میبایستی جایگاه امید برای ستمدیدگان و مظلومان میبود و نه جایگاهی برای نابودی دگر اندیشان و فقط مدت زمان اعدام را از چندین ماه به پنج روز برساند . و زندانهای کشورش را بجای این که محلی برای نگهداری اشرار و مزاحمان به نوامیس مردمان گرداند به محلی برای  فرسودن عمر اندیشمندان و دانشجویانش قرار دهد . و در عوض صاحب منصبانش را از کسانی بگمارد که با زنان شوهر دار مردم نماز جماعت سکسی برگذار مینمایند. و خود راحق مطلق بپندارد و مردمانش را گوساله و بزغاله . و از گوانتانامو بنالد و از ظلمی که در حق تروریست های فلسطینی شده ولی خود تظاهرات مسالمت آمیز مردمش را به خاک و خون بکشاند و نگوید که تروریست های فلسطینی که صدها نفر را به خاک و خون کشیده اند این حق را دارند که در زندانهای اسرائیل به تحصیل بپردازند و  بعد از اتمام مدت زندانشان با مدارک دانشگاهی از زندان خارج شوند ولی خود به دانشجویان و نوابغ کشورش در زندان تجاوز نماید .و از جنایات رژیم سابق افسانه ها بسراید ولی خود صد برابر بدتر از آنها کند. در گوآدلپ و فرانسه و سایر کشورها با جاسوسان به اصطلاح خودش استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل نرد عشق ببازد ولی عده ای بی گناه را بخاطر نوشتن جستاری چند محدور الدم بنامد. آیا به نظرتان چنین شخصی لایق دریافت لقب وقیحترین انسان روی زمین نمیباشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-4909401234452064278?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/4909401234452064278/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=4909401234452064278' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/4909401234452064278'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/4909401234452064278'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2010/01/blog-post_14.html' title='نهایت وقاحت را میتوانید مشخص کنید؟'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-7835341407125739310</id><published>2010-01-01T02:40:00.000+03:30</published><updated>2010-01-01T02:47:05.777+03:30</updated><title type='text'>سروده اي از شاعر ملي ايران نادر نادرپور</title><content type='html'>ای دوزخی سرشت! اگر ظلم آسمان&lt;br /&gt;میراث سرزمین مرا بر تو عرضه داشت،&lt;br /&gt;در زیر آفتاب دل افروز آن دیار&lt;br /&gt;دست تو، غیر دانه ی نامردمی نکاشت&lt;br /&gt;وقت است تا ز کِشته، ترا باخبر کنم.&lt;br /&gt;*   *   *&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زان پیشتر که پیک هلاک تو در رسد ،&lt;br /&gt;ای ناستوده مرد!&lt;br /&gt;زان پیشتر که خون پلیدت فرو چکد&lt;br /&gt;بر سنگفرشِ سرد ،&lt;br /&gt;بگذار تا سرود فنای تو سر کنم :&lt;br /&gt;     *   *   *&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چشم من، تو باد سیاهی که ناگهان&lt;br /&gt;چندین هزار برگ جوان را ربوده ای ،&lt;br /&gt;یا روح ظلمتی که پس از مرگ آفتاب&lt;br /&gt;چندین هزار دیده ی پر اشتیاق را&lt;br /&gt;بر بامداد بسته و بر شب گشوده ای.&lt;br /&gt;*   *   *&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبهای بی ستاره ، که چشمان مادران&lt;br /&gt;بر گونه ، اشک ماتم فرزند رانده اند&lt;br /&gt;در دیدگان سرد تو ، ای ناستوده مرد!&lt;br /&gt;رحمت ندیده اند و ندامت نخوانده اند.&lt;br /&gt;*   *   *&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیران مو سپید که بر تخته سنگ گور&lt;br /&gt;نام جگر خراش عزیزان نوشته اند ؛&lt;br /&gt;خون گریه می کنند که در رورگار تو&lt;br /&gt;آن را دروده اند که هرگز نکِشته اند.&lt;br /&gt;*   *   *&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گر نقش شیر و صورت مهر مُنیر را&lt;br /&gt;از رایتِ سه رنگ دلیران ربوده ای ،&lt;br /&gt;یادش همیشه مایه ی جوش و خروش ماست&lt;br /&gt;ور نام آن سخنور شهنامه گوی را&lt;br /&gt;از لابلای دفتر و دیوان ربوده ای ،&lt;br /&gt;تنها ، سروش اوست که در گوش هوش ماست.&lt;br /&gt;*   *   *&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بگذار تا که ناله ی زندانیان تو&lt;br /&gt;چندان رسا شود که نگنجد به سینه ها ،&lt;br /&gt;سیلاب اشک و خونِ کسان را روانه کن&lt;br /&gt;تا بردَمد ز خاک ، گل سرخ کینه ها .&lt;br /&gt;*   *   *&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بگذار تا سپیده دم روز انتقام ،&lt;br /&gt;وقتی که سر بر آوری ز خواب صبحگاه&lt;br /&gt;پیر و جوان و خرد و کلان نعره برکشند&lt;br /&gt;که ای دیو دل سیاه!&lt;br /&gt;مرگت خجسته باد بر انبوه مرد و زن ،&lt;br /&gt;نامت زدوده باد ز طومار سال و ماه ….&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نادر نادرپور&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-7835341407125739310?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/7835341407125739310/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=7835341407125739310' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/7835341407125739310'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/7835341407125739310'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='سروده اي از شاعر ملي ايران نادر نادرپور'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-4284381395938997604</id><published>2009-12-31T09:08:00.000+03:30</published><updated>2009-12-31T09:16:32.092+03:30</updated><title type='text'>چرا اهرمن از آگاهی مردمان وحشت دارد</title><content type='html'>ای اهورامزدا این کشور را از دشمن –دروغ و خشکسالی بدور دار (داریوش شاه)&lt;br /&gt;هیچ کس نباید به گفتار و دستور شخص دروغگو گوش فرا دهد چون چنین شخصی بی گمان خانه و ده و شهر و کشور را به ویرانی خواهد کشانید (زرتشت)&lt;br /&gt;من زرتشت دشمن سر سخت دروغگویان هستم و با تمام نیرو با آنها پیکار خواهم کرد. (گاتها)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه که از مطالعه متون کهن برداشت میشود این نکته را میرساند که در فرهنگ کهن این سرزمین دروغ و دروغگوئی جزء بزرگترین گناهان شمرده میشد و زشتی گناه در حد دشمن خارجی در نزد مردمان نمود پیدا میکرد . ایرانیان به کمک این رهنمودها آرام آرام در مسیر رشد و شکوفائی کشورشان گام بر میداشتند چه آن چه که کشور را نابود میسازد همانا چیزی جز دروغ نمیتواند باشد.پیروی از همین راه روشن بود که ایرانیان را به خداشناسترین مردمان آن روزگار مبدل ساخت . چرا که خداوند چیزی جز راستی بی انتها نمیتواند باشد.دروغ است که همه چیز را نابود و ویران میسازد و راستیست که بر همه بدیها غلبه میکند .تنها توصیه زرتشت در کتابش راستیست و بس . پیروی از منش راستی باعث گردید که او هیچ گاه خود را فرستاده اهورامزدا ننامد و تنها خود را آموزگار مردمان نام نهد .آموزگاری که آمده بود تا آنان را به سر منزل نیکبختی هدایت نماید . دشمنان ایرانیان از ابتدا مشخص بودند کیانند :پیروان دروغ و چون آشکارا میشد این دو گروه را از هم تشخیص داد هیچ گاه آنان را یارای مقابله با ایرانیان نبود . &lt;br /&gt;اهرمن چون از هر حیلتی فرو ماند خدعه ای اندیشید و سلسله دوستی جنبانید . او خود را به ظاهر پیرو راستی نمایاند ولی در باطنش شررهای آز و شهوت و نیرنگ و دروغ شعله به آسمان میکشید . او به مردمان قبولاند که دروغ بد است ولی خدعه و تقیه عالیست . زنا بد است ولی میتوان به تعداد جمعیت جهان صیغه کرد .همجنس بازی نکوهیده است ولی پروردگار خود به آنانی که او را در دزدیهایش یاری دهند غلام بچه هدیه میدهد .نوشیدن شراب ستوده نیست ولی در بهشت او شراب جای آب جریان دارد .&lt;br /&gt;انسان موجودیست هوسران. او در پی ارضاء امیال درونی خود میباشد و چه نیکوست آئینی که با توسل به آن میشود بر آن امیال جامه عمل پوشانید . و بدبختی ایرانیان نیز از همین هنگام آغاز گردید .زیرا دیگر آنان را محکی برای تشخیص سره از نا سره نبود .همگی خود را اهورائی میپنداشتند و در باطن اهرمنی جرار گشته بودند .همه آئین خود را بر ترین برترینها میشمردند و دیگران را مستوجب مجازات سنگین .میشد حتی به زنان متاهل تجاوز کرد و اسم آنان را غنیمت نام نهاد .میشد دارائی یک فرد را به یغما برد ولی با دادن یک پنجم آن مال آن را پاکتر از شیر مادر ساخت .&lt;br /&gt;اهریمن چون از راستی میترسید به مردمان باوراند که هرگونه شک و پرسش درمورد معتقداتشان گناهیست بزرگ . چرا که او را یارای مباحثه نبود و میبایست راهکاری بهتر میجست که کسی به قلرو او جرات نزدیک شدن را نداشته باشد . و چنین شد که اهرمن سالها حکمرانی بلا منازعی را بر این سر زمین سامان داد.&lt;br /&gt;بزرگترین گناه درملک اهرمن اندیشیدن شد و بزرگترین ثواب پیروی بی چون و چرا از ولایت او . به مردم باوراند که شما توان اندیشیدن در سیطره اهورامزدا را ندارید . شما صغیرو نادانید و باید آنچه را که من میگویم عمل نمائید .آیا منظور فردوسی از آوردن داستان ضحاک همین بود؟حکمرانی که بعد از این که خود را به شیطان فروخت میبایستی روزانه مغز سر دو جوان را خوراک مارانش کند تا آرام گیرد . &lt;br /&gt;و چنین شد که پیروان اهرمن بی هیچ منطقی به جان و مال مردمان دست یازیدند چرا که اگر پیروز میشدند غنائم بیشمار در انتظارشان بود و اگر کشته میشدند حور و غلمان . پس چه جای درنگ است در این میان ؟غفلت موجب کلی پشیمانیست !و این مهم سبب شد که مردمان فوج فوج روی به اهرمن آوردند و از اهورامزدا دوری گزیدند.&lt;br /&gt;اهرمن و پیروانش هیچ گاه در صدد آبادی جهان بر نیامدند آنان مردمان را به آمال واهی وعده داده و ازلذت بردن از زندگانی نکو بر حذر داشتند چرا که آنان واهمه داشتند اگر مردمان در رفاه بسر برند اندیشه به ذهنشان خطور خواهد کرد و این بسیار خطرناک میباشد . &lt;br /&gt;ولی چه اندازه میتوان مردم رافریفت ؟ یک سال؟ صدسال ؟ هزار سال ؟  قدرتی که اینان درراه تبهکاری و کج اندیشی بدست می آورند سرانجام موجب نابودی آنان خواهد گشت (گاتها)&lt;br /&gt;بزرگترین دشمنی که اهریمن برای خودش متصور است نور و روشنائی و دانائیست . به همین سبب به شیوه های گوناگون مانع رسیدن مردمان به خرد ورزی میگردد او وسائل ارتباط جمعی را سانسور و محدود مینماید تا مردمان پی به تاریخ نیاکان خود نبرند و تصور نمایند در گذشته نیز در همان لجنی گرفتار بودند که اکنون هستند.ولی مگر خورشید را میتوان برای همیشه در زیر ابر نگه داشت ؟&lt;br /&gt;بهترین نعمتی که برای مردم ایران عطا شد همانا لمس این فاجعه عظیم از نزدیک بود درست است که سالها پس رفت داشتیم ولی نشانه های بیداری در ملت ایران دیده میشود واین بار دیگر نمیتوان آنها را با انواع حیل مطیع و رام نمود . در تاریکی این شب ظلمانی هزاران ساله هر جوانی که به خرد گرائی دست می یابد همچون ستاره کوچکیست که ذره ای از این شب تار را میشکافد و بر لشگر اهرمن شمشیر میکشد با زیاد شدن تعداد این ستارگان در آسمان ایران اهرمن چاره ای ندارد جز این که به اعماق آن زباله دانی برود که سالها پیش از آن سر بر آورده است ولی با این تفاوت که این بار برای همیشه .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-4284381395938997604?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/4284381395938997604/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=4284381395938997604' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/4284381395938997604'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/4284381395938997604'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/12/blog-post_31.html' title='چرا اهرمن از آگاهی مردمان وحشت دارد'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-7081818669385337001</id><published>2009-12-29T09:44:00.000+03:30</published><updated>2009-12-29T09:45:31.967+03:30</updated><title type='text'>هاله نور به کدامین سو میرود</title><content type='html'>صدام هنگامی که در مراسم با یک دست تفنگ وینچسترش را در دست میگرفت و با غرور تیر هوائی شلیک میکرد هیچ گاه اندیشه آن روزی را نیز به مخیله اش راه نمیداد که از ترس مرگ در سوراخ موشی ماهها سر کند که نیروهای اعتلاف دستشان به او نرسد . او خود را مالک بی چون و چرای جان و مال مردمانی میدانست که دست خداوندگار به او سپرده بود تا هر گونه که میل دارن با آنان رفتار نماید . &lt;br /&gt;نظامهای توتالیتر همگی بدین گونه اند . بجای گردن نهادن بر رای مردم خواست خود را برتر از خواست مردم میپندارند و از آن بدتر نظامهای توتالیتری هستند که خود را با خداوندگار هستی پیوند زده و تقدس مذهبی نیز برای خود قائل میشوند . برای اینان نه قتل هزاران نفر در یک روز ارزشی دارد نه نابودی کل ذخایر کشوری که دارند بر آن حکومت میکنند .&lt;br /&gt;اینان فقط میخواهند به امیال شیطانی خود که به نام خدا به مردم می باورانند جامه عمل بپوشانند . در این جوامع فردی خود را فرستاده او میپندارد و بر صدر امور تکیه میکند . مابقی افراد برای این که عبودیت خود را به او اثبات نمایند خود را چون غلام حلقه به گوشی میپندارند که بایستی اوامر او را بی چون و چرا اطاعت نمایند تا مقرب درگاه او گردند . در این میان عواطف انسانی نه تنها کوچکترین ارزشی ندارند بلکه سد راهی میشوند در راه رسیدن به مقامات والاتر . در این ممالک مستبد اعظم میخواهد که همه گوش به فرمانش باشند به همین دلیل تمامی گماشتگان کشور را از بالاترین رده ها تا پائین ترین درجات را از افراد رزل و دون پایه بر میگزیند تا همه بی چون و چرا مطیعش باشند . او از گماردن اشخاص با شخصیت واهمه دارد چون میترسد که ظلم های بی حد و حسابش را تاب و توان نیاورده و روزی بر علیه او به پا خیزند و دودمانش را بر باد دهند پس باید کسانی را برگزید که با تکه استخوانی که جلویشان انداخته میشود بر روی هم وطنانشان اسلحه بکشند و آنان را به خاک و خون بغلطانند برای اینان فقط وصال به آن حلقه نور اعظم اهمیت دارد و مردمان در چشم آنها چیزی جز خس و خاشاک بی مقدار چیزی نیستند .میتوان آنها را همچون رمه ای به هر سو کشانید و یا به مسلخ برد . مالک همه چیز خداست و اوست که نماینده ای بر روی زمین نهاده و اطاعت از او بی چون و چرا واجب است . &lt;br /&gt;حاکمان بلا منازع نظامهای تمامیت خواه که همچون حبابهائی بر روی آب خود را در حال ترکیدن دیده و گاوهایی را که هر ساعت یک رطل شیر میدادند در حال چموشی میبینند چاره ای ندارند که به حربه های مختلف عمر حبابشان را قدری افزونتر کنند . این حربه ها ممکن است از اشک تمساح ریختن شروع شده و در نهایت به انداختن تمامی تقصیرها به گردن این و آن و خود را مبری از هر اشتباهی نشان دادن ختم گردد. در این نظامها تنها چیزی که ارزشی ندارد شرافت است که آنان را ذره ای بهره از آن نیست . در این میان فقط بقای رهبر مهم است و هیچ . جان همه فدای او میگردد تا او سرمست از باده غرور نعره های مستانه سر دهد .و به زمین و زمان فخر بفروشد . و آنقدر جلو میرود که او خود نیز باور میکند که نظام قانون مند این جهان فقط بخاطر او بر پا شده است و اوست که میتواند حق زندگی را به یک فرد ببخشد و یا بگیرد . ودر این میان سرنوشت هاله نور نمیتواند چیزی بهتر از سرنوشت  پزشک احمدی و یا حسنعلی منصور باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-7081818669385337001?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/7081818669385337001/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=7081818669385337001' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/7081818669385337001'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/7081818669385337001'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/12/blog-post_29.html' title='هاله نور به کدامین سو میرود'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-1387458485585825252</id><published>2009-12-26T14:03:00.000+03:30</published><updated>2009-12-26T14:07:52.786+03:30</updated><title type='text'>به پاسداشت مردي كه براي ايران عشق ميورزيد</title><content type='html'>بشود كه در هر دو جهان ، شهرياران  نيك بر ما مردان و زنان فرمانروايي كنند نه شهریاران بد. (زرتشت)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سواد و تحصیلات چندانی نداشت ولی عاشق ایران بود . سفرنامه مازندرانش را که میخوانی بر این همه شجاعت و غیرتش رشک میبری . و بر مردانگیش آفرین میخوانی . هنگامی که پا به میدان رزم گذاشت ایرانی بیمار را تحویلش دادند بدون ذره ای تمدن .بدون امنیت .بدون رفاه . و وقتی که بعد از بعد از 16 سال رفت قطار پیشرفت کشور با سرعت هر چه تمامتر در حال پیشروی بود .بعضیها دیکتاتور میخوانندش ولی مگر میشد آن اوضاع آشفته را با دموکراسی سامان داد . &lt;br /&gt;رضا  شاه  که کودکی یتیم بود دوران خردسالی را در فقر گذراند. از نوجوانی به نظام پیوست و مدارج ترقی را طی نمود. در روز سوم اسفند سال ۱۲۹۹، کودتایی را ترتیب داد. در نتیجه این کودتا، نیروهای قزاق به فرماندهی رضا خان تهران را اشغال نمودند. رضا خان ابتدا در مقام وزیر جنگ، بسیاری از ناآرامی‌ها و راهزنی‌ها را از بین برد. در سوم آبان ۱۳۰۲ رضاخان با فرمان احمدشاه قاجار به نخست‌وزیری منصوب شد و ابتدا تلاشی در جهت جمهوری خواهی نمود. ولی در سال ۱۳۰۴ به پادشاهی رسید. وی سرانجام در سال ۱۳۲۰ تحت فشار انگلستان مجبور به ترک سلطنت گردید و سه سال بعد در ژوهانسبورگ (آفریقای جنوبی) به مرگ طبیعی درگذشت. &lt;br /&gt;با آن که رضاشاه هرگز طرح قاعده مندی برای مدرنیزاسیون کشور ارائه نداد – تز عمده‌ای ننوشت، سخنرانیهای مهمی ایراد نکرد، و وصیتی از خود به جای ننهاد – اما اصلاحاتی انجام داد که هرچند قاعده مند نبود، ولی نشان می‌دهد که وی خواهان ایرانی بود که از یکسو رها از نفوذ روحانیون، دسیسه بیگانگان، شورش عشایر، و اختلافات قومی، و از سوی دیگر دارای موسسات آموزشی به سبک اروپا، زنان متجدد و شاغل در بیرون از خانه، ساختار اقتصادی نوین با کارخانه‏های دولتی ، شبکه‌های ارتباطی، بانکهای سرمایه گذار، و فروشگاههای زنجیره‌ای باشد. او برای رسیدن به هدف‏اش  دست به مذهب زدایی، برانداختن قبیله گرایی، ناسیونالیسم، توسعه آموزشی و سرمایه داری دولتی زد. &lt;br /&gt;رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل گوناگون به القاب مختلفی خوانده شده‌است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد. با ورود به نظامی‌گری به مناسبت استفاده از مسلسل ماکسیم به «رضا ماکسیم» و بعدها به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا، او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به پادشاهی و گزیدن نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» (پیش از این نام خانوادگی در ایران کار نمی‌رفته‌است و رضا شاه برای اولین بار استفاده از نام خانوادگی را اجباری کرد) شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «رضاشاه کبیر» داده شد.&lt;br /&gt;رضا در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ هجری خورشیدی در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران زاده شد. پدرش داداش بیک، یاور فوج سوادکوه بوده‌است و پدران او نیز نظامی و از ایل پالانی بوده‌اند. مادرش نوش‌آفرین، اهل تهران و تا مرگ داداش بیک ساکن آلاشت بود. مرگ پدرش در چهل روزگی وی، موجب شد که نوش ‌آفرین تصمیم به عزیمت به تهران بگیرد. لذا پس از مدتی نوزاد شش ماهه را برداشت و راه تهران را در پیش گرفت. در این سفر رضای نوزاد در راه سخت میان مازندران و تهران به شدت بیمار شد و با رسیدن به گردنه و کاروانسرای گدوک، نوزاد یخ زد و مادر و سایر همسفران وی را مرده پنداشتند. بنابراین او را از مادر جدا نموده و برای دفن در روز بعد، او را در کنار چارپایانشان گذاشتند. گرمای محیط موجب شد تا کودک مجددا جانی بگیرد و اطرافیان را متوجه خود کند. این داستان را رضا شاه بارها در دوران پادشاهی و در هنگام ساخت راه‌آهن شمال برای اطرافیان از جمله محمدعلی فروغی و حسن اسفندیاری نقل نموده‌است. رضا و مادرش در محله سنگلج در نداری و تهیدستی زندگی می‌کردند. مخارج زندگی آنان تا هفت سالگی رضا بر عهده سرهنگ ابوالقاسم آیرم‌لو بود. او در آن زمان بنام ابوالقاسم بیک، خیاط قزاقخانه بود. و پس از مرگ وی سرتیپ نصرالله‌خان آیرم زندگی آنان را اداره می‌کرد.&lt;br /&gt;در سن ۱۲ یا ۱۴ سالگی توسط صمصام(از ابواجمعی علی‌اصغرخان امین‌السلطان صدراعظم)، یکی از بستگان خود وارد فوج سوادکوه و تابین (سرباز) شد. از خود وی گفته شده ‌است که به هنگام ورود آنقدر خردسال بوده ‌است که دیگران وی را سوار اسب می‌کرده‌اند.&lt;br /&gt;سال ۱۲۷۵ خورشیدی پس از کشته شدن ناصرالدین شاه قاجار، فوج سوادکوه برای نگاهبانی از سفارتخانه و مراکز دولتی به تهران فراخوانده شد. وی در دوران خدمت در قزاقخانه مدتی نگهبان سفارت آلمان در تهران بود. امضای تغییر شیفت روزانه وی هنوز در این محل نگهداری می‌شود.&lt;br /&gt;سپس به سرگروهبانی محافظین بانک استقراضی روسیه در مشهد و پس از چندی به وکیل‌باشی (ستوان تا سروان) گروهان شصت تیر منصوب شد. در این دوره رضاخان به دلیل استفاده از یکی از معدود مسلسل‌های ماکسیم آن زمان، به «رضا ماکسیم» معروف شد. &lt;br /&gt;در سال ۱۲۸۸ خورشیدی، همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورشها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله از خود رشادت نشان داد. سپس با درجه یاوری(سرهنگی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد.&lt;br /&gt;او در این سمت بر علیه فرمانده بریگاد یعنی سرهنگ کلرژه کودتایی را به فرماندهی استاروسلسکی، معاون وی با موفقیت اجرا نمود. اجرای این کودتا با هماهنگی احمد شاه توسط رضا خان به کودتای اول رضا خان نیز معروف است. در اثر این کودتا، کلرژه به روسیه بازگشت و استاروسلسکی فرمانده بریگاد قزاق در ایران شد. &lt;br /&gt;در میان قزاقها، رضا فردی آزاد اندیش ولی نا آرام و متمرد بود. او یکبار در زمان استاروسلسکی، پاگون یکی از افسران روسی ارشدش را کند. او همچنین فرماندهی معنوی سایر افسران ایرانی را نیز بدست آورده بود. چرا که سایر افسران ایرانی نیز از او تبعیت می‌کردند و استاروسلسکی همواره مجبور بود او را راضی نگه دارد.&lt;br /&gt;او اهل تملق نبود و با زیر دستانش در بریگاد به نیکی رفتار می‌کرد و گاه به آنان از جیب خود انعام نیز می‌داد. &lt;br /&gt;گاهی نیز مانند سایر قزاقها دست به شمشیر و اسلحه می‌برد. ولی کینه جو ونبود و انتقام نمی‌گرفت. یکی از افسران هم رده اش به نام علیشاه، در درگیری ای صورت او را زخمی کرد. زمانی که رضا سردارسپه شد، افسر مزبور فرار کرد. بدستور رضا او را برگرداندند و با درجه‌ای از او دلجویی کردند و او تا مقام سرتیپی نیز رسید.&lt;br /&gt;با اخراج افسران روس، بریگاد قزاق تحت نظر یک افسر نالایق ایرانی بنام سردار همایون، قرار گرفت و رضاخان عملا فرمانده واقعی بریگاد (زیر نظر ژنرال آیرونساید) بود.&lt;br /&gt;در سال ۱۲۹۹ خورشیدی و چندماه قبل از کودتا، رضاخان برای شرکت در سرکوبی قیام میرزا کوچک‌خان جنگلی به گیلان فرستاده شد، که منجر به عقب نشینی قوای قزاق به فرماندهی استاروسلسکی تا حوالی قزوین گردید.&lt;br /&gt;در پی گفتگوها و هماهنگی‌های انجام شده میان سیدضیاءالدین طباطبایی (مدیر روزنامه رعد) و رضاخان از یک سو و ژنرال آیرونساید با رضاخان از سوی دیگر،  در روز سوم اسفند سال ۱۲۹۹، کودتایی ترتیب داده شد. برخی بر این باورند که دولت بریتانیا بابت جلوگیری از نفوذ بلشویکها و کنترل اوضاع ایران این کودتای نظامی را برنامه ریزی و پشتیبانی نمود. یک مولف آمریکایی تاکید می‌کند: «نیازی به اثبات این نکته نیست که انگلیس‌ها در لشکرکشی به تهران و در پیش کشیدن رضا خان دخالت داشته اند. ولی میزان این دخالت هیچگاه مشخص نشد.&lt;br /&gt;در نتیجه این کودتا، نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان وارد تهران شدند و ادارات دولتی و مراکز نظامی را اشغال کردند.&lt;br /&gt;پس از کودتا و همزمان با نخست وزیری سیدضیاءالدین طباطبایی، احمدشاه رضاخان را با لقب سردار سپه به وزارت جنگ منصوب کرد. رضاخان سردار سپه تا سوم آبان ۱۳۰۲ در این سمت بود. و در این مدت نیروهای قزاق و ژاندارمری و نظمیه را ادغام کرد و ارتش ملی را به وجود آورد. ارتشی که بیست سال بعد، ناکارامدی کامل خود را نشان داد. &lt;br /&gt;از لحاظ سیاسی او در این دوره با نخست وزیرهای شاه به ویژه احمد قوام مشغول جنگ قدرت بود. درعوض با احمد شاه رفتاری احترام آمیز و خاضعانه داشت. احمد شاه اکثر اوقات در خارج از کشور به سر می‌برد.&lt;br /&gt;با ظهور ارتش نوین ایران، امنیت که سالها بود از کشور رخت بربسته بود، مجددا به کشور باز گشت. رضا شاه موفق شد در این دوره و به مدد مانورهای سیاسی و ارتش نوین خود، یاغیانی مانند شیخ خزعل و بلوچها را در جنوب تخته قاپو کند. همچنین انقلابیونی مانند میرزا کوچک جنگلی که از دوران مشروطه بر نواحی شمالی حکومت داشتند، توسط قوای این ارتش سرکوب شدند. وی به پاس این پیروزی شمشیر مکلل به جواهر از احمدشاه دریافت نمود. در این راستا حتی مخالفانی مانند سید حسن مدرس و دکتر محمد مصدق نیز، بازگردادن امنیت به کشور توسط وی را ستودند. &lt;br /&gt;سرانجام در سوم آبان ۱۳۰۲ رضاخان با فرمان احمدشاه قاجار به نخست‌وزیری منصوب شد و شاه نیز پس از چند روز به اروپا رفت و عملا کشور را به رضاخان سپرد. رضاخان در این مدت پایه‌های قدرت خود را استوار کرد و به کوشش برای سرنگونی حکومت قاجار پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخست وزیر، طی این دوره متوجه شد که برخی از نا آرامی‌ها را نمی‌توان با جنگ از بین برد. بنابراین، روی به سیاست آورد و با آوردن خان‌زادگان به تهران اسباب شهرنشینی آنان را فراهم نمود و آنان را از طغیان و مخالفت بازداشت. &lt;br /&gt;پادشاهان قاجاریه، تقریبا از اواسط دوران سلطنت ناصرالدین شاه، کشورداری را رها نموده و هیچ گامی در جهت بهبود وضع عمومی برنداشته بودند و سفرنامه‌های اروپائیان (همچون فرد ریچاردز، کلود انه و ویتاسکویل وست) در این دوران، روشن می‌کند که کشور به ویرانه‌ای تبدیل شده بود.&lt;br /&gt;لذا طی سالهای نخست وزیری، رضا شاه که اختیارات فوق العاده‌ای پیدا کرده بود توانست یک رشته اصلاحات عمومی را به مرحله عمل برساند. این اصلاحات موجب شده بود تا عموم مردم نسبت به وی دید مثبتی داشته باشند. از دیگر سو، نخست وزیر هنوز افکار ضد مذهبی خود را بروز نداده بود. او در این دوره در مراسم مذهبی شیعیان در مساجد و تکایا شرکت می‌کرد و از وجود شاهزادگان قاجاری پرنفوذ همچون نصرت‌الدوله و صارم‌الدوله در دولت استفاده می‌نمود. &lt;br /&gt;بنابراین در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید برخی ازکوته فکران و روحانیان همچون ملک‌‍‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبرو شدو او مجبور شد که به سلطنت رو آورد .&lt;br /&gt;در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری خواهی، سردارسپه کوشید تا خود را با نمایندگان مخالفین و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت الدوله، سید حسن مدرس و تقریبا اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیر شده بودند برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار نمود. &lt;br /&gt;تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوی مفسد و خارج از دین بودن بودن نخست وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق خریداری نماید. ولی او نیز هنگامی به عراق رسید که رضاشاه در مجلس موسسان سوگند پادشاهی خورده بود.&lt;br /&gt;به هر تقدیر با فشارهای نخست وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرایندی نسبتا دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت نمودند. سپس با تشکیل یک مجلس موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «آقای رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرایندی کاملا غیر دموکراتیک انجام شد و کسانی مانند آیت‌الله کاشانی به نمایندگی رسیدند و در مدح رضا شاه و سلطنت وی، نطق‌های پرشوری کردند. در بیست و چهارم آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس موسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.&lt;br /&gt;سخنرانی مخالفان انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی در مجلس (همچون دکتر محمد مصدق و سید حسن مدرس) نشان از آن دارد که آنان منکر نقش رضاخان در برقراری نظم در کشور نبوده‌اند. بلکه استدلال مخالفان چنین بود که با توجه به اینکه پادشاه مشروطه عملا اختیار حقوقی کشور داری را ندارد و این اختیارات یکسره به نخست وزیر واگذار شده‌است، لذا حیف است که نخست وزیر موفقی مانند سردارسپه به عضوی خنثی همچون پادشاه مشروطه تبدیل شود. زیرا چنانکه بخواهد همچنان مصدر امور باقی بماند ناچار به ورطه دیکتاتوری خواهد افتاد. تجربه سالهای بعد، صحت این استدلال را به اثبات رساند. &lt;br /&gt;با پایان دوران جنگ قدرت در کشور و پادشاهی رضا شاه، دوره رشد و سازندگی آغاز گردید. در این دوران رضا شاه، هنوز با افرادی رایزنی می‌کرد و مخالفانی چون محمدتقی بهار و محمد مصدق، آنقدر آزادی داشتند تا علنا با شاه مخالفت کنند و حتی از قبول مقام وزارت سر باز زنند. &lt;br /&gt;هنگامی که رضا شاه پهلوی بر مسند پادشاهی نشست، جهان در آرامش موقت پس از جنگ جهانی اول نفسی می‌کشید. رضاشاه پهلوی، برنامه گسترده‌ای را برای سامان اداری و اقتصادی کشور به دست گرفت. رضا شاه توانست از آرامش نسبی میان دو جنگ، حداکثر بهره‌برداری را نموده و زیرساختهای کشور همچون ارتش و راهها را به دست مستوفی‌الممالک، نخست وزیر مردمی و شناخته شده نوسازی کند. در همین دوران بود که کاپیتولاسیون الغا شده و راه‌آهن سراسری ایران به سرعت ساخته شد. همچنین آخرین آشوبها و نا امنی‌ها نیز توسط رضا شاه سرکوب شد و شمال شرق ایران که محل جولان یاغیان بود، به تسخیر ارتش درآمد و شهرهای جدید (مانند بندر ترکمن و گنبد کاووس) در محل این ناآرامی‌ها ساخته شد. &lt;br /&gt;رضا شاه، در این دوران به تقویت نفوذ و افزایش پایگاه مردمی خود، خصوصا در میان برخی روشنفکران پرداخت. سازمانهای زنان (مانند جمعیت نسوان وطنخواه) آزادی فعالیت داشتند و گروه‌های چپ مانند حزب کمونیست ایران فعالیت می‌کردند. رضا شاه، بعدها هیچگاه نتوانست پایگاه مردمی خود را در این دوران مجددا به دست بیاورد. در اواخر این دوران بود که قانون مدنی کشور به تصویب مجلس رسید. با تصویب این قانون، قدرت روحانیون که تا آن زمان تنها مقام قضایی کشور بودند، به چالش کشیده شد.&lt;br /&gt;تنها سفر خارجی رضاشاه، سفر به ترکیه در سال ۱۳۱۳ بود. او در این سفر سخت تحت تاثیر همپای ترکش کمال آتاتورک قرار گرفت و کوشید تا مانند او، کشور را با قدرت اداره نماید. محمدرضا پهلوی معتقد بود رضاشاه در دوره پادشاهی خود تمام امور مملکتی را در دست خود داشت و کشور را مانند یک نظامی اداره می‌کرد. بسیاری از مورخان عقیده دارند که تغییر حکومت ایران از مشروطه به استبدادی و دیکتاتوری از حدود سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ یعنی نیمه دوم حکومت رضا شاه، صورت پذیرفته‌است. &lt;br /&gt;اولین نشانه‌های تغییر رویه رضا شاه، در سال ۱۳۰۵ و با ترور ناکام مدرس مشاهده شد. در اردیبهشت ۱۳۰۶ خودکامگی وی به حدی رسید که مستوفی‌الممالک دیگر ادامه کار را مفید ندانست و استعفا کرد. و در گزارشی به مهدیقلی هدایت (نخست وزیر بعدی) خود را تحقیر شده خواند و استعفا کرد.&lt;br /&gt;آزادی‌هایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در این دوره از بین رفت. بسیاری از رقبا و مخالفان شاه زندانی و در زندان کشته شدند. در میان مقتولان چند نفر از وزیران وی مانند تیمورتاش ، سردار اسعد بختیاری و نصرت‌الدوله، برخی از روسای ایلات مانند صولت‌الدوله قشقایی، برخی از شعرا و ادیبان مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای ملی (مانند سید حسن مدرس و ارباب کیخسرو) نیز دیده می‌شوند. برخی از وزرا و نزدیکان شاه نیز (مانند علی‌اکبر داور وزیر عدلیه)از ترس اتفاقات مشابه خودکشی کردند. علاوه بر این افراد، کشتارهای دست جمعی عشایر کهگیلویه، قشقایی و بختیاری را نیز که عمدتا با خانواده صورت می‌پذیرفت باید افزود.&lt;br /&gt;مجلس شورای ملی در این دوره جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرست‌هایی از نمایندگان مورد تائید او انجام می‌شد. حتی مصونیت پارلمانی نمایندگان مجلس (مانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع) که همگی از هواداران قبلی رضا شاه بودند سلب شد و آنان نیز دستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد و اولین زندانی آن، سازنده آن یعنی سرتیپ درگاهی بود. &lt;br /&gt;در این دوران نه تنها همه گونه فعالیت سیاسی گروه‌های چپ مانند حزب کمونیست ایران و گروه ۵۳ نفر) که حتی فعالیت‌های اجتماعی زنان نیز متوقف گردید و جراید و روزنامه‌ها تحت انقیاد کامل درآمده و یا تعطیل شدند.&lt;br /&gt;رضاشاه برای سامان اداری و اقتصادی کشور، چه در مقام پادشاه و چه در مقام نخست وزیر و وزیر جنگ، کارهایی کرد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنیان ثبت احوال &lt;br /&gt;لغو کاپیتولاسیون &lt;br /&gt;اسکان عشایر &lt;br /&gt;تاسیس دادگستری &lt;br /&gt;یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران &lt;br /&gt;تاسیس بانک ملی ایران &lt;br /&gt;ساخت راه‌آهن سراسری ایران &lt;br /&gt;جاده‌سازی در کشور &lt;br /&gt;کشف حجاب &lt;br /&gt;تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس &lt;br /&gt;تأسیس دانشگاه تهران &lt;br /&gt;گسترش صنایع &lt;br /&gt;تأسیس فرهنگستان ایران &lt;br /&gt;تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی &lt;br /&gt;تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران در سال ۱۹۳۵&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با وقوع جنگ جهانی دوم، رضا شاه که محو پیروزی‌های متحدین شده بود، روابط خود را با آلمان و ژاپن گسترش داد. ولی انگلستان (که به نفت رایگان ایران برای پیشبرد ماشین جنگی خود نیاز مبرم داشت) و &lt;br /&gt;روسیه (که گشایش احتمالی جبهه‌ای دیگر در جنوب را تاب نداشت) با کمک نیروهای آمریکایی در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ایران را اشغال نمودند. این اقدام علیرغم بی‌طرفی دولت ایران در جنگ، رخ داد.&lt;br /&gt;پس از اشغال ایران، بریتانیا پیامی به این مضمون به رضاشاه ارسال کرد:&lt;br /&gt;« ممکن است اعلیحضرت لطفا از سلطنت کناره‌گیری کرده و تخت را به پسر ارشد و ولیعهد واگذار نمایند؟ ما نسبت به ولیعهد نظر مساعدی داریم و از سلطنتش حمایت خواهیم کرد. مبادا اعلیحضرت تصور کنند که راه‌حل دیگری وجود دارد.  » &lt;br /&gt;رضاشاه سپس تحت نظر نیروهای بریتانیایی از بندرعباس با کشتی از ایران خارج شد. ابتدا او را به سمت هند بردند. بعد به جزیره موریس منتقل شد و بالاخره در آفریقای جنوبی در شهر ژوهانسبورگ تحت نظر قرار گرفت.&lt;br /&gt;او در دوران تبعید بسیار کم سخن می‌گفت. یکی از آخرین وصیت‌های او به ایرانیان این جمله‌است که:&lt;br /&gt;« به ایرانیان بنویسید که از آمریکایی‌ها بیشتر بترسند تا از روسها و انگلیسها. اینست حرف آخر رضا شاه و این حرف رضا شاه را هم تاریخ، مدلل خواهد داشت که آیا درست است یا نادرست.&lt;br /&gt;رضا شاه در طول دوران زندگی جمعا با چهار زن ازدواج کرد که از آن میان عصمت‌الملوک دولتشاهی مورد توجه ویژه او قرار داشت. این در حالی بود که تاج‌الملوک آیرملو ملکه رسمی محسوب می‌گردید. او از این همسران جمعاّ ۱۱ فرزند داشت که ولیعهدش محمدرضا پهلوی همزمان با اشرف و پس از همدم‌السلطنه و شمس به دنیا آمده‌است.&lt;br /&gt;در دوره زمامداری رضا شاه ،ایران رابطه نزدیکی با کشور آلمان برقرار کرد بطوریکه این کشور به بزرگترین شریک تجاری ایران تبدیل شد و بیش از سه هزار کارشناس آلمانی در ایران استقرار یافتند. این افرایش رابطه با آلمان باعث تیرگی روابط با انگلیس و شوروی شد و یکی از علت‌های حمله این دوکشور در سال ۱۳۲۰ به ایران شد.&lt;br /&gt;در دوره رضاه شاه روابط بین المللی ایران دچار فراز ونشیب‌هایی شد. در سال ۱۹۳۷ و در اعتراض به چاپ عکسی در یک نشریه فرانسوی،ایران سفیر خود را از فرانسه فراخواند.درسال ۱۹۳۵ نیز در پی دستگیری سفیر ایران در آمریکا به جرم سرعت زیاد در حین رانندگی در مریلند ایالات متحده آمریکا ،ایران روابط خود با آمریکا را قطع کرد. درسال ۱۹۳۹ روابط ایران با فرانسه و آمریکا به حالت عادی بازگشت.&lt;br /&gt;پیکر رضاشاه را پس از مرگ به مصر بردند و در آن‌جا به امانت گذاشتند. جنازه وی در مصر مورد دستبرد ملک فاروق، برادر فوزیه همسر اول محمدرضا پهلوی قرار گرفت و شمشیر جواهرنشان وی به سرقت رفت. در اردیبهشت ۱۳۲۹ جنازه به ایران آمد و با تشریفات رسمی به حضرت عبدالعظیم منتقل شد و در آرامگاه ویژه او دفن شد.&lt;br /&gt;در روز ۲۴ دیماه ۱۳۵۷ و مدت کوتاهی قبل از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ پیکر وی بار دیگر به همراه پیکر پسرش علی‌رضا پهلوی توسط محمدرضا، ابتدا به لوس آنجلس و سپس به مسجدالرفاعی مصر منتقل شد. در اردیبهشت ماه ۱۳۵۹، مقبره رضاشاه به دستور حاکم شرع وقت صادق خلخالی به کلی ویران شد.&lt;br /&gt;رضا شاه، تا پیش از پادشاهی، تظاهرات مذهبی شدیدی داشت. او در دسته‌های عزاداری امام حسین و همچنین در تکایا و حسینیه‌ها بطور فعالی شرکت می‌نمود. لیکن در همان دوران (دوره وزارت جنگ) نیز اعتقاد عمیق به جدایی دین و سیاست داشت. او در سفرنامه خوزستان (که در اواخر دوران رئیس الوزرا بودنش به رشته تحریر درآورده‌است)، به سختی از شاه اسماعیل صفوی بخاطر تکیه بر گروه شیعیان و احساسات شیعی انتقاد می‌کند. او همچنین پس از رسیدن به پادشاهی و در سال ۱۳۰۵ در سفرنامه مازندران شاه عباس را شدیدا بخاطر اختلاط مذهب و سیاست مورد انتقاد قرار داده‌است. &lt;br /&gt;بی سبب نیست که او روابط مناسبی با روحانیون معاصرش نداشت. او با تصویب قانون مدنی و تربیت قضات، دست روحانیون را از محاکم سنتی کوتاه نمود. با طرح کشف حجاب و لباس متحدالشکل مردان و محدود نمودن روحانیون (به غیر از علمای تراز اول) از پوشش سنتی، روحانیون را علنا به مبارزه طلبید و سرانجام با کشتار و سرکوب در مسجد گوهرشاد، این مبارزه را با قوه قهریه به پیش برد. او حتی یکبار که یکی از دخترانش در حرم حضرت معصومه بصورت بدحجاب ظاهر شده بود و از این بابت مورد اعتراض واقع شده بود، شخصا به قم رفت، با چکمه وارد حرم شد و روحانی اعتراض کننده را به شلاق بست. ولی به علت رابطه نزدیک و خوب رضا شاه با عبدالکریم حائری یزدی ، بزرگترین مرجع تقلید در آن زمان و با وساطت او هیچ اعتراضی به این اقدام رضا شاه صورت نگرفت.&lt;br /&gt;در دوره دوم حکومت رضا شاه بر کشور، او زمینهای بسیاری را تا پایان پادشاهی‌اش در سراسر ایران، به‌ویژه در شمال ایران را به نام خویش کرد و در اواخر سلطنت حدود ۷۰۰۰ روستا به نام او ثبت شده بود مجموع زمینهای وی بالغ بر ۱۰٪ از کل زمینهای کشاورزی ایران آن روز می‌شد. همچنین چندین کارخانه‌ ‏در ایران بنام وی به ثبت رسیده بود.&lt;br /&gt;درباره دارایی نقدی وی در زمان خلع از سلطنت اختلاف هست. برخی معتقدند که رضاشاه در زمان برکنار شدن از سلطنت نقدینگی فراوانی در خارج از کشور داشته‌است، مسعود بهنود معتقد است رضاشاه در زمان برکنار شدن از سلطنت (۱۹۴۱) حدود ۲۰۰ میلیون دلار در حسابهای بانکی‌اش در لندن ذخیره پولی داشته است .منوچهر فرمانفرمائیان نقل می‌کند که عبدالحسین هژیر در اوایل دهه بیست برای بازپس گیری دارایی رضا شاه (که مبلغی بالغ بر بیست تا سی میلیون پوند بوده و دولت انگلیس تا پس از جنگ آنرا توقیف کرده بود) سفری به انگلستان داشته است. ولی خود رضا شاه در هنگام تبعید و در پاسخ به کسانی که به وی اتهام به داشتن حساب بانکی در خارج از ایران می‌زدند، گفته است: «آقایان بدانند که من درتمام بانک‌های اروپا و آمریکا یک لیره یا یک دلار هم ندارم - راست است که در ایران متمولم، ولی در خارج هیچ چیز ندارم و دولت باید فکر خرج من باشد». در هر حال، ثروت رضاشاه به هر میزان بود، به فرزندش محمدرضاشاه پهلوى منتقل شد و بعدها در بنياد پهلوى متمركز گرديد.&lt;br /&gt;رضا شاه پس از رسیدن به سلطنت، تمایل نداشت که مانند شاهان دوره قاجاریه در کاخ‌های گلستان و صاحبقرانیه، زندگی و تاجگذاری کند. لذا کاخ مرمر را در شهر برای خود بنا نمود. برای ییلاق شمیران نیز منطقه و باغات سعدآباد را به تدریج تملک نموده و کاخ سعدآباد را در آن بنیان نهاد. او همچنین برای تاجگذاری از تاج کیانی (تاج شاهان قاجار) استفاده ننمود و تاج پهلوی بطور اختصاصی برای وی ساخته شد. &lt;br /&gt;شرایط اقتصادی خانواده رضا در کودکی و همچنین فرهنگ آن دوره که تحصیل را صرفا برای عده معینی مقدور می‌نمود، باعث شد تا رضا از تحصیلات آکادمیک باز بماند. در جریان انقلاب مشروطه و پس از فتح تهران در سال ۱۲۸۷ خورشیدی به همراه گروه محافظین عین‌الدوله که تبعید می‌شد، به فریمان فرستاده شد. رضاخان به عین‌الدوله نزدیک شد و به آموختن خواندن و نوشتن پرداخت.&lt;br /&gt;او بعدها به مطالعه تاریخ علاقه‌مند شد. علاقه وی را به ادبیات فارسی از بازسازی آرامگاه‌های سعدی، حافظ و فردوسی می‌توان حدس زد. بخشی از کتاب سفرنامه مازندران وی به تعریف از سعدی و حافظ و تمجید از خوشنویسانی همچون میرعماد، میرزا محمدرضا کلهر و درویش می‌گذرد و خود وی مدعی است که «کتاب بوستان سعدی هم که به یک قطعه جواهر بیشتر شبیه‌است تا به کلمات معمولی، کمتر ممکن است از دسترس من دور بماند.» علاوه بر ادبیات فارسی، او به مطالعه آثار مستشرقینی همچون گوستاو لوبن نیز علاقه‌مند بوده‌است.&lt;br /&gt;از رضا شاه، علاوه بر چندین متن نطق و سخنرانی، دو سفرنامه خوزستان و مازندران به جا مانده‌است که هردو پیش از انقلاب اسلامی ایران منتشر شده‌اند. با توجه به میزان سواد آکادمیک رضاشاه و اینکه همواره فقط کلمه رضا را به عنوان امضا استعمال می‌نموده‌است، گروهی نگارش این دو سفرنامه را به دبیراعظم بهرامی نسبت می‌دهند.&lt;br /&gt;سفرنامه خوزستان که در دوران پیش از سلطنت رضاخان نوشته شده‌است، بیشتر به وقایع مربوط به شیخ خزعل پرداخته‌است. در سفرنامه مازندران که مربوط به سال ۱۳۰۵ شمسی و پس از سلطنت است، مسایل عمرانی بیشتر مد نظر بوده‌است.&lt;br /&gt;در دوره حکومت وی، آموزش اجباری رایگان که پیش از این و در دوره مشروطیت برای کودکان اجباری شده بود، به تدریج تحقق یافت. همچنین در این دوره برای نخستین بار پس از تاسیس دارالفنون به دست امیرکبیر، مراکز ایرانی و دولتی آموزش عالی مانند دانشگاه تهران تاسیس گردید. در این دوره همچنین با تصویب قوانین حمایتی مانند معافیت یکساله محصلین مدارس متوسطه و تاکید بر نظام آموزش عالی، مدارس متوسطه رایگان دولتی نیز شکل گرفت.&lt;br /&gt;تا پیش از حکومت رضاشاه، قوانین به مردان اجازه حکومت بر زنان را می‌داد. اگرچه اقدامات رضا شاه نتوانست اصلاحات اساسی برای احقاق حقوق زنان انجام دهد ولی او این حقوق را از راه‌های دیگری همچون گسترش سیستم آموزشی و دعوت از زنان برای ساختن ایران به کمک زنان تحصلیکرده و کار در شغل‌هایی چون معلمی بهبود داد.&lt;br /&gt;از دیگرسو برای نخستین بار با تصویب قانون مدنی در سال ۱۳۰۷، اولیه ترین حقوق زنان برای ازدواج، به رسمیت شناخته شد و کف سن ازدواج دختران که تا پیش از آن محدودیتی نداشت به ۱۵ سال تمام رسید. همچنین مردان مکلف شدند که ازدواج خود را در یک دفتر ازدواج ثبت و رسمی کنند. در سال ۱۳۱۷ قانونی مترقی تر، مردان را مجبور به ارائه گواهی پزشکی (عمدتا برای جلوگیری از سرایت بیماریهای مقاربتی از مرد به همسرش) هنگام عقد نمود.&lt;br /&gt;اما از سوی دیگر، رضاشاه پس از به سلطنت رسیدن اقدام به سرکوب، توقیف و بستن نشریات و انجمن‌های مستقل از جمله سازمان‌های زنان کرد و آخرین آنها را نیز در سال ۱۳۱۲ بست.&lt;br /&gt;رضا شاه در ۱۷ دیماه ۱۳۱۴ طرح کشف حجاب زنان را اجرا نمود. در این تاریخ برای اولین بار همسر و دختران رضا شاه، در جشن دانشسرای عالی دختران بدون حجاب حضور یافتند. &lt;br /&gt;هر چند دوست و دشمن در مورد رضا خوان هر کدام به گونه ای سخن رانده اند ولی نمیتوان منکر تمام خدماتی بود که او در این دوران کوتاه و با دست خالی (در آمد نفت در اختیار انگلیسیان بود ) به انجام رسانید . شاید هر کس دیگری نیز در زمان او میبود کاری فراتر از این نمیتوانست به انجام برساند . او یک وطن پرست واقعی بود . نقل است هنگامی که اولین گرئه دانشجویان را برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام مینمودند هنگام بدرقه آنان بازرگان که در میان آنان بود رو به رضا شاه کرد و پرسید :چرا با این که امکان ادامه تحصیل در داخل کشور برایمان فراهم است بودجه کشور را به هدر داده و با صرف هزینه کلان ما را به فرانسه میفرستید ؟ رضا شاه در جواب گفت شما را نه برای تحصیل در رشته درسیتان به آنجا میفرستم بلکه برای تحصیل در رشته ای بسیار والاتر و ارزشمندتر بدانجا گسیل میدارم و آن آموزش وطن پرستی و آزادگی از فرانسویان است .آيا ايرانمان بدانجا رسيده است كه عاشقانش برايش از جان مايه گذاشتند و ميخواستند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-1387458485585825252?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/1387458485585825252/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=1387458485585825252' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1387458485585825252'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1387458485585825252'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/12/blog-post_26.html' title='به پاسداشت مردي كه براي ايران عشق ميورزيد'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-8656814255194231501</id><published>2009-12-23T08:54:00.000+03:30</published><updated>2009-12-23T08:58:04.002+03:30</updated><title type='text'>من‌ زنم‌ كه‌ بیدار گشته‌ ام</title><content type='html'>هر روز بر خردی  ضحاک و عظمت ندا میگریم که چه مظلومانه در زیر تیغ خود فروختگان ضحاک به خون خود غلطید . و جلاد سر مست از ثبوت سر سپردگیش بر در گاه ولایت  ابلیس . آری تو از خواب غفلت هزاران ساله بیدار گشته بودی و آمده بودی تا به همگان بگوئی ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من‌ زنم‌ كه‌ دیگر بیدار گشته‌ ام&lt;br /&gt;از خاكستر اجساد سوخته‌ی‌ كودكانم‌ برخاستم‌ و توفان‌ گشته‌ام&lt;br /&gt;از جویبار خون‌ برادرانم‌ سر بلند كرده‌ ام&lt;br /&gt;از توفان‌ خشم‌ ملتم‌ نیرو گرفته‌ ام&lt;br /&gt;از دیوارها و دهكده‌های‌ سوخته‌ كشورم‌ نفرت‌ به‌ دشمن‌ برداشته‌ام&lt;br /&gt;حالا دگر مرا زار و ناتوان‌ مپندارهموطن،من‌ زنم‌ كه‌ دیگر بیدار گشته‌ام&lt;br /&gt;راه‌ خود را یافته‌ام‌ و هرگز بر نمی‌گردم&lt;br /&gt;من‌ دیگر آن‌ زنجیر ها را از پا گسسته‌ام&lt;br /&gt;من‌ درهای‌ بسته‌ی‌ بی‌خبری‌ ها را گشوده‌ام&lt;br /&gt;من‌ از همه‌ چوری‌ های‌ زر وداع‌ كرده‌ام&lt;br /&gt;هموطن‌ وای‌ برادر، دیگر آن‌ نیستم‌ كه‌ بودم&lt;br /&gt;من‌ زنم‌ كه‌ دیگر بیدار گشته‌ ام&lt;br /&gt;من‌ راه‌ خود را یافته‌ ام‌ و هرگز برنمی‌گردم&lt;br /&gt;با نگاه‌ تیز بینم‌ همه‌ چیز را در شب‌ سیاه‌ كشورم‌ دیده‌ام&lt;br /&gt;فریاد های‌ نیمه‌ شب‌ مادران‌ بی‌فرزند در گوشهایم‌ غوغا كرده‌ اند&lt;br /&gt;من‌ كودكان‌ پا برهنه‌، آواره‌ و بی‌لانه‌ را دیده‌ام&lt;br /&gt;من‌ عروسانی‌ را دیده‌ام‌ كه‌ با دستان‌ حنا بسته،لباس‌ سیاه‌ بیوگی‌ بر‌ تن‌ نموده‌اند&lt;br /&gt;و دخترکانی که سپیده دم حجله شان بر طناب دار بوسه می زنند&lt;br /&gt;من‌ دیوارهای‌ قد كشیده‌ی‌ زندان‌ ها را دیده‌ام&lt;br /&gt;كه‌ آزادی‌ را در شكم‌ های‌ گرسنه‌ی‌ خود بلعیده‌ اند&lt;br /&gt;من‌ در میان‌ مقاومت‌ ها، دلیری‌ ها و حماسه‌ ها دوباره‌ زاده‌ شدم&lt;br /&gt;من‌ در آخرین‌ نفس‌ ها در میان‌ امواج‌ خون‌ و در فتح‌ و پیروزی&lt;br /&gt;سرود آزادی‌ را آموخته‌ام&lt;br /&gt;حالا دیگر مرا زار و ناتوان‌ مپندار&lt;br /&gt;هموطن‌ و ای‌ برادر&lt;br /&gt;من‌ در كنار تو و با تو در راه‌ نجات‌ وطنم‌ همنوا و همصدا گشته‌ام&lt;br /&gt;صدایم‌ با فریاد هزاران‌ زن‌ برپا گشته‌ پیوند خورده‌ است&lt;br /&gt;مشتم‌ با مشت‌ هزاران‌ هموطنم‌ گره‌ خورده‌ است&lt;br /&gt;من‌ در كنار تو و در راه‌ ملتم‌ قدم‌ گذاشته‌ام&lt;br /&gt;تا یكجا بشكنیم‌ این همه‌ رنج‌ زندگی‌ و همه‌ بند بندگی&lt;br /&gt;من‌ آن‌ نیستم‌ كه‌ بودم&lt;br /&gt;هموطن‌ وای‌ برادر&lt;br /&gt;من‌ زنم‌ كه‌ دیگر بیدار گشته‌ام&lt;br /&gt;من‌ راه‌ خود را یافته‌ام‌ و هرگز بر نمی‌گردم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-8656814255194231501?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/8656814255194231501/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=8656814255194231501' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8656814255194231501'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8656814255194231501'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/12/blog-post_22.html' title='من‌ زنم‌ كه‌ بیدار گشته‌ ام'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-279928014493043155</id><published>2009-12-20T13:48:00.000+03:30</published><updated>2009-12-20T13:53:15.370+03:30</updated><title type='text'>عاشورائی که باید در آن خون گریست</title><content type='html'>دهم محرم امسال نیز همانند سالیان گذشته یاد آور واقعه تاریخی عاشورا میباشد روزی که در آن شیعیان بخاطر کشته شدن پیشوای سومشان به سوگ مینشینند . آنان بر سر و روی خود میکوبند و در بعضی از نقاط ایران از جمله آذربایجان با قمه بر سر خود صدماتی را وارد می آورند که هیچ عقل سلیمی را یارای پاسخگوئی به چرائی آن نیست . ولی آیا این شیعیانی که این چنین هوای امام سومشان مستشان نموده است حتی یک ورق کتاب تاریخ خوانده اند ؟ ویا خود بازیچه دست کسانی شده اند که میگفتند : ما هر چه داریم از محرم و صفر داریم . و براستی نیزکه آنان راست میگفتند ولی ذهن علیل جامعه آن روزگار و چه بسا این دوران قادر به هضم آن نبود . اینان با بهره گیری از احساسات مردم در پی آن شدند که به مطامع خود دست یابند و ما نیز چه آسان فریب خوردیم و در پی آنان روانه شدیم . در این مقاله در پی برسی احوالات شخصی فردی یا گروهی نیستیم وفقط قصد برسی احوالات آن روزگار با دوران خودمان هستیم و در پی آنیم که ثابت نمائیم فردی را که ما یزید میدانیم بسیار دموکرات تر و رئوفتر از حاکمان کنونی برخی از کشورها بود . و در این باره نیز قصد توهین به هیچ کس یا فردی نیست که توهین را افراد عقب مانده ذهنی میکنند و نه افراد متمدن امروزی. در باره علل جنگ میان حسین و یزید داستانهای گوناگونی را شنیده ایم ولی تمامی آنها را از زبان آخوندهائی شنیده ایم که حتی با الفبای تاریخ نیز آشنائی ندارند. چه رسد به برسی وقایع آن. درنگارش این مقاله از کتب بسیاری بهره گرفته شده است که در خاتمه تعدادی از آنان آورده خواهد شد .&lt;br /&gt;از ديرباز گفته اند، تا فرهنگ ملتی زنده است، آن ملت به زندگی ادامه خواهد داد. مفهوم اين گفته آنست که بهترين راه نابودکردن ملتی، از بين بردن فرهنگ آنست. اين واقعيت را ملايان بدون اصل و نسبی که حکومت را در ايران بدست گرفته اند، به خوبی تشخيص داده در اين مدت 30 سال به سختی تلاش کرده اند تا فرهنگ شکوهمند و ديرپای ملت ايران را نابودکنند. بديهی است که ملت ايران بر خلاف کوشش آخوند ها برای بازداشتن آنها از اجرای مراسم فرهنگی، از همان سالهای نخست روی کار آمدن حکومت دینی با شور بيشتری به انجام مراسم فرهنگی خود ادامه داد و بدينجهت تودهنی محکمی به آخوندها حواله داده اند.&lt;br /&gt;حسين بر آن بود تا تاج خلافت اسلامی را از سر يزيد بن معاويه بردارد و خود جانشين او شود(اميدواريم، خوانندگان  گران ارج توجه داشته باشند که يزيد خليفه بود و نه امام. و حسين  نيز درپيش از فرنام امامت بهره می برد و بنابراين،هدفش خلافت بود و نه امامت). به پيروی اين هدف، حسين از مکه به قصد جنگ با يزيد خارج شد و لشگريان يزيد نيز درکربلا او و سپاهيانش را در پهنه جنگ از دم تيغ گذراندند. (بنمايه ها: شيعه گری و امام زمان، نگارش دکتر مسعود انصاری. شهيد جاويد، نگارش آخوند صالحی نجف آبادی که چون &lt;br /&gt;درباره تاريخ جنگ کربلا واقعه بينی کرده است، بوسيله ماموران امنيتی ج .ا کشته شد.)&lt;br /&gt;غارت و چپاول کالاهای تجارتی يزيد بوسيله حسين در ناحيه تنعيم  .حسین با کاروانی روبرو شد که برای يزيدبن معاويه کالاهای تجارتی حمل می کرد. حسين در راه لشگرکشی از مکه به کوفه،  به کاروان ياد شده حمله کرد و اموال و شتران آن کاروان را تصرف کرد. ( به کتابی که بر پايه دهها کتب تايخ عربی نوشته شده، Wellhausen نگارش The Religio-Political Factions in Early Islamمراجعه فرماييد. )&lt;br /&gt;یزید و معاویه هر دو عاشق زن زیبای شوهر داری بودند بنام (اورینب ) معاویه بعد از بحث های فراوان با شوهر اورینب که عبدالله نام داشت توافق کرد که دختر خود را به عبدالله بدهد و در نتیجه وی همسرش را طلاق دهد تا یزید بتواند بدون مشکل شرعی با او ازدواج کند . هنگامی که عبدالله بن سلام همسرش را طلاق داد و  او را برای یزید فرستاد حسین در راه اورینب را به همسری خود در آورد بدیهیست که از این عمل حسین یزید کینه فراوانی به دل گرفت ولی چون معاویه مردی سیاستمدار بود یزید را از هر اقدامی بر علیه حسین باز داشت . (بنمايه ها: سنجش فرهنگ پارسی بافرهنگ تازی، صفحه ٩۶ ، زندگانی حسين، نگارش زين العابدين راهنما، جلد نخست برگهای ١۵٧ تا ١۵٨ ، ناسخ التواريخ،.( جلد ششم، صفحه ۵۵ ، شيعه گری و امام زمان، نگارش دکتر مسعود انصاری صفحه ۵٩)&lt;br /&gt;در زمان خلافت عثمان، مردم تبرستان بر ضد حاکم تازی شورش کردند و عثمان برای فرونشاندن مردم تبرستان،حاکم کوفه را برای سرکوبی مردم تبرستان روانه داشت. حسن و حسين ، فرزندان علی بن ابيطالب نه» تنها در اين جنگ ها شرکت داشتند، بلکه جز سرداران « سعيدبن عاص »به شمار می رفتند و رهبری اين جنگها را بر عهده داشتند. دکتر حسن ابراهيم حسن، در کتاب تاريخ سياسی اسلام، جلد اول، ترجمه ابوالقاسم پاينده، برگ ٢٨٨ ، می نويسدخدا ميداند، اين دو امام محبوب مردم شيعه ايران چه کشتارهايی از مردم اين کشور کرده اند. ( دائرة المعرف شيعه اسلام،.( نگارش حسن الامين برگهای ١٧٩ تا ١٨٣)بر کسی از عموم مردم جهان پوشیده نیست که سعد بن عاص در این جنگها ددمنشیهائی از خود نشان داد که روی چنگیز خان مغول را نیز سفید کرده است حال این مهم چرا از چشم مردم ایران پوشیده مانده است  باید جواب این پرسش را در خودفریفتگی مردمی که فرهنگ خود را رها نموده و بر فرهنگ بیگانه پای میفشرند شنید.&lt;br /&gt;حسين بر پايه نوشته کتاب سفينة البحار مدينة الاحکام و آلاثار نگارش آخوند(آيت الله) حاج شيخ عباس قمی،&lt;br /&gt;صفحه ١۶۴ که به تاييد و ستايش آيت الله نجفی مرعشی، مرع تقليد شيعيان جهان رسيده، درباره ايرانيان گفته است:ما از تبار قريش هستيم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ايرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ايرانی بهتربالاتر هر ايران از دشمنان ما هم بدتر است. ايرانی ها را بايد دستگير کرد و به مدينه آورد، زنانشان را به فروش رسانيد ومردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت.&lt;br /&gt;با این همه اسناد تاریخی که در مورد حسین در دست هست چر اایرانیان این چنین درسوگ او سینه میدرند و شیون میکنند . ماکیاولی سخنی دارد بسیار شکوهمند : با مذهب میتوان ارتشی نیرومند ساخت ولی با ارتش نمیتوان مردم را در یک جا گرد آورد . معنای سخنان ماکیاولی را آخوندهای  مکار خیلی بهتر از ما درک مینمایند قدرتی که دین به حکام مذهبی میدهد بسیار فراتر از قدرت بمب های اتمی و هیدروژنیست . دیگر آن مست زنگی سرخوش از هاله نور وقتی ادعای عدم ساخت چنین تجهیزاتی را مینماید باید از او پذیرفت چون دیگر آنان نیازی به ساخت چنین سلاحهائی ندارند . این همه بوق و کرنا هم که کشورهای مترقی در آن میدمند برای پر نمودن جیب خودشان هست و در منگنه گذاشتن هر چه بیشتر مردم و دادن بهانه به دولتهای توتالیتر برای سرکوب و اعدام هر چه بیشتر دگر اندیشان . همه سرشان در یک آخور هست و بدبخت مردمی که به فکرند تا منجی ای از راه برسد و آنان را از چنگ ضحاک زمانه برهاند . امیدی که تا ابد به طول خواهد کشید . مگر کاوه ای خود بباورد که کیست و سر برآورد تا این زنگیان تازی پرست را در کوه دماوند به بند کشد و دوباره آفتاب مهراهورا بر این سر زمین تابیدن گیرد.&lt;br /&gt;سخنمان از حسین بود و از عاشورا و از سخنانی که در مورد ایرانیان گفته و اعمالی که مرتکب شده بود . بیائید با وجدانی آزاد در این زمینه نتیجه گیری کنیم و اصلا حسین را فراموش کنیم و در عوض فرد( ایکس) را در نظر بگیریم . این فرد مرتکب سرقت مسلحانه میشود . زن حاکم زمانه را که برای بدست آوردنش بسیار جور کشیده است  به چنگ می آورد . بر علیه دولت وقت دست به شورش مسلحانه میزند و..... شما اگر قاضی بودید چه مجازاتی را برایش در نظر میگرفتید ؟ &lt;br /&gt;بعد از جنگ دو پسر عمو و بعد از قتل حسین توسط دائی تنی اش (شمر بن زلجوشن ). خانواده او از طرف یزید مورد ارج و قرب قرار میگیرد و به خواهرش زینب اجازه سخنرانی های متعدد داده میشود که همگی از آنها آگاهیم .&lt;br /&gt;یزید برای مقابله با این وضعیت شیوه رفتار خود را با اهل بیت عوض نمود ( هدایای زیادی به آنها داد و اظهار محبت فراوان کرد؛ مکان اقامت آنها را عوض کرد و به آنها اجازه عزاداری داد)از طرف دیگر سعی کرد گناه قتل امام حسین علیه السلام را به گردن ابن زیاد بیندازد و از خود سلب مسئولیت کند. از این رو مرتب او را لعنت می‌کرد. یزید دستور داد اسیران خانواده حسین علیه السلام به وطن خودشان یعنی مدینه پیامبر باز گردند.&lt;br /&gt;هنگام خداحافظی یزید با کاروان اسرا به امام سجاد علیه السلام گفت: &lt;br /&gt;خدا لعنت کند ابن مرجانه را. اگر من پدرت را می‌دیدم، هر خواسته‌ای داشت، می‌پذیرفتم و مانع کشته‌شدنش می‌شدم؛ ولو به قیمت کشته‌شدن فرزاندانم تمام می‌شد! ولی خب، کشته‌شدن او قضا و قدر الهی بود. وقتی به وطنت رسیدی، با من مکاتبه کن و خواسته‌های خودت را برایم بنویس.&lt;br /&gt;اگر من بودم اجازه نمی‌دادم حسین کشته شود.&lt;br /&gt; آن‌گاه «لقمان بن بشیر » را که صحابی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بود با سی سرباز اسب‌سوار با آنها همراه کرد و به او سفارش کرد برای رعایت حال و حفظ آبروی اهل بیت، آنها را شب‌ها حرکت دهد، و خود پیشاپیش آنها حرکت کند و اگر علی بن الحسین در بین راه چیزی خواست، آن را برآورده سازد. &lt;br /&gt;سپس اهل بیت را در محمل‌های آراسته نشاند و گفت: اینها به جبران آنچه بر شما گذشت. &lt;br /&gt;همان گونه که پیشتر گفتیم کاری به حق و یا ناحق بودن هیچ یک از طرفین نداریم ولی با همه این اوضاع و احوال باز یزید آنقدر مردانگی داشت که دوست و دشمن بنویسند که بخاطر اعمالش نادم شده بود و در صدد جبران برآمده بود . &lt;br /&gt;آیا حاکمانی که از ظلم یزید هر روز ناله سر میدهند حاضرند به اندازه او نیز مردانگی داشته باشند تا از خانواده هائی که عزیزانشان را از دست داده اند دلجوئی نمایند . آیا این اوضاع و احوال یزید را بسیار دموکرات تر و رئوفتر از حکام توتالیتر نمیسازد . آیا نباید در عاشورائی که در پیش است خون گریست ؟ اما نه بر حسین بلکه بر آنچه که بر سرخانواده هائی چون ندا و سهراب و ... رفته که حتی حاکمیت اجازه به سوگ نشستن بر جگرگوشگانش را نیز نمیدهد . دلجوئیش پیشکش .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-279928014493043155?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/279928014493043155/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=279928014493043155' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/279928014493043155'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/279928014493043155'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/12/blog-post_20.html' title='عاشورائی که باید در آن خون گریست'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-6147527403799944317</id><published>2009-12-14T12:36:00.000+03:30</published><updated>2009-12-14T12:37:45.882+03:30</updated><title type='text'>یک قدم فاصله یک قرن تفاوت</title><content type='html'>یادم می آید حوالی سال 57 بود هر کس که به کشور ترکیه سفر میکرد از اوضاع آنجا دادش به آسمان میرفت جاده های خراب مردم بی فرهنگ کامیونهائی همچون کامیونهای کنونی کشور افغانستان مستهلک و یک قرن از رده خارج . رانندگان برای این که ماشینشان را از شر سنگهائی که کودکان اتومبیل ندیده بسویشان پرتاب میکردند با یک توری فلزی جلوی چراغهایشان را میگرفتند اوضاعی بود درست شبیه اوضاع  کاروانهائی که از جاده ابریشم سالها پیش مورد تجاوز راهزنان قرار میگرفتند . ولی این ور در کشور اهورائی ایران ماشینهائی آخرین مدل مردمی با فرهنگ درآمدی سرشار . هنگامی که به آن ور میرفتی همه دورت جمع میشدند که ببینند از کدامین بهشت روی زمین آمده ای که این همه دلار با خود داری در مقابلت تا کمر خم میشدند تا ذره ای از آن ثروت خدادادی را میانشان قسمت کنی تا آنان نیز از آن بهره ای هرچند ناچیز بربایند . ایران و ایرانی شان و مقامی داشت همچون مقام فرستادگان خدا بر روی زمین فط کافی بود لب تر کنی تا از شیر مرغ تا جان آدمیزاد برایت مهیا شود . اولین پرسششان که میرفتی این بود آیا ما را هم به تابعیت ایران میپذیرند ؟ بر خود میبالیدی که در چنین کشوری قدم از قدم بر میداری سر بر افلاک میسائیدی که کشور در دست چنین کسان خردمندیست که رفاه خود را فروخته اند تا آسایش تو را مهیا سازند مگر چه میخواهی جز این . ذره ای مال و یک دنیا آبرو . میگویند اگر میخواهی بر مسلمان حکومت کنی تازی را سیر نگه دار و ایرانی را گرسنه . ولی گویا حاکمان آن زمان این پند را نشنیده بودند که چنین در صدد رسانیدن هم میهنانشان به دروازه های تمدن بزرگی بودند . تمدنی که داشت ایران را پنجمین قدرت جهان میساخت . کاری به تحولات سیاسی آن دهه ها نداریم که هر کس بهتر از من در آن باره میداند . 30 سال گذشت سی سالی که برای مردم ما بیش از یک قرن طول کشید . همانند این که کشور را در یک حال خاص منجمد کرده اند و سالها بعد یخ آن را گشوده اند . در این سالها کشورهای پیرامونمان چهار نعل بسوی تمدن تاختند و ما چون حمار در گل مانده در جا زدیم . اتومبیلهای ما در چشم ترکان خودروهای از رده خارج محسوب شد و خودمان دریوزه گر (گدا) بطوری که حتی فاحشه های ترک نیز از پذیرفتن ایرانیان کراهت دارند و با کلی التماس ایرانیان در مقابل آنها تن به این عمل میسپارند . اقتصاد ترکیه بدون داشتن قطره ای نفت و سایر ثروت های خدادادی هر روز شکوفاتر از روز پیش میشود و اقتصاد ما هر روز عقب گرد میکند . حال ترکیه است که ایرانیان به هزاران حربه خواستار ادامه تحصیل و اقامت در آن هستند . هرروز جوانان ایرانی با خواهش و تمنا بر درب کنسولگریهای ترک انتظار پذیرفته شدنشان توسط کشور ترکیه هستند چه بر سرمان آمد چرا پند حکیم بزرگ طوس را به گوش جان نشنیدیم که صدها سال پیش این واقعه را پیش بینی کرده بود:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چو با تخت منبر برابر شود&lt;br /&gt;همه نام بوبکر و عمر شود&lt;br /&gt;تبه گردد اين رنجهای دراز&lt;br /&gt;نشيبی دراز است پيش فراز&lt;br /&gt;نه تخت و نه ديهيم بينی نه شهر&lt;br /&gt;ز اختر همه تازيان راست بهر&lt;br /&gt;چو روز اندر آيد به روز دراز&lt;br /&gt;شود ناسزا شاه گردنفراز&lt;br /&gt;بپوشد از ايشان گروهی سياه&lt;br /&gt;ز ديبا نهند از بر سر کلاه&lt;br /&gt;نه تخت و نه تاج و نه زرينه کفش&lt;br /&gt;نه گوهر نه افسر نه بر سر درفش&lt;br /&gt;برنجد يکی ديگری برخورد&lt;br /&gt;به داد و به بخشش همی ننگرد&lt;br /&gt;شب آيد يکی چشمه رخشان کند&lt;br /&gt;نهفته کسی را خروشان کند&lt;br /&gt;ستاننده روزشان ديگر است&lt;br /&gt;کمر بر ميان و کله بر سر است&lt;br /&gt;ز پيمان بگردند وز راستی&lt;br /&gt;گرامی شود کژی و کاستی&lt;br /&gt;پياده شود مردم جنگجوی&lt;br /&gt;سوار آن که لاف آرد و گفت و گوی&lt;br /&gt;کشاورز جنگی شود بی هنر&lt;br /&gt;نژاد و هنر کمتر آيد به بر&lt;br /&gt;ربايد همی اين از آن آن از اين&lt;br /&gt;ز نفرين ندانند باز آفرين&lt;br /&gt;نهان بدتر از آشکارا شود&lt;br /&gt;دل شاهشان سنگ خارا شود&lt;br /&gt;بد انديش گردد پدر بر پسر&lt;br /&gt;پسر بر پدر همچنين چاره گر&lt;br /&gt;شود بنده بی هنر شهريار&lt;br /&gt;نژاد و بزرگی نيايد به کار&lt;br /&gt;به گيتی کسی را نماند وفا&lt;br /&gt;روان و زبانها شود پر جفا&lt;br /&gt;ز ايران وز ترک وز تازيان&lt;br /&gt;نژادی پديد آيد اندر ميان&lt;br /&gt;نه دهقان نه ترک و نه تازی بود&lt;br /&gt;سخنها به کردار بازی بود&lt;br /&gt;همه گنجها زير دامن نهند&lt;br /&gt;بکوشند و کوشش به دشمن دهند&lt;br /&gt;نه جشن و نه رامش نه گوهر نه نام&lt;br /&gt;به کوشش ز هر گونه سازند دام&lt;br /&gt;زيان کسان از پی سود خويش&lt;br /&gt;بجويند و دين اندر آرند پيش&lt;br /&gt;بريزند خون از پی خواسته&lt;br /&gt;شود روزگار بد آراسته&lt;br /&gt;نباشد بهار از زمستان پديد&lt;br /&gt;نيارند هنگام رامش نبيد&lt;br /&gt;ز پيشی و بيشی ندارند هوش&lt;br /&gt;خورش نان کشکين و پشمينه پوش&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;چو بسيار ازين داستان بگذرد&lt;br /&gt;کسی سوی آزادگان ننگرد&lt;br /&gt;همه دل پر از خون شود روی زرد&lt;br /&gt;دهان خشک و لبها پر از باد سرد&lt;br /&gt;چنين بيوفا گشت گردان سپهر&lt;br /&gt;دژم گشت وز ما ببريد مهر&lt;br /&gt;همان زشت شد خوب و شد خوب زشت&lt;br /&gt;بشد راه دوزخ پديد از بهشت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درست هست که این گونه بازپس رفته ایم ولی بارقه های تحولی عظیم دگر بار در هر دو کشور مشاهده میشود درست است که ترکیه این چنین در شاهراه تمدن به پیش میتازد ولی نشانه هائیست که دارد به حال و روز ایران دچار میگردد . مردمان سکولار ترکیه هر روز بیشتر از روز پیش روی به مذهب می آورند و چنان خود را در گیر این مهم نموده اند که گویا دارند در دوران قبل از انقلاب 57 به سر میبرند کوچکترین اهانتی به مقدساتشان با شدیدترین واکنشها جواب داده میشود چیزی که در ایران ما عکس آن دیده میشود چندین روز هست که ترکها به خیابانها آمده اند و به آتش زدن اموال عمومی و شورش روی آورده اند ارتش ترکیه در مقابل این اقدامات مردم نه تنها واکنشی نشان نمیدهد بلکه روزنامه های ترک و خبر گزاریهای متعدد با آب و تاب اخبار آن را منعکس میسازند نه در خیابانهای ترکیه از قداره بند خبری هست و نه در دانشگاههایشان ازکسانی که دختران دانشجو را از طبقات مرتفع با فریاد یا زهرا به زمین بیاندازند و نه لباس شخصیهائی که مستقیم بسوی مردم تیر اندازی کنند ارتش ترکیه با سعه صدر با شورشیان کنار می آید و تلویزیونش سخنان مخالفان را پخش میکند . نه در زندانهایش به مخالفان تجاوز میکنند و نه کسی در خیابان جان میسپارد و نه حاکم بی هاله نورش با نشان دادن تن علیلش  به تحریک هوادارانش برای قلع و قمع مخالفان میپردازد . با این همه صبر و بردباری که دولت ترکیه نشان میدهد مردم ترکیه هرروز از لحاظ فرهنگی پس رفتی را میکنند که ما در سالها پیش کردیم مردم با سنگ و چوب و کوکتل مولوتوف به جان سربازان بی دفاع می افتند و آنها نیز که هیچ سلاحی جز باطوم با خود حمل نمیکنند نظاره گر شورشیان میشوند ولی در این ور فرق میکند  بسیج و سپاه و لباس شخصیها که به جز سلاح گرم مجهز به انواع سلاحهای سرد از قبیل قمه و ساطور و پنجه بکس هستند به روی معترضان یورش می آورند ولی معترضان با آنان بدون کوچیکترین خشونتی مقابله میکنند . آن ور نه معترضان تا دندان مسلح القاب کافر و محدور الدم میگیرند و این ور معترضانی که فقط شعار میدهند محارب با خدا نام میگیرند و اعدام جزا میگیرند . آن ور سخنانشان را میشنوند و در تلویزیونشان پخش میکنند و این ور حتی صحبت بین مردم نیز از آن وقایع جرم محسوب میشود آن ور فیلمسازانشان از رهبرشان آتاترک فیلمی میسازند که او را لاابالی و مشروبخوار و ... نشان میدهد و آن نیز اجازه پخش می یابد و این ور به بهانه پاره شدن عکسی بی مقدار علم شنگه ای عظیم بر پا میشود. حتی اگر وجوب تقدس يک عکس لزوم جنگ داخلی را گوشزد کند و کشتاری ميليونی از مردم ما را ، لازم است درباره مقدس ها ، دين و واجبات دينی گفتگو شود ، روزی که قدرت سرکوب نتواند مانع از بيان انديشه هائی شود که مهار شدنی نيستند ؛ اين مهم ها نيز روشن خواهند شد و دست آويزهای جاهلانه کمتر و کمتر خواهد شد . اگر فرصت آزاد بيان انديشه فراهم شود ، اين مدعيان دين و دانش ، تفقه و اجتهاد ، در سوراخ موش های هزاران ساله خود خواهند خزيد و اين عربده جوئی ها ، به قدرت قوه قضائيه و مزدوران نالايق و قضات تابع دستورش نيز پايان پذيرفته روشنی بر سياهی ها استيلا خواهد يافت. &lt;br /&gt;سخن به درازا کشید نشانه های ظاهر شده همان نشانه هائیست که ترکیه را به کام یک دیکتاتوری مذهبی و ایران را به دورانی همچون دوران رهائی اروپا از قرون وسطی خواهد کشانید . هر چند ممکن هست تا رسیدن به آن نقطه عطف سالهائی زمان نیاز باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-6147527403799944317?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/6147527403799944317/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=6147527403799944317' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6147527403799944317'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6147527403799944317'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/12/blog-post_14.html' title='یک قدم فاصله یک قرن تفاوت'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-5299197744298722636</id><published>2009-12-12T16:38:00.000+03:30</published><updated>2009-12-12T16:42:33.872+03:30</updated><title type='text'>بازجوئی یک مجنون</title><content type='html'>بازپرس : جناب آقای حاج کلب علی مشهدی قوچعلی زولفعلینژاد اصل مرزنگوش  قباحت دارد این چه ادعائی هست که میکنید ؟&lt;br /&gt;به اختصار- حاجی :چه قباحتی همه دارند استفاده میکنند چرا من نکنم ؟&lt;br /&gt;بازپرس- علی قوللو : چه نفعی برایتان دارد جز این که خود را مضحکه خاص و عام کرده اید ؟&lt;br /&gt;حاجی : مگر آنهائی که این کارها را میکنند خودشان را مضحکه خاص و عام میکنند توهین را شما میکنید نه من .&lt;br /&gt;علی قوللو : باشه باشه ولی حالا چرا تصمیم گرفتید این لقب را برای خودتان انتخاب کنید ؟ &lt;br /&gt;حاجی : تصمیم نداشتم این لقب را انتخاب کنم مجبور شدم .&lt;br /&gt;علی قوللو :چرا ؟ تهدیدتان کردند ؟&lt;br /&gt;حاجی : نه ولی واقعا مجبور شدم .&lt;br /&gt;علی قوللو : برای محکمه عدالت الهی توضیح دهید .&lt;br /&gt;حاجی : اول در نظر داشتم خودم رو رهبر آزادیخواهان جهان اعلام کنم . دیدم آمریکا و فرانسه پیشدستی کرده اند اومدم خودم رو رهبر مسلمین جهان اعلام کنم دیدم به حمد و ثنای باریتعالی رهبر مسلمانان جهان تعدادشان از مور و ملخ هم فراوانتر هست : صدام حسین رحمته الله علیه . سرهنگ قذافی . عمرالبشیر .بن لادن . وارثان حرمین الشریفین و .... به هر در زدم دیدم قبلا اون در رو از پاشنه در آورده اند من هم چاره ای ندیدم جز برگزیدن این لقب . این انتخاب هم بر اساس گزینش های استراتژیک و دشمن شکنانه بود و هم الهامات الهی و هم این که تعداد طرفداران این جانب از همه ادیان دیگر زیادتر هست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گاویست در آسمان و نامش پروین &lt;br /&gt;یک گاو دگر نهفته در زیر زمین &lt;br /&gt;چشم خردت باز کن از روی یقین &lt;br /&gt;زیر و زبر دو گاو مشتی خربین (خیام)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و هم تا به حال کسی به فکرش هم خطور نکرده بود که این لقب رو انتخاب بکند مگر من چه چیزی کمتر از اونهائی دارم که با داشتن مدرک اکابر واسه خودشون دکترا از اکسفورد جور میکنند و خودشون رو به عنوان وزیر تو کابینه میچپانند ؟&lt;br /&gt;علی قوللو : پس از این به بعد باید شما را با لقب جدیدتان صدا کنیم تا خدای نکرده مرتکب بی احترامی نشویم جناب آقای دکتر حاج کلب علی مشهدی قوچعلی زولفعلینژاد اصل مرزنگوش ابن حمار رهبر خران جهان ؟&lt;br /&gt;حاجی ؟ طیب الله طیب الله احسنت لکم &lt;br /&gt;علی قوللو : فقط میشود آخرین لطف رو در حقمان بفرمائید و بگوئید آیا به جز تعداد زیاد خران در جهان عامل دیگری نیز در این انتخابتان دخیل بود ؟ آمریکا و اسرائیل را عرض میکنم .&lt;br /&gt;حاجی : بر طبق روایات معتبر در ازمنه قدیم مادر مادر بزرگ بنده یکبار حشری میشوند. چشمتان روز بد نبیند و خدا بر سر مادرتان نیاورد میرود و با یک کره خر گشنی میگزیند (البته شوهرش آن خر را به 30 کیلومتری برد و فروخت )بر طبق روایات معتبر منقول از علامه خرعینی  بنده ماحصل این عشق ممنوع میباشم و چون درد و رنجی را که جده این جانب در این راه تحمل نموده است خارج از وصف و بیان میباشد بنده اکنون میبایستی از تمامی مزایای آن کمال استفاده را ببرم و برای این که جهانیان مرا رهبر خران جهان بدانند بایستی مقداری پارچه ارغوانی (به حرمت خونهائی که در این راه ریخته شده است ) بر سر اونی که گلاب به روتون نمیخوام اسمشو ببرم بپیچم و خودم رو از این لحظه رهبر خران جهان اعلام میکنم .&lt;br /&gt;علی قوللو : یا من ذکره شفا و اسمه دواء اعطیک لهذه المجنون شفاء عجیلا &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-5299197744298722636?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/5299197744298722636/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=5299197744298722636' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/5299197744298722636'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/5299197744298722636'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/12/blog-post_3116.html' title='بازجوئی یک مجنون'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-1457982011199428297</id><published>2009-12-12T15:43:00.000+03:30</published><updated>2009-12-12T15:48:30.217+03:30</updated><title type='text'>برای روز حسابرسی آماده اید</title><content type='html'>به گوشه قبایتان برخورد؟&lt;br /&gt;رگ غیرتتان ترکید ؟&lt;br /&gt;ناموستان بر باد رفت ؟&lt;br /&gt;چه شد که این چنین با چشمان دریده به میادین آمده اید و نعره میزنید ؟و آسایش را از مردم گرفته اید ؟ بس نیست روزهائی که هر کدام به بهانه ای اقتصاد کشور را میخوابانید ومیلیاردها دلار ضرر به این کشور میزنید ؟ تا کی میخواهید مردم را بفریبید و  بر گرده اشان نشسته سواری بگیرید ؟&lt;br /&gt;دیروز نقش کاریکاتور را دستاویز ساختید روز بعدش نوشته شدن کتاب و امروز پاره شدن فرتوری کهن را دستاویز امیال شیطانیتان ساخته اید . &lt;br /&gt;مگر این فرتور چه ارزشی داشت که این گونه همانند مار زخم خورده بر خود میپیچید و ناله سر میکنید ؟ هر روز در جلوی چشم هزاران نفر فرتورهای بزرگترین انسانهای جهان را خود میدرید و مستانه بر خود میبالید . مگر این یکی چه فرقی با آن دیگری دارد ؟ مگر هم او نبود که میگفت : ول کنید این استخوانهای پوسیده متعفن را . شما که خود را پیرو مکتب او میدانید چرا به خواسته اش سر تعظیم چرا فرود نمی آورید ؟ &lt;br /&gt;این فرتور مگر ارزشش بیشتر از میلیاردها دلار ضرری هست که امروز به این بهانه به کشور زدید ؟ &lt;br /&gt;مثلی چینی هست که میگوید : سگ زنده بسیار ارزشش بیشتر از پیغمبر مرده هست . برای این مرده  مانند گرگان زوزه میکشید ولی در مقابل مرگ ندا خم به ابرو نمی آورید ؟ هان شاید ندا کافر بود چون آمده بود از رهبر رایش را پس بگیرد ولی در مورد مسلمانان چین که قتل عام شدند  وشما سکوت کردید چه دارید بگوئید ؟ و یا مسلمانان چچن – آذربایجان و .... &lt;br /&gt;قطعا جوابی ندارید که بدهید . میبایست کمی ادب می آموختید از سعدی شیرین سخن که فرموده : انگشت مکن رنجه بدر کوفتن کس – تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت .اینها همه نتیجه اعمال و رفتار خود شماست که دارد پیشتان باز میگردد . دنیا سرای مکافات هست اگر نیک بیاندیشید . هنوز صبر کنید تا آنچه را که بر سر مظلومان آورده اید پژواکش نزدتان بازگردد آنوقت هست که پرده گوشهایتان از لرزش قدمهایمان دریده خواهد شد . برای آن روز خودتان را آماده کرده اید ؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-1457982011199428297?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/1457982011199428297/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=1457982011199428297' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1457982011199428297'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1457982011199428297'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/12/blog-post_12.html' title='برای روز حسابرسی آماده اید'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-2442803143974515527</id><published>2009-12-12T08:57:00.000+03:30</published><updated>2009-12-12T09:00:05.018+03:30</updated><title type='text'>ای ایرانم</title><content type='html'>تو ای پر گهر خاک ایران زمین&lt;br /&gt;که والاتری از سپهر برین&lt;br /&gt;هنر زنده از پرتو نام توست&lt;br /&gt;جهان سرخوش از جرعه جام توست&lt;br /&gt;بر و بوم این ملک پاینده باد&lt;br /&gt;بمان خرم ای خاک مینو سرشت&lt;br /&gt;که در چشم ما خوشتری از بهشت&lt;br /&gt;ترا از دل و جان پرستنده ایم&lt;br /&gt;روان را به مهر تو آکنده ایم&lt;br /&gt;بر و بوم این ملک پاینده باد&lt;br /&gt;مخور غم که آمد بهار امید&lt;br /&gt;ز شام سیه زاد صبح سپید&lt;br /&gt;به تدبیر سر حلقه راستان&lt;br /&gt;شده ملک جم غیرت باستان&lt;br /&gt;بر و بوم این ملک پاینده باد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-2442803143974515527?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/2442803143974515527/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=2442803143974515527' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2442803143974515527'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2442803143974515527'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='ای ایرانم'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-1627151081560297144</id><published>2009-11-26T13:25:00.000+03:30</published><updated>2009-11-26T13:30:38.494+03:30</updated><title type='text'>غرب زدگی یا تازی پرستی</title><content type='html'>چنان در خواب خرگوشی فرو رفته ایم که ناگهان میشنویم یکی دیگر از ایرانیان ساکن غربت به دیار باقی شتافت . ویگن مرضیه رضا فاضلی و هزاران تن از فرزندان این بوم و بر در غربت از کنارمان پر گشودند و رفتند . فردا نوبت کیست . همگی اینان تنها یک آرزو داشتند که لااقل در واپسین دم در آغوش مادر بغنوند . کاری به عقیده و مرام و مسلک هیچ کس نداریم که عقیده و دین هر کس تا زمانی که آزادیهای دیگران را تحت الشعاع رار ندهد آزاد هست و در خور ستایش . همگیمان فرزندان مادری بنام ایرانیم و باید دست در دست هم نهیم به مهر تا میهن خویش کنیم آباد تا دیگرهیچ سنگ خاره ای جرات دست یازیدن به ناموسان را حتی به مخیله اش هم راه ندهد .ولی چه شده که اکنون این گونه مسخ دشمنانمان گشته ایم و همگی سر در گریبان خویش فرو برده ایم و ترس آن داریم که ترک بردارد چینی نازک تنهائیمان .و همچون عروسکان خیمه شب بازی به هر سو که میچر خانندمان می رقصیم .به نظاره مرگ هم وطنانمان با خونسردی مینشینیم و لی بر سوگ دشمنان قسم خورده آب و خاکمان مویه سر میکنیم . ای کاش جلال آل احمد بجای نگارش غرب زدگی چند خط در مذمت تازی پرستان مینگاشت تا این چنین درمانده نبود یم .و دشمنانمان را دوست و دوستانمان را دشمن نام نمینهادیم .&lt;br /&gt;این چه سیاستیست که بر سرمان آورده اند تا بربایند از ما هر آنچه که داریم چرا به خود نمی آئیم و بر گذر ایام نظری نمی افکنیم . خود را عاقل ترین باهوشترین نجیب ترین و با استعدادترین بشر در کره خاکی به شمار می آوریم ولی از خواندن تاریخ نیاکانمان واهمه داریمو به یاد نمی آوریم که :&lt;br /&gt;هر آن کس که نآموزد از گذشت روزگار &lt;br /&gt;ناموزد از هیچ آموزگار &lt;br /&gt;افسوس و صد افسوس که چنان مسخ شده ایم که قرنها زمان میخواهد تا به خرد بزرگ دست بیابیم تا بدانیم جام جمی که از دگران میطلبیم خود داریم و از بیگانه تمنایش را نکنیم .&lt;br /&gt;کشورهای مترقی جهان آنانی که به سعادت فرد فرد آحاد بشر ارج مینهند با پیروی از اندیشمندان و وطن پرستانشان در شاهراه رفاه و ترقی مردم گام مینهند . وای بر آن جامعه ای که خردمندانشان خانه نشین وطن پرستانشان در گور و سرمایه دارانشان غم هجرت را به جان خریده اند و ابلهان در آن جامعه در مسند امورند .و اوضاع جامعه همان گونه که وزیر اسکندر مقدونی گفت باشد (برای نابودی یک کشور کافیست کارهای بزرگ را به انسانهای کوچک و کارهای کوچک را به انسانهای بزرگ سپرد)چرا همه فرزندانمان اعم از مجاهد توده ای سلطنت طلب و یا بی خدا را در آغوش نمیکشیم و فقط عقیده و مرام خود را بر حق میدانیم . سالیان گذشته دیدیم که این سر سپردگان تکه ای استخوان چه بر سر کشورمان آوردند و از کشوری قدرتمند و ثروتمند بیماری رو به موت ساختند که محتاج جزئیترین مایحتاج خود هست . آیادر کشوری که متولیانش همه از بقال یا قصاب سر کوچه ولی همگی با مدرک دکترا از آکسفورد و با هاله هائی از نور در اطراف سر گزیده شوند انتظاری بیش از این را میشود داشت ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-1627151081560297144?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/1627151081560297144/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=1627151081560297144' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1627151081560297144'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1627151081560297144'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/11/blog-post_26.html' title='غرب زدگی یا تازی پرستی'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-6627491972974523156</id><published>2009-11-18T15:35:00.000+03:30</published><updated>2009-11-18T15:38:03.095+03:30</updated><title type='text'>گیرم که در باورتان به خاک نشسته‌ام</title><content type='html'>خبر بس کوتاه بود تنها در حد یک جمله لابلای خبرهای سیما . ولی اثرش برای کسی که بداند همچون اثرات یک انفجار اتمی ویرانگر و سوزنده . نام شاهان از کتب درسی تاریخ برچیده میشود .فقط همین . و یک دنیا تاسف برای ایران پرستان .مگر میشود کسی نام پدرش را از خاطر ببرد جز حرامزادگان تاریخ . &lt;br /&gt;سالها پیش که در اوج شکوه و تمدن بودیم یکبار دیگر همین بلا بر سرمان آمد . عده ای آمدند و تاختند و سوزاندند و بردند . زنانمان را در بازار های مکاره فروختند و کودکانمان به عنوان غلام بچه بازیچه شهواتشان شد تا پیش پرداختی باشد بر آن چه بدیشان وعده داده شده است . و  چه وعده دلنشینی برای عده ای دزد و راهزن . قدرتی که در تجمع راهزنها وجود دارد در هیچ نیروی دیگری نمیتوان سراغ یافت . آخر کسی که هیچ ندارد اگر پیروز شود به زن و کودک و ملک و مال دست می یابد و اگر کشته شود به وعده هائی دلفریب . قدرتی که اینان بدست می آورند در هیچ کس نمیتوان سراغ یافت . آنان نیز تنها ترسشان فرهنگمان بود و نیاکانمان . چون اگر می اندیشیدیم که چه بودیم سر بر ساطور جلادشان با رضایت خم نمیکردیم و نمیگفتیم که خواست خداست و اگر او نخواهد حتی برگی از درخت فرو نخواهد افتاد. می ایستادیم و مردانه انتقام نیاکانمان را می ستردیم و بر خاک سیاه مینشاندیمشان . ولی افسوس و صد افسوس که آنان یافته بودند آنچه را که میجستند . آنها آمدند و فرهنگمان را نشانه رفتند و تمدنمان را و سالها بر استیلای خود پای فشردند .تا این که قومی خون خوارتر از آنان پدیدار گشت و ما را از چنگالشان رهانید . این قوم تازه پدید چیزی از ما نمیخواست جز دارائیهایمان . به همین دلیل توانستیم دوباره سر برآوریم و به خاطر بیاوریم چه بودیم .و چه شدیم .&lt;br /&gt;و باز دوباره قومی بازمانده از تخمه تازیان آمدند و وطن پرستانمان را درو کردند . تنها به جرم عشق به مام میهن . وآنچه را هم که خواستند بر سرمان آوردند.و مادرانمان را گریان بر سر گور فرزندانشان نشانیدند و ثروت های خدا دادیمان را بر دامان اربابانشان ریختند . ولی باز خواستیم سر بر آوریم چون اندکی در کتبی که از آتش قهر تازیان برایمان مانده بود خوانده بودیم که چه بودیم و با خود اندیشیده بودیم که چه شدیم .تازی بچگان اکنون میخواهند پا جای پای تبار ناپاکشان گذارند ولی نمیدانند که اکنون ساختار جهان به گونه دیگری ورق میخورد و تلاششان چیزی جز آب در هاون کوبیدن نیست . در برهه ای از تاریخ که به یمن تکنولوژی جهان همچون دهکده ای کوچک نمود پیدا کرده است و کوچکترین خبری به سرعت برق در جهان پخش میگردد مگر میتوان مردم را از دانستن باز داشت . گوئیم نام پدرانمان را از تاریخ حذف نمودید گوئیم آثار تاریخیمان را دزدیدید و فروختید . با موج تکنولوژی و اینترنت چه میکنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گیرم که در باورتان به خاک نشسته‌ام&lt;br /&gt;و ساقه‌های جوانم از ضربه‌های تبرهاتان زخم‌ دار است&lt;br /&gt;با ریشه چه می‌کنید؟&lt;br /&gt;گیرم که بر سر این بام&lt;br /&gt;بنشسته در کمین پرنده‌ای&lt;br /&gt;پرواز را علامت ممنوع می‌زنید&lt;br /&gt;با جوجه‌های نشسته در آشیانه چه می‌کنید؟&lt;br /&gt;گیرم که می‌زنید&lt;br /&gt;گیرم که می‌برید&lt;br /&gt;گیرم که می‌کشید&lt;br /&gt;با رویش ناگزیر جوانه چه می‌کنید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-6627491972974523156?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/6627491972974523156/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=6627491972974523156' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6627491972974523156'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6627491972974523156'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/11/blog-post_18.html' title='گیرم که در باورتان به خاک نشسته‌ام'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-8755416112060371681</id><published>2009-11-16T15:48:00.000+03:30</published><updated>2009-11-16T15:55:26.204+03:30</updated><title type='text'>ابلهان جهان متحد شوید</title><content type='html'>از هر کسی از افراد بشر بپرسی:قدرت ثروتمندان ودانشمندان جهان بیشتر هست یا فقرای جهان همه بی تردید گزینه اول را انتخاب خواهند کرد و خواهند گفت مگر میشود قدرت یک دانشمند را با یک گدا مقایسه کرد ؟ در این جا و هدف از نگارش این مقاله توهین به هیچ یک از افراد جامعه بشری نیست که همه انسانند و در خور ستایش بلکه روشن نمودن نقاط ضعف کسانیست که عده ای سودجو با دست گذاشتن بر روی آنها سالیان متمادیست که در پی فریفتن این قشر از جامعه بشری هستند.و با استفاده از نیروی عظیمی که این قشر در اختیار دارند در صدد رسیدن به منافع شیطانی خویش هستند .&lt;br /&gt;سالهاست شعارهائی را شنیده ایم که بازگو کننده و خواستار اتحاد مابین تعدادی از انسانها در جهان میباشند همانند : پرولتاریای جهان متحد شوید – مستضعفان جهان متحد شوید – مسلمانان جهان متحد شوید و... راستی همه این شعارها برای چیست ؟چرا کسی حاضر نیست برای متمولان جهان کاری انجام دهد ولی همه در صدد فداکاری برای بیچارگان هستند ؟ وعده آب و برق و گاز و اتوبوس مجانی و بانکداری بدون ربا وعده های دلنشینی هستند که میتوان با آنها هر ابلهی را فریفت .انسانها اصولا از چیزهای مجانی خوششان می آید به همین خاطر هست که فروشگاههای بزرگ گاهی تبلیغ کاهش قیمت و اعطای تخفیف میکنند تا بدین طریق اجناس بنجل و از رده خارج خود را به مشتاقان عرضه نمایند . هجوم سیل آسای مردم بیان از این نکته دارد که خصوصیات مردم در طول صدها سال تغییر چندانی ننموده است . قدرت اقتصادی در کشورهائی که از سطح خرد کمتری برخوردارند اکثرا در دست مردان هست پس بهتر هست آنها را بیشتر فریفت تا زنان جویهای شراب و حوران همیشه باکره میتواند نمونه ای از این طرز تفکر باشد . کسی که به جز شکم و زیر شکم به چیز دیگری اندیشه نمیکند این وعده ها وعده های دلفریبی میتوانند باشند . اندکی خرد لازم هست تا بفهمی چه لزومی دارد تا زنی همیشه باکره باشد؟ اینان عشق را در سکس میجویند و بس به همین خاطر هست که هر کدامشان دهها زن و صیغه و غلام دارند تا با آنان عطش سیری ناپذیرشان را فرو نشانند برای اینان فاحشه خانه های مدرن امروزی چه جای دل فریبی میتوانست باشد شاید اگر بودند دهها جمله قصار در وصفش میسرودند و جماع در آنجا را برابر با بزرگترین فرائض میشمردند .&lt;br /&gt;خواهان بانکداری بدون ربا هستند ولی اگر به یک کودک دبستانی این موضوع را بگوئی خنده اش میگیرد سرمایه ات را بده و بعد از افت ارزش در اثر تورم آن را پس بگیر تا در جائی موهوم درختی برایت بروید که از هر شاخه اش صدها میوه و از هر میوه اش .......راستی چه وعده های دلفریبی . &lt;br /&gt;ما نه تنها دنیای شما را میسازیم بلکه آخرت شما را هم میسازیم ما میخواهیم که شما به مقام والای انسانیت برسید . (فقط میشود گفت: بع ) هر کس در جهان مسئول اعمال و رفتار خویش هست این خود اوست که باید آینده اش را بسازد نه کس دیگر و هر کس که این ادعا را کند بی شک بزرگترین دروغگوی کائنات میباشد . &lt;br /&gt;دوست ارجمندی داشتم که دائم به من تاکید میکرد کتاب بخوان فقط کتاب بخوان هر کتابی که به دستت میرسد چه موافق چه مخالف عقیده ات بخوان اوایل نصیحتش را زیاد جدی نمیگرفتم ولی حالا میفهمم چه نصیحت ارزشمندی . اگر حتی درصدی از افرادی که به خدعه های بالا فریفته میشوند اندکی مطالعه داشتند هیچ گاه کسی نمیتوانست آنها را بفریبد . ولی اززمانی که انسان در روی زمین پدیدار شده تا کنون تغییر چندانی دررفتار و کردارش حاصل نشده است درست است که به جای غار در آپارتمانهای شیک زندگی میکند ولی در نحوه نگرشش به دنیا تغییری زیادی نداده است هنوز هم میتوان او را با حرفهای گذشته فریفت و استثمارش کرد .او بجای ساختن جهانی آباد برای آینده گان در فکر موهومات غوطه میخورد و دلشاد است به آینده ای موهوم . میپندارد آن چیزی را که اکنون نمی یابد آنجا خواهد یافت خودش را گول میزند و  از حق زندگانیش که به او عطا شده به راحتی میگذرد تا خونی که در رگش هست را نیز به ابلیسی دگر هدیه کند تا او فنا شود در موهومات و از این حماقتش بر خود ببالد تا آدمخوران تازی گردنشان کلفت تر گردد . اصلا چه نیازی به آبادانی این جهان در فرهنگشان هست باید آنقدر فساد در روی زمین کرد تا کسی بیاید و برای عدالت آنقدر خون بریزد تا به زانوان اسبش برسد آنوقت ما را هم از گورمان بیرون خواهد کشید و به آنچه حقمان است خواهد رسانید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای آمده از عالم روحانی تفت &lt;br /&gt;حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت &lt;br /&gt;می نوش ندانی زکجا آمده ای &lt;br /&gt;خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر قدر برای اینان دلیل و برهان آورده شود که راه این است و چاه این قبول نخواهند نمود و بر کرده خود پای خواهند فشرد .وظیفه انسانهای خردمند هست که راه خود را از اینان جدا نمایند تا برای خود در این دوروزه عمر زندگانی ای پر از خوشی و رفاه فراهم آورند و گرنه نصیحت نمودن ابلهان همچون کوبیدن آب در هاون کاریست بی ثمر و نتیجه . اگر آموزه های پندار نیک گفتار نیک و کردار نیک را به کار ببیندیم بجای همه شعارهای فوق بهتر بود میگفتیم : ای ابلهان جهان متحد شوید . ولی فکر نکنم هیچ گاه مردمان گیتی راستی را بپسندند و شعار آخری جواب میداد همیشه انسانها در صدد گول زدن خویشند و همیشه نیز خود را متفکرترین با لیاقت ترین بهترین فرد جهان میپندارند .(هر کسی فرزند خویش به جمال ماند وعقل خویش به کمال )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گاویست در آسمان و نامش پروین &lt;br /&gt;یک گاو دگر نهفته در زیر زمین &lt;br /&gt;چشم خردت باز کن از روی یقین &lt;br /&gt;زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر چند آرزوئیست موهوم و دست نیافتنی ولی امیدوارم که همه انسانها روزی برسد که با خرد خود بیاندیشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-8755416112060371681?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/8755416112060371681/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=8755416112060371681' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8755416112060371681'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8755416112060371681'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/11/blog-post_16.html' title='ابلهان جهان متحد شوید'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-2485302056094604843</id><published>2009-11-11T13:33:00.000+03:30</published><updated>2009-11-11T13:37:47.047+03:30</updated><title type='text'>باز هم به یاد ندا خواهر زیبایم</title><content type='html'>به تازگی یکی از دانشگاههای کشورانگلستان بورسیه ای با نام ندا آقا سلطان ایجاد کرده است که در رشته فوق لیسانس فلسفه یعنی همان رشته ای که ندا در آن مشغول به تحصیل بود به دانشجویان به خصوص دانشجویان ایرانی بورسیه ای اعطا میشود تا یاد و نام این جانباخته راه آزادی همیشه فروزان نگه داشته شود . این اقدام دانشگاه آکسفورد که یکی از معتبرترین دانشگاههای جهان میباشد با اعتراض دولت ایران مواجه شد بطوری که وزارت امور خارجه در نامه شدید اللحنی این اقدام را نکوهش و خواستار لغو این بورس گردیده است .&lt;br /&gt;همگی ما میدانیم که ندا چگونه کشته شد . دخترک مظلومی که آمده بود تا رایش را پس بگیرد با گلوله بسیجی بی شرفی روبرو شد که به جز اجرای فرامین ضحاک و ضحاکیان به چیز دیگری نمی اندیشید او با پرپر نمودن این گل بوستان خانواده ای که با ذره ذره وجودشان او را بزرگ نموده بودند و به این سن رسانیده بودند بهشت را برای خود خریداری نمود تا در آن وادی با حور و غلمانها خوش باشد آخر بهشت که به این ارزانیها به دست نمیاید . یکی با گردن زدن 700 نفر از طایفه ای در میان میدان شهر به بهشت راه می یابد .و آن دیگری با کوبیدن هواپیمای مسافرین بی گناه به برجهای تجارت جهانی واین یکی با آویختن کلید پلاستیکی بهشت به گردن و رفتن روی مین .&lt;br /&gt;در کشوری که همه دغدغه اش جشن بود و رامش و شادکامی و نکوئی راستی چه شد که شدیم بازیچه عده ای نابخرد که به جز مرگ و نابودیمان نمیخواهند ؟ یکی میخواهد قسمش را نشکند با زدن گردن پدرانمان آسیاب میچرخاند و با آرد تولیدیش نان میپزد آن دیگری به جرم داشتن عقیده ای دگرگون گردن زده میشود و این یکی با گلوله بسیجی متعفنی از پای در میاید . راستی چه شده بر ما که این چنین مسخ و از خود بی خود گشته ایم آئین نیکی را رها کرده ایم و تازیان و کردارشان برایمان مقدس و اهورائی گشته اند ؟&lt;br /&gt;بجای دلجوئی از خانواده ندا از اقدامی که دیگران در باب دلجوئی از او میکنند میرنجیم ولی عاشق قاتلان و آدم کشان بی شرف شده ایم.از عماد مغنیه قاتلی که با اعمال پلیدش صدها بی گناه را به عدم فرستاد و خلبان هواپیمای مسافری را در جلوی دوربینهای تلویزیونی از پای در آورد یا از خالد اسلامبولی استوره میسازیم و خیابانهایمان را به نامشان میکنیم .مگر ما با جهان و جهانیان سر جنگ داریم که هر چه را آنان نیک میدانند بد میشماریم و هر چه را آنان اهریمنی میخوانند ما اهورائی میدانیم .&lt;br /&gt;یکی پیدا میشود که عرضه اداره کشور خود را ندارد ولی میخواهد بایاری از عناصری موهوم برای جهانیان تعیین تکلیف کند وآن دیگری به مردم میباوراند که انرژی هسته ای حق مسلم آنهاست . نمیدانم این انرژی هسته ای دیگر چه چیزیست که از آب و نان و آزادی مردم جلوتر زده است . مردمی که نان شب ندارند خود را به صبح برسانند انرژی هسته ای را میخواهند چه کار ؟حق مسلم دولت است که همه امکانات را بدون یارانه با قیمت تمام شده به مردم بدهد ولی مردم حق ندارند وقتی همه هزینه ها را با دلار خواهند پرداخت متقاضی دریافت حقوقشان نیز با دلار بشوند آنوقت میشوند محارب با الله و نماینده او نمیدانم این الله چقدر زبون است که یک بشر بی مقدار را توان محاربه با او میباشد . هر کاری کنی محارب با او میشوی و مجازاتت مرگ همان گونه که ندا ندای آزادی سر داد و به جزایش رسید و قاتلش در بهشتی که در زیر درختانش جویهای شراب و ساقیان و حوران بهشتی دلربائی مینمایند به عیش و نوش و خوش گذرانی مشغول هست تا مزد یاریش به الله را دریافت نماید . آفرین به این الله که حامی هر چه جانی و آدم کش و قاتل هست . &lt;br /&gt;یک بیمار تا خود قبول نکند که بیمار هست و پیش متخصص برای درمانش نرود نمیتواند نسبت به بهبودیش امیدوار باشد . ملت ایران نیز تا حافظه تاریخی خود را تقویت ننماید و از گذشت روزگار درس نگیرد آش همین هست و کاسه نیز همین . فقط با استناد به خرد هست که میتوان کشوری آباد و آزاد و به دور از دژخیمان خون آشام ساخت کشوری که در آن تمامی عقاید و  تفکرات محترم بوده و مردم آن دیار در رفاه و خوشبختی روزگار بگذرانند . تا رسیدن به آن مدینه فاضله چقدر راه در پیش روی داریم ؟ به این پرسش باید با نگرش به  مردمی که در عصر فضا درمان دردهایشان را از گور تازیان میجویند پاسخ داد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-2485302056094604843?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/2485302056094604843/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=2485302056094604843' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2485302056094604843'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2485302056094604843'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='باز هم به یاد ندا خواهر زیبایم'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-3511319939639214769</id><published>2009-10-18T08:40:00.000+03:30</published><updated>2009-10-18T08:46:20.581+03:30</updated><title type='text'>راهکارهائی برای برون رفت از رکود اقتصادی</title><content type='html'>با توجه به این که اقتصاد جهانی در رکوودی بی سابقه فرو رفته است پس از رایزنی با علما و نخبگان چند راه حل استراتژیک و عملی برای برون رفت از این بحران پیشنهاد میگردد که قطعا جواب خواهند داد چون همگی این راهکارها قبلا آزمایش شده و نتیجه خوبی داده اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در زمینه صنعت&lt;br /&gt;1- پیشنهاد میگردد چند روحانی بلند پایه در مبادی ورودی کشور های پیشرفته ای همچون آمریکا و اروپا چپانیده شوند تا موقع ورود خودرو به کشورهایشان یک نوع ایراد شرعیه در خودروها کشف و از وردد آنها جلوگیری به عمل آورند ولی بعد میتوانند با ذکر اورادی و فوت کردن آن اوراد به خودروها (البته با اخذ مبلغی جزئی حدود 3-4 برابر وجه خودرو )اشکالات شرعیه ورود خودرو ها را برطرف ساخته و با این کار مبلغی به جیب مبارکه که نوعی ادخل فی البیت المال میباشد کمک رسانی نمایند.&lt;br /&gt;2- در جهت کاهش هزینه در دانشگاهها کشورهای جهان اول میتوانند با انتصاب عده ای روحانی کاملا خرفت و نادان به عنوان رئیس دانشگاه هم جلوی اعتراضات دانشجوئی را با بهانه مخالفت با الله بگیرند و هم هر شهریه ای با هر مقدار از دانشجویان اخذ و با این حال منت به سر دانشجوها بگذارند که مثلا شهریه دانشگاههای کشورشان از شهریه کشور بورکینافاسو هم کمتر هست . &lt;br /&gt;3- در زمینه انرژی وزرای کشورهای پیشرفته میتوانند با حیله نگهداری منابع برای آیندگان و ارزان بودن قیمت انرژی در کشورشان حتی از کره مریخ هزینه های آب و برق و سوخت و... را حتی به 10 برابر برسانند .&lt;br /&gt;4- بهترین روش برای صرفه جوئی در اقتصاد همان گفته معروف اقتصاد مال خره هست که در کشورهای جهان اول اگر اجرا گردد و تمامی وزرای کشور از بقال یا قصاب های سر کوچه رئیس جمهوری منتصب گمارده شوند چون هیچ تخصصی در زمینه فعالیتشان ندارند میشود با هر بودجه ای آنها را خرید (ببخشید به کار گمارد)و با باقی مانده بودجه به کارهائی که صلاح کشور هست و العوام کالعنعام (مردم نادان)نمیفهمند از قبیل کمک به کشورهای تروریست صرف نمود .&lt;br /&gt;5- در جهت افزایش بودجه دولت میتواند با افزایش ناگهانی قیمتها به چندین برابر هم مردم را در فکر تهیه مایحتاج خود بگذارد تا شورش ننمایند و هم بعدا با کاهش مثلا 5 درصدی قیمتها بر سر مردم منت بگذارد که مبارزه با گرانی نموده است در این راستا دولت میتواند با معرفی مخالفان خود به نام اخلالگر اقتصادی و اعدام آنها خود را از شر آنها نیز رهائی ببخشد .&lt;br /&gt;6- در زمینه تکنولوژی میتواند هر جنس بنجلی را به دهها قیمت به مردم قالب نماید به شرط این که با به نوعی تقدس بخشیدن به آن جنس مردم را در جهت خرید هر چه بیشتر برای ذخیره در دنیا و آخرت رهنمون سازد .و یا شعاری همانند مریخی جنس مریخی بخر را درست نمود و به خورد مردم داد.&lt;br /&gt;7- میتوان با تغییر نام هر نوع کسب و کا ردر کشورهائی که آن کسب و کار مجاز شمرده نمیشوند در جهت اشتغال زائی و کسب درآمد های بیشتر بهره جست از قبیل تغییر نام فاحشه خانه ها به خانه عفاف تغییر نام دانشگاههای پولی به غیر انتفاعی و...... &lt;br /&gt;8- چون اکثر افراد در کشورهای مترقی جهان درصدد ذخیره باقیات صالحات نمیباشند میتوان با فرستادن تعدادی واعظ میان آنها و عنوان کردن مار غاشیه و عذاب قبر و ....... با ترسانیدن مردم آنها را مجبور نمود که ذخایر خود را هر چند اندک به وعاظ (کاین چنین جلوه در محراب و منبر میکنند چون به خلوت روند آن کار دیگر میکنند )ببخشایند تا آنان نیز با خرج آن مبالغ در خانه های عفاف شرعیه به چرخش جریان پول در کشور کمک رسانی نمایند .&lt;br /&gt;9- در جهت هر چه بهتر شدن عملکرد های دولتهای معظم له در این کشورها میبایست  ابتدا با تحریم رسانه های بین المللی در این کشورها مردم را در خواب خرگوشی فرو برد تا بتوان با نشان دادن این که ماست سیاه هست آن را به خورد مردم نیز داد .&lt;br /&gt;10- در راه پیشبرد اهداف مقدس اگر مخالفی پیدا شد باید با اجیر کردن عده ای قداره بند و عربده کش زبانها را برید و حنجره ها را خفه نمود و اگر مردم باز اعتراضی نمودند اسم معترضان را ارازل و اوباش و خس و خاشاک نهاد تا توجیه بهتری برای اعدامها داشت .&lt;br /&gt;11- میتوان با ایجاد انواع و اقسام دانشگاهها هم پول مردم را گرفت و هم جوانان جویای کار را با امیدهای واهی منتظر نگه داشت با این خدعه یک تیر و دو نشان زده میشود که از بهترین خدعه های موجود تا کنون هست .&lt;br /&gt;12- راه حل در زمینه بسیار هست ولی راه حل های ابدائی باید از هوش بیکران متولیان امر صادر گردد که این امر اندکی هوش و استعداد را میطلبد ولی اگر متولیان قدرت ابداع نداشته باشند میتوانند با توسل به روباهی پیر از نقشه های او سود جویند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اللهم عجل لمتولیانک الفکر والمردمانک الحمق والمنابعک الکثر و المتفکرانک الموت عجل عجل عجل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-3511319939639214769?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/3511319939639214769/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=3511319939639214769' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/3511319939639214769'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/3511319939639214769'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/10/blog-post_17.html' title='راهکارهائی برای برون رفت از رکود اقتصادی'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-6858233719833913484</id><published>2009-10-11T08:35:00.000+03:30</published><updated>2009-10-11T08:38:20.373+03:30</updated><title type='text'>جای پای زنان در تاریخ ایران</title><content type='html'>جای جای تاریخ کهن و پر افتخار کشومان پر است از مقام و جایگاه زن. جایگاهی که در آن تاریخ که زنان را همچون برده و کالا مینگریستند به زن جایگاه و مقامی را میداد که اکنون بعد از گذر سالیان متمادی زنان کشورمان آرزوی رسیدن به آن مقام را دارند .بودن زنانی چون میتراو آناهیتا در استوره های ایرانی و شمرده شدن آنان در زمره الهه های والا مقام سخن از ارج و قرب زن در میان ایرانیان دارد . در الواح بدست آمده از تخت جمشید به هزاران کتیبه بر میخوریم که در آنها نشان میدهد زنان گاهی در مقامهائی قرار داشتند که بر 200 مرد کار فرمائی مینمودند . در این الواح سخن از برابری حقوق زن و مرد به میان میاید از مرخصی زایمان حق بازنشستگی زنان حق فرزند. رسیدن زنانی چون آرتمیس به سمت فرماندهی دریائی  و زنانی چون یوتاپ که همراه لشگری جانش را درراه پاسداری از وجب به وجب این مرز پر گهر فدا کرد همه و همه نشان میدهد که زن چه مقام والائی در میان ایرانیان داشته است . &lt;br /&gt;گندم نمایان جو فروش چون تمامی افکار و آمالشان بر دروغ و به قول خودشان خدعه استوار هست چون میبینند اگر به مردم واقعیات را بگویند دکان دزدیشان تخته خواهد شد با توسل به انواع و اقسام خزعبلات و چفندیات (با عرض پوزش از خوانندگان محترم ولی اینان را لیاقتی بیش از این نیست ) سعی دارند نشان بدهند که قبل از اینان زنان کشورمان هیچ نداشتند و در بردگی بودند و زنانمان باید خود را مدیون اینان بدانند که آمدند و زنانمان را نجات دادند این ابلیسان چون خود به زن به جز نظر شهوت آلود نظر دیگری نداشته و ندارند گمان میبرند که همه انسانها همچون ایشان به مرض پدوفیلی و زنبارگی گرفتارند و نرفته اند حتی یک ورق تاریخ بخوانند که ببینند اکثر شاهان کشورمان همچون کورش بر خلاف پیشوایان ایشان که هر کدام 70 -80 زن داشتند به جز یک همسر نداشتند و بعد از مرگ او نیز هیچ گاه ازدواج ننموده اند . آیا از کسانی که که فکری جز صیغه و دخول و جماع ندارند و پردیسشان بجای مکانی برای شکفتن خرد پر باشد از حوری های باکره ای که هیچ گاه باکره گی شان از بین نمیرود میتوان جز این انتظاری داشت ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-6858233719833913484?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/6858233719833913484/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=6858233719833913484' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6858233719833913484'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6858233719833913484'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/10/blog-post_10.html' title='جای پای زنان در تاریخ ایران'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-1264914687474388488</id><published>2009-10-09T18:56:00.000+03:30</published><updated>2009-10-09T18:57:50.849+03:30</updated><title type='text'>روز جهانی قدس؟ روز ورشکستگی رژیم!</title><content type='html'>یکی دیگر از شعبده بازی های رژیم را پشت سر گذاشتیم. آنچه را که "روز جهانی قدس" می خوانند، دیروز برگزار کردند و دوباره از حضور میلیونی مردم سخن گفتند و آن را "نشان پشتیبانی تزلزل ناپذیر مردم از رژیم" دانستند، که خودشان خوب می دانند که تا چه حد دروغ گفته اند. زیرا در میان شعارهای فرمایشی، فریاد "مرگ بر دیکتاتور" نیز شنیده شد و میهن پرستان ایرانی فریاد می زدند "نه غزه، نه لبنان، فکری به حال ایران" و باز شنیدیم: "فلسطین را رها کن، فکری به حال ما کن!".&lt;br /&gt;در کدام دوران تاریخ خون آلود سی ساله حکومت ایران، چنین شعارهائی در آنچه که "روز جهانی قدس" می نامند، شنیده شده بود؟&lt;br /&gt;وضع حکومت، امروز از هر دوران دیگری لرزان تر است و حتی ادعای حمایت از فلسطینیان و تلاش برای به بیراهه کشاندن توجه مردم ایران نیز، این بار نمی تواند آنان را از سرنوشت محتوم خویش رهائی بخشد.&lt;br /&gt;به یاد آوریم که در روزهای پیش از آنچه که "روز جهانی قدس" نامیده اند، چه تلاش تبلیغاتی گسترده ای به راه انداختند و چه نهادها و سازمان هائی که تا کنون نام آنها را نیز نشنیده بودید بیانیه دادند که «ای مردم بیاید و در حمایت از حقوق فلسطینیان سینه بزنید و اجر آخرت داشته باشید».&lt;br /&gt;خودشان و خودتان می دانید که دروغ می گویند!&lt;br /&gt;آنان دلشان به حال فلسطینیان نسوخته است، بلکه منافع فتنه گرانه خود را می جویند و در پی انجام اندیشه های شیطانی خویش هستند.&lt;br /&gt;اگر آنان واقعا دلسوز فلسطینیان می بودند، آنها را تشویق می کردند از ترور دست بردارند و با اسرائیل به سوی صلح و آشتی پیش روند. خونریزی پایان گیرد و به جای آدمکشی، به سازندگی و آبادانی روی آورند – و آنگاه از حمایت بی دریغ و یاری رسانی سخاوتمندانه اسرائیل نیز برخوردار می شوند و به رفاه و رستگاری می رسند.&lt;br /&gt;امسال حتی خجالت کشیدند واژه "جهانی" را به نام "روز قدس" بیافزایند. زیرا خودشان می دانند که در هیچ کجای دیگر جهان اسلام، جز ایران، کسی به این فراخوانی توجهی نکرده و اعتباری برای آن قائل نشده است. نادیده بگیرید تظاهراتی را که حزب الله در لبنان به راه انداخت و پیامی که اسماعیل هنیة و خالد مشعل تروریست برای حکومت ایران فرستادند و اقدامات نمایشی در برخی شهرهای شیعه نشین پاکستان و همآیش هائی را که برخی سفارت خانه های ایران در کشورهای اروپا و دیگر نقاط ، با پرداخت پول به مزدوران فلسطینی و بنگلادشی و پاکستانی و عرب رژیم ترتیب دادند، به این حساب ننویسید.&lt;br /&gt;کدام کشور، کدام دولت، کدام ملت مسلمان به صورت خود جوش چنین روزی را برگزار کرد؟&lt;br /&gt;پاسخ هیچ است.&lt;br /&gt;چه شد که حکومت ایران در راه حمایت از گروه های ترور فلسطینی این چنین یقه درانی می کند؟&lt;br /&gt;استدلال ظاهری شان آن است که آنها از اسلام دفاع می کنند. از سرزمین اسلامی فلسطین دفاع می کنند و این وظیفه دینی و انسانی آنهاست. دروغ می گویند.&lt;br /&gt;مگر سخنان فیروزآبادی فرمانده کل نیروهای مسلح را فراموش کرده اند که اعتراف کرده گفت: «حمایت از فلسطینیان و دیگر سازمان های آزادی بخش، در راستای منافع حکومت اسلامی ایران است».&lt;br /&gt;منافع ملی! اگر دوران خمینی بود، می گفتند: «منافع امت اسلامی ایران» - چون برای آنان خاک ایران و ملیت ایرانی اهمیتی ندارد. آنها در پی امت اسلام! هستند.&lt;br /&gt;در پشت این سفسطه بازی حکومت ایران، چه دلیل واقعی برای این یقه درانی های آن ها به خاطر گروه های ترور فلسطینی وجود دارد؟&lt;br /&gt;پاسخ به این پرسش، در واقع از یک نیت شیطانی رژیم ایران پرده بر می دارد:&lt;br /&gt;خمینی در کناب "انقلاب اسلامی" نوشت که دین راستین بشریت اسلام است که با آمدن آن، یهودیت و مسیحیت منسوخ گردید، زیرا در اسلام گنجانیده شد. و مذهب راستین در اسلام، شیعه است که اهل تسنن خلافت را از حضرت علی ربودند و ابوبکر و عمر و عثمان جای آن حضرت را گرفتند و بعد حضرتش به دست تبهکاران شربت شهادت نوشید.&lt;br /&gt;بنابراین، از دیدگاه خمینی و آنانی که امروز خود را پیرو او می دانند، واجب دینی برای شیعیان آن است که برای بازگرداندن خلافت به خاندان عصمت و طهارت بکوشند و مذهب شیعه بر جهان اسلام و سراسر گیتی آقائی کند.&lt;br /&gt;خمینی برای آن که خود را رهبر جهان اسلام معرفی کند، به اهرم هائی نیاز داشت و به ترفندهائی، تا با یاری آن ها بتواند تاج رهبری را طلب کند.&lt;br /&gt;او می خواست حرم شریف مکه و جایگاه چند میلیون نفر زائران حج را به صحنه سیاسی برای کشاندن مسلمانان به سوی خود مبدل سازد و تظاهرات سیاسی زیر شعار "برائت از مشرکین" را به راه انداخت که دولت عربستان سعودی را سخت به خشم آورد و کشته شدن حدود پانصد نفر از آنانی را که در خیابان های مکه به راه افتاده و شعار سیاسی در این خاک مقدس اسلامی می دادند و به قول وهابیان بدعتی ایجاد کرده بودند، به دنبال آورد.&lt;br /&gt;ماموران امنیتی عربستان به آن زائران که از دیدگاه آنان خاطی و گناهکار بودند ترحم نکردند و همه را به گلوله بستند.&lt;br /&gt;در سال های بعد حکومت ایران خود اعتراف کرد که جهان اسلامی این شعبده بازی ها را مکروه می داند و از آن دوری می جوید و آنچه "آئین برائت از مشرکین" می نامند، هر سال بیشتر رنگ باخت، تا به امروز که به صورت یک نمایش هجوآمیز درآمده است.&lt;br /&gt;شعبده باری دیگر خمینی آن بود که تلاش کرد فلسطینیان را زیر بال حمایت ظاهری خود بگیرد - که در واقع می خواست با یک تیر دو نشان بزند.&lt;br /&gt;حکومت اسلامی در سال هائی بر ایران تحمیل شد که رهبر مصر بزرگ مرد تاریخ عرب، انور سادات با اسرائیل پیمان صلح امضا کرد و موجودیت و حقانیت اسرائیل را به رسمیت شناخت و سخن از آن بود که اردن و لبنان نیز راه آشتی با اسرائیل را در پیش گیرند و فلسطینیان نیز با خستگی از خونریزی بی حاصل، راه صلح می جستند.&lt;br /&gt;خمینی می خواست، با این استدلال عوام فریبانه که همه ملت های عرب، فلسطینیان را تنها گذاشته اند و به مصالح آنان خیانت کرده اند، و تنها جمهوری اسلامی ایران است که قاطعانه پشت سر آنها ایستاده و برای تامین منافع فلسطینیان یقه درانی می کند، خود را رهبر صالح و شایسته جهان اسلام معرفی کند.&lt;br /&gt;هدف آنان از این ترفند یک امر مهم دیگر نیز بود که وقتی اعراب با اسرائیلیان صلح کنند و فلسطینیان با اسرائیل راه آشتی در پیش گیرند، آنگاه حکومت ایران بزرگترین حربه خود را در راه آنچه که "صدور انقلاب" می نامند از دست خواهد داد و تحکیم موجودیت اسرائیل و پذیرش مشروعیت این کشور از جانب اعراب و جهان اسلامی، امید رژیم ایران را برای برپائی امپراطوری اسلامی شیعه، همراه با تسلط بر همه اماکن مقدس اسلامی، نقش برآب خواهد ساخت.&lt;br /&gt;در سال های بعد، این تظاهر حکومت ایران به اسلام و فلسطین، با یک هدف فتنه گرانه دیگر نیز توام شد و آن به کارگیری فلسطینیان و مردم لبنان به عنوان اهرمی برای تهدیدهای نظامی علیه اسرائیل. حکومت ایران، از همان بیست سال پیش که تلاش های اتمی خود را برنامه ریزی کرد، می دانست تنها کشوری که با پایمردی و قاطعیت علیه بمب اتمی ایران به پا خواهد خاست، کشور اسرائیل است – و به عنوان یک ترفند بازدارنده، آمدند و حزب الله لبنان را برپا ساختند و بعدها حماس را زیر بال حمایت خود قرار دادند و شبکه های خرابکاری و فتنه برپا کردند – آن گونه که در افغانستان و عراق تجربه آن را اندوخته اند!&lt;br /&gt;در یک کلام، از دیدگاه حکومت ایران، فلسطینیان نگون بخت و مردم مسالمت جوی لبنان، به گوشت دم توپ و سپر بلای برنامه های تولید بمب اتمی رژیم ایران مبدل شده اند – و گرنه، رژیم دلش برای مسلمانان یا فلسطینیان نسوخته است!&lt;br /&gt;اگر مسلمانان برای رژیم مسلمان نمای ایران عزیز هستند، پس چرا مسلمانان چچن را تنها گذاشتند؟&lt;br /&gt;چرا بر سر نزاع ناگورنا کاراباخ (قره باغ علیا) مسلمانان آذربایجان را فراموش کردند و به حمایت از ارمنستان ارمنی پرداختند؟&lt;br /&gt;چرا مسلمانان بوسنی هرزه گوین را رها کردند؟&lt;br /&gt;چرا مسلمانان اویغور در چین را این چنین نادیده گرفتند؟&lt;br /&gt;مگر مسلمانان اویغور چه می خواهند؟ سازمان های ترور فلسطینی خیال نابودی اسرائیل را دارند - ولی مسلمانان اویغور، از چین تنها کمی آزادی و خودگردانی می خواهند!&lt;br /&gt;همه این ها را کنار گذاشته و به گروههای ترور فلسطینی پرداخته اند؟&lt;br /&gt;آنقدر شیفته فلسطینی ها شده اید که دارید خلیج فارس را به سود اعراب از دست می دهید و حتی حاضر شدید به خاطر شرکت در بازی های ورزشی اسلامی از نام خلیج فارس و پرچم سه رنگ ایران صرفنظر کنید! شما، نامتان ایرانی است؟&lt;br /&gt;به خاطر نیاز به روسیه، دارید مالکیت دریای خزر را هم از دست می دهید! آیا به یاد دارید که روسیه و جمهوری های پیشین جداگانه اجلاس کردند که سر ایران را کلاه بگذارند؟&lt;br /&gt;تمام هم و غم خود را صرف دفاع از حقوق مسلم ملت فلسطین کرده اید؟ پس حقوق مسلم ملت ایران کجاست؟&lt;br /&gt;از شعبده بازی روز قدس دست بردارید، فلسطین را رها کنید، فکری به حال ملت خویش کنید!&lt;br /&gt;ملت ایران با فلسطینی ها چکار دارد؟ آزادی خود را می خواهد، حاکمیت خود را می طلبد، نیک بختی خود را می جوید.&lt;br /&gt;شما در جریان تظاهرات دیروز به اصطلاح "روز قدس"، همه تلاشتان آن بود که نگذارید مردم ایران در راه تامین خواسته های ملی خویش شعار دهند.&lt;br /&gt;آیا این نشان ورشکستگی و پاک باختگی شما نیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-1264914687474388488?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/1264914687474388488/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=1264914687474388488' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1264914687474388488'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1264914687474388488'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/10/blog-post_09.html' title='روز جهانی قدس؟ روز ورشکستگی رژیم!'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-1548204744905240542</id><published>2009-10-08T11:36:00.000+03:30</published><updated>2009-10-08T11:37:25.377+03:30</updated><title type='text'>قصه جنگل سبز</title><content type='html'>توی یه جنگل سر سبز تو اون دور دورا وسط کوههای بلند با حیوونای شاد و خرم شیری بود مهربون و قوی توی این جنگل سبز و خرم همه حیوونا به خوبی و خوشی با هم زندگی میکردند . خره خراطی میکرد .......... همه دلشون یه رنگ وبا صفا و و شاد و خندون تو صلح و صفا داشتند تو لونشون زندگی میکردند .&lt;br /&gt;توی حیوونا روباه پیری بود که نمیتونست آسایش حیوونا رو ببینه میخواست هر طوری شده حیوونا رو به جون هم بندازه و از آب گل آلود ماهی بگیره هی فکر کرد و فکر کرد چی کار کنه تا این که فکری به سرش زد . رفت پیش خرترین حیوونا آقا گاوه و تو گوشش خوند تو که ار همه حیوونا قویتری تو که از همشون باهوشتری چراباید زیر سلطه آقا شیره باشی مگه تو چیت کمتر از شیره هست که سرتو انداختی پائین و  داری مثل خر به حرفهای اون گوش میدی . آقا گاوه اونقدرها هم خر نبود تا تو اولین دفعه تو دام روباهه بیافته روبه روباهه کرد و گفت بابا اون لااقل هیچی هم بلد نباشه پدر در پدر همه آبا اجدادش سلطون جنگل بودند و لااقل راه و رسم مردم داری رو بلده ولی من چی ؟ آقا روباهه که دید سرش داره به سنگ میخوره گفت اصلا این طور چیزا لازم نیست اون اجدادش سلطان بودند ولی تو هم چیزی رو داری که اون نداره ؟ گاوه حریص شد این چیه که من دارم و شیره نداره ؟ روباهه ادامه داد پدر پدر بزرگ تو یه هاله نور بالای سرش بود اونو آلام بولوم بزرگ هدایت میکرد حتی بعضی ها هم میگن که عکس اونو توی ماه دیدن تو هم اگه شیره رو از جنگل بیرون کنی آلام بولوم بزرگ هدایتت میکنه . گاوه خر شد خرتر از اونی که فکرشو بکنین فکر کرد همه چی رو میدونه و باهوشتر از اون توی دنیا دیگه پیدا نمیشه اسم خودشم عوض کرد و گذاشت بقره العلوم یعنی گاو همه چیز دان . یواش یواش حیونای دیگه دور و برش جمع شدند و اون براشون از کرامات پدر پدر بزرگش که هاله ای نور هم داشت میگفت . میگفت زمونی که اون حاکم بود همه حیونها با هم برادر بودن نه شیره جرات داشت دنبال آقا خرگوشه کنه نه حتی جرات میکرد فکرشو بکنه اگه ما هم بیائیم مثل اون قدیما شیره رو فراریش بدیم و منو حاکم کنیم منم قول میدممثل اون خدا بیامرز هر چی اونی که اون بالابالاهاست میگه عمل کنم قول میدم غذای همه حیونها رو بیارم و در خونشون تحویل بدم به بزی علف به میمونه موز به سنجابه گردو خلاصه دیگه لازم نیست برین و کار کنین من نه تنها دنیاتونو اصلاح میکنم بلکه آخرتتونم تامین میکنم . اونقدر گفت و گفت تا حیونا خر شدند تصمیم گرفتند با یه یورش ناگهانی آقا شیره رو نابود کنن و گاوه رو حاکمش کنن آخه هر کی باشه با این حرفها خر میشه وعده کاهو یونجه مجانی که کم وعده ای نیست که بشه به راحتی از اون گذشت تازه میگه توی اون دنیا هم کره های باکره به اونهائی که خر میشن میدن دیگه چی از این بهتر . خلاصه حیونها شیره رو فراریش دادند و آقا گاوه رو کردند اربابشون . گاوه که از اون ندید بدیدا و تازه بدوران رسیده های روزگار بود یه پسوندای جدیدی به اسمش افزود آخه حاکم که نمیتونه فقط اسمش گاو باشه کراهت داره . اسمش شد جناب آقا ی گاو همه چیز دان دامت برکاته گاوه دیگه گردنش اونقدر باد کرده بود که داشت رگهاش میترکید دیگه از هیچ چی مالک همه چی شده بود مالک جان و مال و ناموس همه حیونهامیخواست بره و رو صندلی سلطنت بنشینه که چشمش افتاد به چند تا از زیباترین حیونهای جنگل از حسودیش داشت میمرد باید کاری میکرد میخواست اونها رو با دندونهای خودش بدره ولی اون ولی نعمت همه حیونهای جنگل . نه نه همه حیونهای دنیا بود به گرگه گفت که فکر پلیدشو عملی کنه ولی تو این امر نباید تکاهل کنه روزها گذشت و گاوه هرروز خونخوارتر و خونخوارتر میشد و وعده هائی که به حیونها داده بود از یادش برده بود و در جواب حیونها میگفت که خدعه کرده است جدش هم خدعه میکرد . جنگل سبز و خرم هر روز درختهاش خشک میشد و یا حیونهای باهوشش به جنگلهای اطراف فرار میکردند . این همون چیزی بود که روباه پیر میخواست اون میخواست که جنگل سبز رو نابود بکنه و چه کسی برای اجرای این فکر پلید از گاوه بهتر گاوه هم هر روز باد میکرد و باد میکرد تا این که یه روز .........&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-1548204744905240542?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/1548204744905240542/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=1548204744905240542' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1548204744905240542'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1548204744905240542'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/10/blog-post_08.html' title='قصه جنگل سبز'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-2294549647409544833</id><published>2009-10-04T17:37:00.000+03:30</published><updated>2009-10-04T17:38:21.435+03:30</updated><title type='text'>دشمنان مشترک دو کشور ایران و اسرائیل</title><content type='html'>آدولف هیتلرسالها پیش از آنکه لقب "رهبر" را به خود اعطا کند، در سخنرانی هایش بارها و به شیوه ای پیگیر، یهودیان را تهدید به نابودی می کرد وامروز می دانیم که منظورش هرگز و به هیچ وجه تنها و تنها یک شعار عوامفریبانه نبود که بخواهد با بیان آن توده مردم را به دنبال خود بکشد، گو اینکه میلیونها نفر گله وار از او تبعیت کردند و سپس نیز همه خود را بی گناه و حتی بی اطلاع می دانستند. &lt;br /&gt;هیتلر در کتاب معروفش "نبرد من" همواره از نابودی ، بگفته او، "نژاد یهود" سخن گفته  بود و پس از آن که قدرت را کاملا قبضه کرد، بارها در مجلس شورای ملی آلمان – رایشستاگ – جمله استاندارد و کلاسیک خودرا بکار برد که "اگرسرمایه یهودی بخواهد جنگ را آغاز کند ، نتیجه آن نه شکست آلمان، که نابودی یهودیان اروپاست" . &lt;br /&gt;هیتلر گاه ازواژه "سرمایه یهودی" و گاه از واژه "یهودیت سرمایه" استفاده می کرد. توده عامی و باندهای فاشیستی، مجذوب این شعارها و اصطلاحات پوچ و بی معنی بودند.&lt;br /&gt;اما  امروز هیچ مورخ و پژوهشگری در این مورد تردید ندارد که هیتلر از همان آغاز، نه فقط در اندیشه به راه انداختن جنگ بود ، بلکه با تکرار مداوم این جمله می کوشید که یهودیان را مسئول و مسبب جنگی بنامد که خود درتدارکش بود وبرای آن زمینه سازی می کرد که نابودی یهودیان را محق جلوه دهد، همان گونه که او یهودیان را مسؤول شکست آلمان در جنگ اول جهانی می نامید.&lt;br /&gt;نظام تمامیت خواه این چنین "دشمن" دلخواه خود را می آفرید، زیرا این قبیل نظام ها همواره خود را با "دشمن" خیالی یا فرضی و یا آفریده تخیل و تبلیغات خویش روبرو می بینند.  &lt;br /&gt;نظامی که بر محور "رهبر" می چرخد، بدون یک "دشمن خیالی" و " ایادی"  آن در درون و برون، نمی تواند به حیات خویش ادامه دهد. او به این دشمن فرضی سخت نیازمند است تا بتواند همیشه و هرجا همه کس را به اسارت خود درآورد و به این ترتیب در جامعه "وضعیت اضطراری" برپا سازد. ایجاد فضای رعب و وحشت به "رهبر" امکان می دهد که مجموعه اصول حقوقی و قانونی را بطور کامل از اعتباربیاندازد، زیرا در فضائی خالی از حق و عدالت اراده رهبر حکم "حق" وفرمان او حکم " قانون" را پیدا میکند – همان پدیده ای که امروز شوربختانه در جمهوری اسلامی ایران برقرار است.&lt;br /&gt;کشوری که اکنون اسرائیل خوانده میشود از دیر باز سرزمین باستانی یهودیان بوده که پس از دو هزار سال غربت به آنجا بازگشته اند و حالا از آنجا یک کشور بهشت و یک سرزمین پیشرفته ساخته اند .کسانی که خود یک بهشت برین را تحویل گرفته اند و اکنون آنرا به بیابانی سوخته تبدیل نموده اند چون عرضه ترقی در کشور خود را ندارند میخواهند با بهانه قرار دادن اسرائیل سرپوشی بر روی ناکامیهای خود قرار دهند و از این روی هست که تمامی رسانه ها در این قبیل کشورها  بحث اصلیشان بجای مسائل کشور شده است فقط و فقط اسرائیل .وبا تجهیز فلسطینیان به انواع ابزارها نمی گذارند آب خوش از گلوی اسرائیلیان پائین برود .&lt;br /&gt;تصور کنید که اگر از عراق هر روز به سوی ایران موشک پرتاب می کردند، ارتش ایران چه واکنش کوبنده ای نشان می داد. آمدند و برج های دوقلوی را منفجر کردند، ببنید آمریکا به جنگ عراق و افغانستان رفت. ولی اسرائیل  هر روز هدف موشک پرانی قرار دارد و تحمل می کند.&lt;br /&gt;صلح هنگامی خواهد آمد که فلسطینیان و دولت سوریه و دیگران کشورهای عربی رهبرانی داشته باشند که بپذیرند که وظیفه آنها تامین رفاه و آسایش مردمانشان هست و نه جنگ و خونریزی .وقتی در مدارس عربی کتابهای درسی را عوض کنند و این همه از جهاد و شهادت سخن نگویند، وقتی تلویزیون حماس در برنامه کودکان خود اعلام نکند که هر کودک فلسطینی که یک سرباز اسرائیلی بکشد یک راست به بهشت خواهد رفت، اگر به کودکان و نوجوانان و زنان و مردان یاد بدهند که صلح و آشتی چه نعمت بزرگی است، آنگاه است که می توان امید به رفع اختلافات و برقراری صلح داشت. &lt;br /&gt;هیچ انسانی راضی به کشته شدن بیگناهان و به خصوص زنان و کودکان در هیچ جنگی نیست . ولی این موضوع را باید از کسانی پرسید که با قرار دادن بی گناهان به عنوان سپر دفاعی و به خصوص ابزار تبلیغاتی در صددند که از این اتفاقات به نفع خود بهره گیری نمایند . کسی نیست به اینان گوشزد گردد شما که این همه دم از شهادت و نعمات آن میزنید چرا خود را در پی ماشینهای ضد گلوله و مکانهای امن پنهان میکنید خود بیائید وبه فیض عظیم شهادت که هر دم از آن مینالید برسید و از مواهب آن بهره مند گردید و دیگران را به حال خود رها کنید تا از مواهب دو روزه زندگانی بهره مند گردند .ایرانیان و اسرائیلیان نه تنها از دیرگاه تاریخ تاکنون دشمنی با یکدیگر نداشته اند بلکه همواره در پناه هم با صلح و برابری زندگی نموده اند هر دو کشور دشمن مشترکی دارند که تازیان زبونند . ایران و اسرائیل میتوانند با دادن دست دوستی و برادری به یکدیگر دشمنان دیرین خود و بشریت را بر جای خود بنشانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-2294549647409544833?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/2294549647409544833/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=2294549647409544833' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2294549647409544833'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2294549647409544833'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='دشمنان مشترک دو کشور ایران و اسرائیل'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-4999682649139807209</id><published>2009-09-28T16:23:00.001+03:30</published><updated>2009-09-28T16:33:32.855+03:30</updated><title type='text'>ایران زمین نیز فیلتر شد</title><content type='html'>گاهی با خود می اندیشم که چگونه است که کسانی در اوج تمدن بشری خود را مالک و فرمانروای مطلق انسان حساب کرده و بر خود اجازه هر عملی را میدهند و انتظار دارند در زمانی که بشریت در دهکده ای جهانی زندگی میکند و به یمن وجود ماهواره و اینترنت و وسائل ارتباط جمعی هر یاوه ای را بسرایند و از دیگران انتظار قبول آن را داشته باشند .&lt;br /&gt;اینان با قبضهکردن کل وسائل ارتباط جمعی هر فکر نادرستی را که به ذهن بیمارشان میرسد انتظار دارند که به خورد مردم جوامع خود بدهند و انتظار شنیدن کوچکترین انتقادی را ندارند . سانسور و فیلتر کردن سایت ها و وبلاگهای مخالفان یکی از حربه هائیست که اینان در دست دارند . امروز متوجه شدم که وبلاگ من که در آن هیچ سخنی به جز عشق ایران و ایرانی زده نمیشود گرفتار سانسور این ضحاکیان شده است . کسی نیست به اینان بگوید مگر عشق به خانه و سرزمین جرم محسوب میشود ؟ کسانی که دست به فیلتر سایتهای میهن پرستان میزنند قطعا در دلشان ذره ای حب وطن وجود ندارد و یا دست نشانده بیگانگان و استعمارگرانی هستند که دست در دست حاکمان در صدد نابودی فرهنگ کهن این آب و خاک دارند . اگر کمترین توهینی در وبلاگ من در مورد مسائل مذهبی میبود شاید میشد اقدام آنان را توجیح نمود ولی من خودم نه به هیچ حزب و گروهی وابسته ام و نه به دسته و مسلکی فقط عشق من ایران است و بس . چگونه میشود که موقع انتخابات ما امت همیشه در صحنه و فهیم میشویم ولی اگر بگوئیم وطنمان را دوست داریم جیره خوار اجنبی (از جمله اسرائیل و آمریکا ) حتما برایم لیست دلارهائی که برای جاسوسی گرفته ام نیز در آورده اند تا به همه نشان دهند که من به آنان وابسته ام ولی کسی که کمترین شناختی از من داشته باشد میداند که از موقعی که خودم را شناخته ام تنها و تنها عشق ایران در قلبم است و نه چیز دیگر .&lt;br /&gt;چه میشود گفت ما برده و رعیتیم و آنان سرور وارباب و به همین دلیل به خود اجازه هر عملی را میدهند . فقط میتوانم بگویم افسوس و صد افسوس که ملک پر گهر بازیچه دست عده ای نا اهل شده است .ضحاک نیز با کشتن و از بین بردن جوانان قصد ادامه حکومتش را داشت ولی همگیمان دیدیم عاقبت ضحاک مار دوش را .&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-4999682649139807209?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/4999682649139807209/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=4999682649139807209' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/4999682649139807209'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/4999682649139807209'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/09/blog-post_28.html' title='ایران زمین نیز فیلتر شد'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-5888761730812051718</id><published>2009-09-28T08:50:00.000+03:30</published><updated>2009-09-28T08:53:12.090+03:30</updated><title type='text'>طرزتشخیص مسلمان با غیر مسلمان</title><content type='html'>در راستای اینکه دولت فخیمه ایران خیلی طرفدار مسلمانان جهان بوده و بخاطر کشته شدن یک مسلمان آلمانی که احتمالا از دست بقیه مسلمانان کشور خودش فرار کرده بود و به آلمان رفته بود، مراسمی بپا کرده و دادار دودور راه انداخته است. و با توجه به اینکه بیش از 150 مسلمان چینی در هفته گذشته توسط دولت دوست و رفیق و برادر چین کشته شده اند همان که عرقش را با آمریکایی ها می خورد، ورقش را با ژاپنی ها بازی می کند، ولی معامله اش را با ما می کند. هزاران نفر هم زندانی شده اند و دولت ایران چون فقط در مسائل داخلی فلسطین و لبنان و آمریکا و آلمان و عراق و غیره دخالت می کند، هیچ اعتراضی به چینی ها نکرده و عمرا نمی کند، اما اگر یک فلسطینی زخمی بشود، تمام شبکه های تلویزیونی کشور پر می شود از خبرهای ضداسرائیلی و فورا اسم هفت تا بزرگراه و دوازده تا کوچه را به اسم فلسطینی ها می گذارند، و با عنایت به اینکه اصولا فهمیدن فرق مسلمانان چینی، آلمانی، ایرانی و فلسطینی باید برای مردم توضیح داده شود، تا فرقش توی چشم مسلمانان خودمان نرود، لذا برخی از تفاوت های موجود اعلام می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چشمان تنگ: چشمان مسلمانان چینی تنگ است، به همین دلیل خوب معلوم نمی شود که مسلمان هستند یا نه، در حالی که مال فلسطینی ها گشاد است و از دور معلوم است که مسلمان اند، حتی اگر مسیحی باشند. اصولا مسیحیان لبنان و فلسطین هم تا اطلاع ثانوی جزو مسلمین و اموال دولت احمدی نژاد محسوب می شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعداد زیاد: اصولا یک عیب چینی ها این است که تعدادشان زیاد است، مثلا تعداد مخالفان شان هفتاد میلیون نفر هستند، دقیقا به اندازه مخالفان دولت ما، به همین دلیل اگر 150 مسلمان چینی کشته شوند و دولت چین با دولت ایران رابطه خوبی داشته باشد، مثل اینکه یک فلسطینی سرما خورده باشد، چون اسرائیل دشمن ایران فرض شده است. مطمئنا اگر چینی ها از ایران حمایت نکنند، تعداد کشته های آنها بالغ بر 150 هزار نفر خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درازا و پهنا: اصولا مسلمان واقعی کسی است که هم دراز باشد و هم پهن( البته معجزه هزاره سوم این است که احمدی نژاد هم کوتاه است و هم نازک، با این حال مسلمان واقعی است) در واقعیت هم شما اگر 150 چینی کشته شده توسط دولت دوست و برادر وزن کنید، هم وزن بیست تا عضو پهناور حماس و یا جهاد اسلامی فلسطین نمی شود، بنابراین در اسلام درازا و پهنا موضوع مهمی است. بخصوص اینکه اضافه وزن مسلمانان فلسطینی طرفدار ایران ناشی از کاهش وزن ملت ایران است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امنیت داخلی: مسلمانان باید از همدیگر حمایت کنند و لازم و واجب است که اگر مسلمانی مثلا در ایران الله اکبر گفت، باید مسلمانان لبنان برای حمایت از برادران دینی خودشان به ایران بیایند و پدر کسی که الله اکبر گفته است دربیاورند، بنابراین مسلمانان لبنانی و طبعا فلسطینی (حتی اگر از مسیحیان فلسطین هم باشند) حق دارند مسلمانان ایرانی را کتک بزنند، ولی مسلمانان چینی چون توسط دولت خودشان کشته شده اند، وقت نمی کنند به ایران بیایند و در سرکوب تظاهرات به دولت کمک کنند، به همین دلیل خیلی فرق می کنند و باید مواظب باشیم فرق شان توی چشم مان نرود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمول داده و ستانده: براساس آیه شریفه " پول بده سر سبیل شاه نقاره بزن" وقتی ما به کسی پول می دهیم( مثلا به مسلمانان فلسطینی و لبنانی حماس یا حزب الله) آنها حق دارند هر کاری دل شان خواست با ما بکنند، حتی سر سبیل مان نقاره بزنند، و چون ما سبیل نداریم می توانند به ریش مان بخندند، ولی مسلمانان چین چون از ما پول نمی گیرند، هیچ حقی ندارند و اگر کشته شدند ما در مسائل داخلی چین دخالت نمی کنیم، اصلا به ما چه که چینی ها هم مسلمان دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمول داغ دل و قبیله: دفاع از مسلمانان و بخصوص مسلمانان آلمان و ایتالیا بر هر مسلمانی لازم و واجب است، چون مسلمانان آلمان همانهایی هستند که از دست دولت ایران و ترکیه و عراق و سوریه فرار کردند که کشته نشوند، و به همین دلیل غریب الغربا محسوب می شوند، این مسلمانان اگر می خواهند کشته بشوند، می توانند بلیط بخرند و به کشورشان برگردند، ایکی ثانیه بعد ترتیب شان داده است، اما مسلمانان چینی هزار سال است در همانجا هستند و هر چی هم در دوره مائو و بعد از آن کشته می شدند، بیچاره ها جایی نداشتند فرار کنند، به همین دلیل غریب نیستند و اگر در کشورشان کشته شوند، جزو مسائل داخلی به حساب می آید، مثل مسلمانان چچن که با وجود اینکه در یک کشور دیگر هستند، جزو مسائل داخلی روسیه به حساب می آیند و هرچه هم کشته شوند، به ما مربوط نیست. آنها هم اگر می خواهند مورد حمایت ایران قرار بگیرند، باید قبل از مرگ تشریف ببرند آلمان و آنجا کشته شوند( بعد از مرگ اگر بروند قبول نیست.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمول ریش: یکی از مختصات مهم مسلمان واقعی این است که ریش پهناوری داشته باشد، یا اگر هم پهناور نشد حداقل طولانی باشد( ر.ک. ریش نامه عبید) در حالی که در کل جهان شما ده تا چینی پیدا نمی کنید که تمام وزن ریش شان به اندازه وزن ریش حسن نصرالله باشد، بنابراین در اسلامیت آنها شک است. در حالی که بسیاری از مسلمانان فلسطینی و عراقی( اعم از زن و مرد ریش درست و درمانی دارند و لزومی ندارد دائما برای اثبات مسلمانی شان چیزی نشان بدهند) پس وقتی وزن ریش صد تا چینی به اندازه یک عضو حماس نیست، کشته شدن صد چینی هم به اندازه همان یک عضو اهمیت دارد، که تازه معلوم نیست واقعا بخاطر دفاع از اسلام کشته شده باشد، یا اینکه خدای نکرده از چیز دیگری دفاع کرده باشد. این چیز مورد اختلاف است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمول تبارشناسی: یکی از تفاوت های مسلمانان جهان در این است که از کجا آمده اند؟ اصلا چطوری مسلمان شدند؟ کی به آنها اجازه داده هزار سال قبل بدون اجازه ما مسلمان شوند؟ در مورد فلسطینی ها تکلیف معلوم است، آنها طبیعتا مسلمان هستند، چه یهودی باشند، چه مسیحی باشند و چه مسلمان، پس ما باید از حماس دفاع و با بقیه فلسطینی ها( حالا می خواهند مسلمان باشند یا نه) مخالفت کنیم، اما مسلمانان مادر مرده چینی همان هایی هستند که هزار سال قبل از ایران فرار کردند و به چین رفتند و تولید انبوه شدند، مسلمانان هند هم بشرح ایضا، پس در حقیقت این مسلمانان چینی جزو فراریان ضدانقلابی محسوب می شوند که از دست دولت سلطان فلان الدین بن فلان فرار کردند، به همین دلیل کشته شدن آنان از یک طرف حکم کشته شدن ضدانقلاب فراری را دارد و در حقیقت دولت چین هزار سال هم دیر به این اقدام عمل کرده است و از طرف دیگر، اساسا این مسلمانان چینی جزو اتباع ایران محسوب می شوند و کشتن آنها جزو مسائل داخلی ایران است، دولت چین هم در این مورد دولت دوست و برادر است و روی برادری یک کاری کرده، آدم که دست برادرش را گاز نمی گیرد. حالا یک دخالتی در مسائل داخلی ما کرد، مگر به جایی برمی خورد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برو پاچه خوار: برادر عزیزی که دارد در ریاست دفتر سیاسی هیات موتلفه اسلامی پیر می شود نه عسگراولادی کاری به او می دهد و نه احمدی نژاد برایش سوره بی الحمد می خواند، اگر در این مواقع عرض ادب نکند دیگر می گویند لال شده ای افاضات فرموده که مسلمانان چینی با القاعده ارتباط دارند. اما دو ساعت بعد یکی بندش را کشیده و گفته گفتیم برو پاچه خواری کن ولی نه اینقدر عمو. در نتیجه این برادر که مستدعی شغل است و این روزها به هر بهانه ای دم کوچه احمدی نژاد خودش را نشان می دهد تا شاید یک کاری به او بدهند حرفش را اصلاح کرد و گفت باید در مورد مساله چینی ها بررسی شود و البته دولت محترم کاری درباره آن ها خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نتیجه گیری اخلاقی: مسلمانان بر دو نوعند، یکی آنها که دوستان ما می کشند، یکی آنها که دشمنان ما می کشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نتیجه گیری سیاسی: کلیه کمونیست های سابق، به دلیل اعتقادات قلبی شان تا اطلاع ثانوی مسلمان محسوب می شوند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-5888761730812051718?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/5888761730812051718/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=5888761730812051718' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/5888761730812051718'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/5888761730812051718'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/09/blog-post_27.html' title='طرزتشخیص مسلمان با غیر مسلمان'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-2803606261320150781</id><published>2009-09-22T22:50:00.000+03:30</published><updated>2009-09-22T22:58:18.074+03:30</updated><title type='text'>ضحاك مار دوش و شير زنان ايران زمين</title><content type='html'>همه ما بارها و بارها از زبان خدايگان سخن فردوسي پاكزاد اسم ضحاك مار دوش را شنيده ايم انساني فرهيخته و خداپرست كه با دور شدن فره ايزدي از او شيطان در لباس خورشگري زيبا بر او نمايان گشته و با بوسيدن شانه هايش دو مار سياه از كتفهاي ضحاك بيرون ميزند كه خوراكشان مغز سر جوانان ميباشد و هرروز كه كله دو جوان را نبلعد آرام و قرار ندارد تا اين كه كاوه اي پيدا ميشود تا انتقام خون هزاران جوان را از او بستاند . مغز جوان در اين داستان همان فكر و انديشه آنان ميباشد كه چون ضحاك تاب و توان انديشه را ندارد بر آن ميشود تا با دست يازيدن به قتل و جنايت بر آنان چيره شود غافل از اين كه ظلم و ستم را ياراي پايداري در مقابل حق و آزادي نيست و روزي رفتني خواهد بود . حكايت ضحاك را امروزه ما به عينه مشاهده ميكنيم فردي كه با نام خداو يار اهورامزدا بر قدرت دست يازيد اكنون در صدد بلعيدن جواناني هست تا با اين وسيله خوراك افعيانش را تهيه نمايد . دستگيري صدها و هزاران دختر و پسر به جرم داشتن افكاري دگر و فرستادن آنها به بازداشتگاهائي همچون كهريزك  نه نتها نميتواند توجيهي منطقي داشته باشد بلكه هيچ عقل سالمي آن را قبول نيز نميكند . ابليس پير به خيال خام خويش ميتواند با بگير و ببند آتش اين فتنه را را خاموش كند ولي چه خيال خامي اين آتشي كه او در صدد فرو نشاندنش ميباشد همچون شعله اي در زير خاكستر دوباره سر بر خواهد افروخت و دودمانش را بر باد خواهدداد . چه بزرگند زنان و مرداني كه با به جان خريدن هر گونه ناملايمتي صداي فريادشان را به عرش كبريائي خداوند ميرسانند . در مقابل اين شيرمردان و بخصوص شير زناني كه چون ژاندارك در مقابل اهريمن با دستهاي خالي كمر به اعتراض زده اند بايد سر خم نمود و تعظيم نمود. چه بزرگند اين زنان و چه خواهند شد فرزنداني كه اينان با خون جگر خود بار مي آورند . مطمئنم كه كشور ايران با داشتن اين دلير زنان بايد به خود ببالد و  سر به آسمان سايد . اكنون جاي آن دارد كه با صداي رسا  فرياد بزنيم آسوده بخواب اي كورش كه  زنان ايرانت بيدارند و در دامانشان شير مرداني را پرورش خواهند داد كه باز جايگاه ايران را در جهان به همان جا خواهند رسانيد كه تو ميخواستي اينان ققنوساني هستند كه سر از خاكستر بر آورده و به جنگ اهريمن تاريكي و پليدي شتافته اند . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-2803606261320150781?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/2803606261320150781/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=2803606261320150781' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2803606261320150781'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2803606261320150781'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/09/blog-post_22.html' title='ضحاك مار دوش و شير زنان ايران زمين'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-6601260145612568598</id><published>2009-09-16T17:38:00.000+04:30</published><updated>2009-09-16T17:42:51.554+04:30</updated><title type='text'>نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران</title><content type='html'>میگویند ولی فقیه و سپاه پاسداران دستور داده اند که مردم را برای روز قدس از شهرستانها با اتوبوس و قطار برای یک تظاهرات دشمن شکنانه وارد تهران کنند و مردم در پوش حمایت از روز قدس از این سرویس مجانی استفاده خواهند کرد به تهران خواهند آمد تا به نصیحت های ولی فقیه که با عصبانیت اظهار داشته بود هیچ عمل خلافی به غیر از شرکت در تظاهرات روز قدس و شعار های ضد صهیونیستی انجام نشود عمل کنند و فریاد بر خواهند آورد که نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هیچ برهه ای از تاریخ مردم فریبی تا حدی که اسلام عزیز از ابتدای بروی کار آمدن خمینی تا به امروز به آن دست زده در صحنه سیاسی ایران مشاهده نشده است، حمایت از قدس و فلسطینیان در زمانی میخواهد صورت بگیرد که همین هفته گذشته کشور های حوزه دریای خزر جلسه ای بدون حضور ایران برگذار کردند و حق آب و خاک ایران را از حد 10 در صد و حتی کمتر از آن، از این گنجنیه عظیم حیاتی و نفتی تقلیل داده اند. حمایت از قدس در حالی صورت میگیرد که هنوز نامه سرگشاده آیت الله منتظری و کروبی در تقبیح سرکوب و کشتار مردم و تجاوز به دختر و پسر ایرانی در زندانهای رژیم خبر اول خبرگزاریهای خارجی است که بدستگیری نوه های آیت الله منتظری نیز کشیده شده است.&lt;br /&gt;در حالی که سمیر قنطار های بیسواد و تروریست فلسطینی که با سلاح و آلات قتاله چندین نفر از یهودیان را در اسرائیل میکشد در اتوبوس کودکان دبستانی بمب منفجر میکنند ولی در زندان کشور اسرائیل از احترام برخوردار میشود تا حد دانشگاه تحصیل میکند و از زندان آزاد و از تحصیل فارغ میشود تا باز بتواند به یهودی کشیهایش ادامه دهد و از رژیم ایران جایزه بگیرد.این است تفاوت اسلام عزیز که به ترانه ها و پسران آزاده ایران تجاوز میکند آنان را میکشد و جسدهایشان را در آتش و اسید می سوزاند با صهیونیزم بین المللی که سمیر قنطار های بیسواد را در زندانهایش به سلاح علم و دانش و مدرک دانشگاهی مجهز میکند آری درست به این خاطر باید در حمایت از اسلام عزیز به خیابانها ریخت و به نفع ولی فقیه و سپاه پاسداران و بمب اتم و جنگ و کشتار شعار داد و حنجره پاره کرد.&lt;br /&gt;مردم از خود سئوال میکنند که آیات عظام و ولی فقیه و احمدی نژاد که برای یک وجب خاک مورد اختلاف فلسطنیان با اسرائیل که آنرا هم خودشان دارند در سر میز مذاکره حل میکنند به این نحو از صبح تا شب یقه چاک میدهند و برای حزب الله لبنان و اسماعیل هنیه و حماس و جهاد اسلامی سرمایه گذاریهای میلیاردی آنهم از جیب مردم فقیر ایران به انجام میرسانند، چرا برای از دست رفتن دریای خزر آنهم در روز روشن و در جلو دیدگان مردم ، یک روز دریای خزر راه نمی اندازند و با شعار و فتوای مرگ بر غاصبین دریای خزر مردم را به خیابانها نمی ریزند در حالی که از دست رفتن دریای خزر به گفته اکثر کارشناسان سیاسی بد تر از معاهدات گلستان و ترکمنچای نه تنها بخشهای مهمی از سرزمین ایران را به بیگانه می بخشند که با سیاست های خود مردم ایران را در حضیض ذلت نگاه میدارند. ولی برای یک کاریکاتوریست دانمارکی سفارت به آتش میکشد و برای کتاب یک نویسنده حکم قتل و ترور صادر میکنند. صادر کردن فتوا برای یک کاریکاتور کجا و خفقان گرفتن برای از دست رفتن دریای خزر کجا.&lt;br /&gt;جواب تنها در این است که ملایان حاکم و ولی فقیه و سپاه پاسداران میخواهند با کمک روسها و با تکنیک چرنوبیلی به بمب اتم دست یابند تا بتوانند موشکهای دور برد خود را که پایتخت کلیه کشور های غربی را می تواند مورد اصابت قرار دهد به کلاهک های هسته ای مجهز نمایند و اسرائیل را از روی نقشه جهان محو نمایند و بدین منظور به کمک روسها احیتاج دارند و نمی توانند از منافع ایران در دریای خزر حمایت کنند زیرا اگر روسها بر اثر خواستهای به حق ایران در حفاظت از حق مالکیت بر دریای خزر ناراحت شوند شاید در پروسه تعین تکلیف هسته ای کردن ملایان تعلل کنند و یا کار را از اساس بخوابانند و یا با امریکای جهانخوار به یک بستر بخزند.مسلمن شعار های مردم بر علیه روسیه شوروی از دید مسئولین آنجا مخفی نمانده و خطر شنیده شدن این شعار در روز قدس چندین برابر قوی تر از گذشته عمل خواهد کرد.&lt;br /&gt;در ایران کنونی هیولائی هفت سر بنام سپاه پاسداران سر از آستین ولایت فقیه بیرون کرده است که می رود تا موجودیت کلیه مراجع تقلید را هم فردا بخطر بیاندازد و در عرصه سیاست ، اقتصاد، اتم، سرکوبگری های نظامی شکنجه و کشتار و تجاوز گوی سبقت را حتی از دیکتاتوریهای کلاسیک ربود است و هیچ کس شک و شبه ای نخواهد داشت که این اژدهای هفت سر هرگز نخواهد گذاشت که منافع سرشار اقتصادی و مفت خواری های بی حد و حسابش قربانی خواست های حقوق بشری منتظری ها و کروبی ها و حسین موسوی ها که میگفت باید از شنیدن خبر تجاوز به زنان و مردان ایرانی در زندانها سر در خاک فرو بریم گردد و امید است که هیچ فرد ایرانی اعم از کروبی و منتظری و موسوی و خاتمی سر در خاک فرو نبرند و در عوض سینه در مقابل ارتجاع خونخوار مذهبی و سپاه کودتاگر پاسداران سپر مردم کنند. پارس کردن سپاه پاسداران برای دستگیری سران جناح مخالف وی فقیه از این پروسه میگذرد.&lt;br /&gt;جامعه جهانی بطور عام و ادمنیستراسیون پرزیدنت اوباما و خانم کلینتون بطور خاص که در گیر معضلات اقتصادی خویشند با مماشات های تاریخی و سکوتی که در زمینه کشتار مردم ایران به انجام میرسانند که این خود افزایش حجم 52 در صدی معاملات با ملایان را بازگو میکند نه تنها کمکی به مبارزه بر علیه تروریزم بین المللی انجام نمی دهد که بطور جدی امنیت اسرائیل و مردم ایران و جهان را بخطر می اندازند و جنگ را در تقدیر ارتش اسرائیل قرار میدهند هر چند که مسلح شدن رژیم اسلامی به بمب اتم نه یک مسئله اسرائیلی است که امنیت و حیات مردم این کشور را تهدید میکند که یک معضل امنیتی جهانی است که باید با بایکوت نفت و بنزین و بستن شریانهای اقتصادی سپاه پاسداران و کمک به قیامهای مردم ایران برای تغیر حکومت اسلامی به یک نظام سکولار و دمکراتیک عکس العمل جدی نشان دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-6601260145612568598?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/6601260145612568598/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=6601260145612568598' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6601260145612568598'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6601260145612568598'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/09/blog-post_16.html' title='نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-9048829552039197760</id><published>2009-09-09T11:51:00.000+04:30</published><updated>2009-09-09T11:55:42.026+04:30</updated><title type='text'>انسان برتر است یا حیوان</title><content type='html'>hگاهی با خود می اندیشم که این انسان چه اندازه میتواند بین دو قطب رذالت و اوج افتخار در تغییر باشد . گمان نکنم هیچ موجودی در این جهان خاکی این استعداد را داشته باشد . یک بچه های یک سگ را جلوی چشمانش تکه پاره کنند تا زنده هست میخواهد که از بانی این عمل انتقام بکشد و با هیچ حیله و نیرنگی نمیتوان این حیوان را در مقابل آن فرد آرام ساخت نه با کلک این که توله های تو چون این طور واق واق میکردند و کافر و محدور الدم بودند و یا با این حیله شزعی که با این عمل ما تو را به بهشت برین رهنمون میسازیم . تا جان در بدن دارد در پی انتقام خواهد گشت و بس . &lt;br /&gt;ولی این موجودی که خود را اشرف مخلوقات عالم میخواند و بر زمین و زمان میخرامد کاش ذره ای از غیرت و میهن پرستی حیوانات در رگ و ریشه اش بود . آمدند کشتند – بردند – سوزاندند – تکه تکه مان کردند . به خواهر و مادرانمان تجاوز کردند .فقط و فقط به این دلیل که ما این گونه می اندیشیم و شما آن گونه . دلم از اهریمن خون نیست که اهریمن گر جز این میکرد میبایستی در ذات او شک میکردیم .  دلم از کسانی خون هست که مرگ پدران و تجاوز به ناموسمان را فراموش کرده و بر مرگ اهرمن میگریند . خود را وارث کورش و داریوش میخوانند و پای بر اهداف و اندیشه این بزرگ مردان میگذارند . انسان چقدر آخر توان مسخ شدن دارد که با وعده های باطل نياكانش را وا نهد و بر متجاوزان بر این سرزمین اهورائی بگرید حیف آن شیر زنان و دلاور مردانی که جانشان را برای حفظ این ملک کیان فدا کردند تا تو و من به خود ببالیم که ایرانی هستیم و وارث ملک کیان . آیا شاهد آن روزی خواهیم بود که اینان سر از خواب خرگوشی برداشته و بر ریشه هایشان تکیه کنند . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-9048829552039197760?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/9048829552039197760/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=9048829552039197760' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/9048829552039197760'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/9048829552039197760'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/09/blog-post_09.html' title='انسان برتر است یا حیوان'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-2619579643222928170</id><published>2009-09-01T17:36:00.000+04:30</published><updated>2009-09-01T17:42:05.916+04:30</updated><title type='text'>دوستان ما و دشمنان ما</title><content type='html'>از خواب که بلند میشوی میبینی یکی یکی از بلندگوی مسجدی در باره فلسطین مینالد . تلویزیون را که باز میکنی میبینی شیخکی که سالها پیش داشت برای 5 ریال روضه با دوچرخه از این کوچه به آن کوچه میرفت چفیه ای به گردنش آویخته و دارد از فلسطین و روز قدس دم میزند . به خیابان که میرسی میبینی همه جا پر است از عکس تروریستی که در جلوی چشم دوربین های تلویزیونی خلبان بی گناه یک هواپیما را با شلیک یک گلوله به مغزش ازپنجره هواپیما به بیرون پرت کرد و اکنون به سرش همان آمده که باید سالها پیش می آمد و اکنون به جای این که مردم این پیروزی را جشن بگیرند با خرج مالیات من و تو عکسهای این گرگ آدم خوار را تکثیر نموده و به در و دیوار چسبانیده اند و نوحه سر میکنند. &lt;br /&gt;هر سال و هر سال میلیاردها دلار از بودجه این کشور به جیب تروریست ها و تروریست پرورانی میرود که در دشمنیشان با کشورمان کوچیکترین تردیدی وجود ندارد . همانهائی که با هزینه ما برای درمان به ایران آمدند و به ولی نعماتشان گفتند دوست  دارند بمیرند ولی خون شیعه به آنها تزریق نشود این ملت ابله همیشه در صحنه هم از فلسطین خون عرب برایشان آورد . زهی تاسف . &lt;br /&gt;چنان کلمه فلسطین در تار و پود مسئولین کشور پیچیده که وطن پرستی را رها کرده و از آن ور بام فرو افتاده اند و شده اند تازی پرست که در تاریخ هیچ کشوری نمیتوان نظیری برای آن یافت . اگر کمی در تاریخ  جنگ هشت ساله مان هم که نگاه کنیم میبینیم که تعداد اسرای فلسطینی که برای کمک به برادران عراقیشان خون هموطنانمان را به زمین ریختند کم نیستند . ولی چرا این گونه هست ؟ جواب این چرا را باید از مسئولینی که از قصابی سر محل به وزارت و یا ازشیخکانی که از مطربی میخانه ها به رده های بالای کشوری دست یازیده اند باید پرسید . اینان چون از کوچیکترین هنری برای اداره کشور برخوردار نیستند با دشمن تراشی و القاء این موضوع که اوضاع کشور حساس هست و نباید کوچیکترین اعتراضی بکنید و ساختن دوستان موهوم مثل فلسطینیان سعی دارند که بر بی عرضگی های خود پرده بکشند . اینان چون میدانند اگر افراد وطن پرست را مجالی بدهند تا بر سکان هدایت ایران دست یابند هیچ گاه وطن فروشیهای اینان را تحمل نخواهند کرد سعی میکنند تمامی مسئولین را از افراد رده پائین جامعه و آنانی بر گزینند که چون لیاقت مسند هایشان را ندارند در پی آنند که با اشاره ابروئی صدها تن از هم وطنانشان را به عدم بفرستند تا اربابانشان از آنان راضی شده و هم به بهشت این جهان و هم به بهشت آن جهان دست یابند .اینان میدانند که اگر اکنون یک حکومت دموکرات بر سر کار بیاید هیچ کدام آنان را جائی برای عرض اندام نخواهد بود با چنگ و دندان در صدد حفظ مقامی هستند که به ناحق بدستش آورده اند . گاهی فکر میکنم اینها از سر نادانی و جهالت این گونه منافع کشورم را به خطر می اندازند ولی اگرذره ای هم   قانون احتمالات را هم قبول داشته باشیم هر دیوانه ای لااقل در مقابل هر کار ناشایستی که انجام میدهد ممکن هست که کار درستی نیز به انجام برساند ولی با نگاهی به کارنامه این افراد هیچ کار شایسته ای مشاهده نمیکنی که هیچ  هرروز بیش از روز پیش به مام میهن خیانت میکنند . فقط آن وقت این فکر به خاطرت میرسد که عجب دست پلیدی در کار هست تا بابه روی کار آوردن اینان کشور را دو دستی تقدیم استعمارگرانی کند که سالها پیش با اسلحه به غارتمان میبردند و اکنون با حربه دین. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-2619579643222928170?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/2619579643222928170/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=2619579643222928170' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2619579643222928170'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2619579643222928170'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/09/blog-post.html' title='دوستان ما و دشمنان ما'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-1027520981260658387</id><published>2009-08-16T09:07:00.000+04:30</published><updated>2009-08-16T09:08:46.248+04:30</updated><title type='text'>اقتصاد ایران در ماههای مبارک</title><content type='html'>به بازار که نگاه میکنی هر ثانیه اش حرف است و حدیث . هر لحظه اش فرصتیست که اگر از دست برود جبرانش نه تنها مشکل بلکه نا ممکن هست . اقتصاد بازار همانند اقتصاد دولتی نیست که مردم مجبور باشند منتظر باز شدنش باشند تا به ساماندهی کارشان بپردازند . هر فرصتی که از دست میرود رفته است و باز آوردن آب رفته به جوب امکان ندارد .اقتصاد در بازار قطره قطره ثروتهایش را جمع آوری میکند تا به دریا تبدیل کند.این قطره های کوچکی که اکنون به دریا تبدیل شده اند میروند تا چرخهای عظیم اقتصاد یک کشور را به چرخش در آورند . همان چرخشی که اقتصاد تمامی کشورهای آزاد را به سامان رسانیده است . در کشورهائی که اقتصاد بیماری دارند بجای توجه به اقتصاد خصوصی و بهره مندی از نظام مالیاتی صحیح از راههای گوناگون بدنبال مفری برای چرخش چرخهای کشور میگردند . تکیه به نفت و سایر مواهب زیر زمینی به جای این که دولت را خدمتگذار مردم و پاسخگوی آنان بسازد از آن دیوی میسازد که قصد سلطه بر جان و مال و ناموس مردمان را دارد . این دولت چون بودجه اش از مکانی دیگر تامین میشود دیگر خود را جوابگوی مردم نمیداند و هر عملی که دلش خواست میکند و مردم را همچون رمه ای محتاج شبان تصور میکند . مردمی که موقع رای دادن آزاده و با فهم و شعور خوانده میشوند بعد از آن باید پدر خوانده داشته باشند تا مستحق بهشت گردند . و هم در این دنیا و هم در آن دنیا خوشبخت شوند . کسی نیست بپرسد کسی که لیاقت این را ندارد که این جهان شما را بسازد چگونه است که میتواند آن جهانتان را آباد کند ؟ &lt;br /&gt;دشمنان این مرز و بوم هر زمانی با شیوه ای قصد نابودی این کشور را داشتند . اسکندر با لشگر کشی . اکثر شاهان قاجار با وطن فروشی . سرسپردگان انگلیس با به یغما بردن منابع و تازیان با فرهنگ سازی . تازیان که از دیر باز دشمنان قسم خورده این کشور بودند چون درخشش فرهنگ و تمدن ایرانی چشمتنشان را کور مینمودو نمیتوانستند پذیرای کشوری آباد و مرفه در کنار خود باشند با لشگر کشی سعی در نابودی فرهنگمان کردند . که تا حدودی نیز موفق بودند . در این میان تازی پرستان نیز با تاسی از گفتار و رفتار اربابانشان همان راه را رفتند . گرگانی که با پوشیدن پوست میش خود را در میان گوسفندان جای میدهند تا در فرصت مناسب آن کنند که نباید بشود . گفتار سعدی را به یاد می آورم که میگفت : دشمن چون از هر حیلتی فرو ماند سلسله دوستی بجنباند و سپس بدان دوستی کارها کند که به هیچ دشمنی نمیتواند . در ایران امروز مصداق عینی پیدا کرده است . دین که باید رابطه ای باشد خصوصی بین خود و خدای خود به درون حکومت نفوذ کرده و باعث تحت تاثیر گذاشتن همه ارکان کشور گردیده است . با پرسش از فعالان اقتصادی در بازار در می یابیم که اقتصاد در روزهای تعطیل راکد میشود محاسبات نشان میدهد که بودن یک روز تعطیلی میلیاردها ضرر را تحمیل کشور میکند.چاره ای در تعطیلی روزهای آدینه نیست که بعد از هفته ای کار و تلاش روزی را به تجدید قوا پرداخت . ولی ماههائی چون محرم و صفرو رمضان که کل اقتصاد بازار فلج میشود را چه باید کرد . کیست که جوابگوی میلیاردها خسارت وارده به کشور باشد . و در اقدامی ناسنجیده تر کاهش ساعات کاری ادارات در این ایام را نیز باید به این مقوله افزود . قصدم توهین به کسی و دینی نیست . فقط سخنم این است که چرا باید رابطه شخصی خداو خود را که رابطه ای مقدس است به جامعه تعمیم داده و  در راه نابودی اقتصاد میهنمان بکوشیم ؟ آیا نمیتوانیم همچون کشورهای متمدن کاری کنیم که این عقیده مان خللی در اقتصاد کشورمان نداشته باشد و بلعکس مائی که ادعامان این است که همه اعمالمان بخاطر خداست در این ماهها بجای کار روزانه یک ساعت اضافی نیز در راه دستگیری از نیازمندان تلاش کنیم . کدامین عمل نیک تر است ؟ آیا کسانی که این ماهها را ایامی برای رکود در اقتصاد بازار ساخته اند همانانی نیستند که سعدی میگفت ؟&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-1027520981260658387?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/1027520981260658387/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=1027520981260658387' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1027520981260658387'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1027520981260658387'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/08/blog-post_4754.html' title='اقتصاد ایران در ماههای مبارک'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-4275979166550227853</id><published>2009-08-15T18:20:00.000+04:30</published><updated>2009-08-15T18:26:13.729+04:30</updated><title type='text'>جایگاه رامش در ایران زمین</title><content type='html'>ای اهورا مزدا بشود در زمره کسانی باشیم که جهان را بسوی آبادانی و مردمان را بسوی شادکامی رهنمون سازیم . در هر کجای نیایشهای باستانی که نظری افکنیم سخن سخن شادی است و جشن و سرور . بزرگ است اهورامزدا که آن &lt;br /&gt;آسمان را آفرید که این زمین را آفرید که برای مردمان شادکامی را آفرید . هیچ کجای کتیبه ای باستانی را مشاهده نمیکنی که در آن ازغم سخن رفته باشد مردم این سرزمین همه سال را خوش بودند و به جشن و شادکامی روزگار را سپری میساختند . گوئی هیچ غمی در این جهان خاکی نداشتند و تنها دغدغه شان رامش بود و می و مطرب و باده نوشی . از نوروز که نیک بنگریم تا پایان سال که شب چهارشنبه سوری است و  جشن باز آمدن روان نیاکان به منزلگه خاکیشان &lt;br /&gt;هرروز سال و هر دمش  نیاکانمان به بهانه ای میزدند و میسرودند و مست  نعماتی میشدند که ایزد بر آنها هدیه نموده &lt;br /&gt;است. وقت سحر است خیز ای مایه ناز -نرم نرمک باده خورو چنگ نواز -کانها که بجایند نپایند بسی - وآنها که شدند کس نمیآید باز . شاعران و نویسندگان این مرز پر گهر نیز در جای جای سخنانشان مردم را تشویق به رامش و &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشگذرانی میکردند. گوئی رازی آسمانی را یافته اند و وظیفه دارند این کلام را به هر وسیله ای که میتوانند به گوش &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مریدانشان برسانند . راستی که آنان رازی را یافته بودند و میدانستند که در این سرای سپنج چیزی جز شادکامی و بهره &lt;br /&gt;مندی از لذات دنیوی باقی همه هیچ است و فانی. رازی که در پی حمله تازیان به خاک اهورائی ایرانمان به بوته فراموشی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپرده شدو جای آن همه شور و نشاط و عشق را غم گرفت و شیون و گریه وزاری .که باید گر نیک مینگریدیم زاری &lt;br /&gt;میکردیم بر کشتار پدرانمان و به بردگی فروختن کودکانمان و به کنیزی  سپرده شدن مادرانمان . تاریخی که گر بنگریم سالیان از آن حمله دد منشانه میگذرد ولی این  مدت در گذر ایام تاریخ پر افتخار کشورمان ثانیه ای بیش نیست  ثانیه ای &lt;br /&gt;به فاصله یک پلک بر هم زدن . مردمان از خود و شادی بیگانه شدند و مادرانشان را که مورد تجاوز قرار گرفته بودند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از یاد بردند و کودکانشان را که آنقدر گردن زده شده بودند تا قسم یک تازی که میخواست در مقابل خدای خویش شرمگین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شکستن عهدش نباشد اجرا شود تا با خون کودکانمان آسیابی را بچرخاند و با آن آرد بسازد و نان بپزد اجرا شود .کم &lt;br /&gt;کم فراموشمان شد استوره هایمان که برایمان جانفشانی کرده بودند تا ذره ای از خاک هورائیمان به چنگال دشمنان نیافتد . &lt;br /&gt;کیست که بداند خاطره ای از یوتاپ ها -آرتمیس ها - کورش ها - داریوشها ودیگر استوره گانی که برای هر کدامشان &lt;br /&gt;باید کتابها نوشت و فیلمها ساخت . رفتیم و آویختیم به تازیان پست فطرت و از آنان برای خودمان استوره ساختیم و &lt;br /&gt;پرستششان کردیم و برایشان سینه درانی نمودیم . وای بر ما . وای بر ما اگر اکنون پدرانمان سر از گور برآرند و فرزندانشان را در این حال بنگرند . آیا آن هنگام شرمگین آنان نخواهیم بود ؟ چه جوابی داریم به آنان بدهیم ؟ جز هیچ &lt;br /&gt;. تاریخ ایران از این فراز و نشیب ها بسیار در یاد دارد و همچون ققنوس هر باره پر افتخارتر از پیش سر از زیر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خاکستر بدر آورده و شکوه گذشته اش را باز یافته است . چه اهمیتی دارد که دشمنان به ناچیز نعمات خدادادیمان دل خوش کرده و آنان را به یغما میبرند . ایران ما ثروتهائی را دارد که  اهریمن را بدان دسترسی نیست . ثروتهائی که &lt;br /&gt;هر کدامشان به اندازه کل نعمات خدادادی قدر و بها دارند . این در و گوهر های سرزمینمان چیزی نیست جز نابغه هائی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که استعمارگران برای به چنگ آوردنشان سرو دست میشکنند و هیچ کدام این در و گوهرهایمان حاضرند جان بدهند ولی در مقابل اهریمن سر فرو نیاورند . کم نیستند ایرانیان وطن پرستی که در داخل کشور به خرد گرائی رسیده اند اینان نیز &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سهم به سزائی در آینده کشورمان دارند . هر فردی که به خرد گرائی رسیده باشد همچون ستاره ایست که ذره ای از &lt;br /&gt;این شب تاریک را روشنائی میبخشد . و آن هنگام که تعداد ستارگان آن اندازه زیاد شد که تاریکی ظلمانی شب را همچون روز به سپیدی گرانید دیگر ضحاک را توان ماندن نخواهد بود و  آن هنگام خواهد بود که ستارگان او را در دل دماوند &lt;br /&gt;به بند خواهند کشید تا درس عبرتی باشد برای آنان که جز به فروش وطن عزیزتر از جانمان دل خوش نمیدارند . به امید آن روز&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-4275979166550227853?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/4275979166550227853/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=4275979166550227853' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/4275979166550227853'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/4275979166550227853'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/08/blog-post_920.html' title='جایگاه رامش در ایران زمین'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-1375451104315977113</id><published>2009-08-15T12:14:00.000+04:30</published><updated>2009-08-15T12:19:03.488+04:30</updated><title type='text'>نمایشنامه در سه پرده</title><content type='html'>نمايشنامه در سه پرده &lt;br /&gt;پرده اول : دستگيري افرادي به اتهام ارازل و اوباش رابطه با اجنبي ارسال گزارشات به خارج كشور جاسوسي پرده دوم : صدور احكام اعدام محدور الدم مفسد في الارض محاربه با نظام اسلامي &lt;br /&gt;پرده سوم : آزادي محكومان و بدرقه آنان توسط شخصيتهاي كشوري و لشگري و دستگيري نويسنده  نمايشنامه به عنوان مسبب همه نا آراميهاي كشور&lt;br /&gt;قاضي : اعتراف كن كه براي خرابكاري در كشور از اسرائيل پول ميگرفتي متهم : اي بابا من چي کار به اسرائيل دارم تا حالا هم نميدونم سفارتش کجاست که بخوام ازش پول بگيرم &lt;br /&gt;قاضي : ديگه شورشو در آوردي تو از رحمت واسعه ما سوء استفاده ميكني ميدوني مجازات جاسوس چيست ؟متهم: كدوم جاسوسي جناب من داشتم از خيابون رد ميشدم كه منو گرفتن قاضي : به هر حال اين مسائل ربطي به ما نداره يا بايد با زبون خوش اعتراف كني يا ميدم دمار از روزگارت در بياورند  متهم : به خدا من كاري نكرده ام من بي گناهم من فقط داشتم ميرفتم اونور خيابون كه برم دانشگاه &lt;br /&gt;قاضي : چشم ما روشن چشم ما روشن پس از اون خس و خاشاك هستي كه اسمشونو گذاشتن دانشجو ميخواستي &lt;br /&gt;خودتو قاطي فاحشه ها كني و انقلاب مخملي راه بيندازي متهم : بابا  من كجا و دانشجو كجا من استاد دانشگاهم از خارج اومدم اينجا تو دانشگاه تدريس ميكنم &lt;br /&gt;قاضي :پس درست گرفته ايم اي جاسوس خائن از كدوم كشور اومدي ؟ متهم : از دانمارك قربان &lt;br /&gt;قاضي :همون كشوري كه واسه ما كاريكاتور كشيده بود ؟&lt;br /&gt;متهم : واسه شما نه يه بابائي كشيده بود اصلا به من چه ربطي دارد &lt;br /&gt;قاضي : شما همتون سر و ته يه كرباسيد الان حاليت ميكنم آهاي پسر بيا و اين آقا رو ببر اونقدر بهش تجاوز كن تا اعتراف كنه كه جاسوسه  متهم : بابا من مردم !زن نيستم كه بهم تجاوز كنيد قاضي : واسه ما فرقي نميكنه ما توي كشورمون اين مسائل رو حلش كرده ايم شما عقب افتاده ايد متهم : چي؟&lt;br /&gt;اعترافات تکان دهنده متهم از تلويزيون پخش ميشود متهم اعتراف ميکند که جاسوس آمريکا و اسرائيل بوده و با موبايلي که داشته قصد تخريب نظام ضربه زدن به ارکان آن  و ايجاد انقلاب مخملي در کشور رو داشته است قرار است که متهم به بالاترین مجازات که همان اعدام هست محکوم شود . ولی در آخرین ثانیه ها رئیس جمهوری دانمارک تلفنی با &lt;br /&gt;یکی از بلند پایگان کشور که نخواست نامش فاش شود تلفنی تماس میگیرد و میگوید که او هیچ غلطی نمیتواند بکند و باید هر چه سریعتر طبعه آن کشور آزاد گردد. حال بقیه ماجرا &lt;br /&gt;قاضی : ما با توجه به این که در کشورمان عدل الهی بر پاست تصمیم گرفتیم بخاطر این که تو از رحمت الهی بهره مند بشی آزادت کنییم متهم : عجب !!!!ولی چرا این رحمت الهی قبل از تماس تلفنی شامل حال من نشد ؟&lt;br /&gt;قاضی : آهای پسر بدو برو از بیت المال یک دست کتو شلوار بخر و اون الدنگ رو هم بفرست بیاد جلوی دوربین های تلویزیونی رسما از متهم عذر خواهی کنه&lt;br /&gt;متهم با عذر خواهی رسمی طبق روال پیشین و آینده آزاد میشود و به کشورش باز میگردد قاضی دستور میدهد برای این که زهر چشمی از مردم گرفته شود زبانها را ببرد و گردنها را بزند پس بهتر هست نویسنده ای را که قبلا این مورد را پیش بینی کرده به اتهام رابطه نا مشروع پخش مواد مخدر توهین به مقدسات و هزار اتهام دیگری که هیچ کدام ربطی به انتشار این مقاله ندارد (چون آزادی مطبوعات حرمتش شکسته نشود و اجنبیان نگن که توی کشور شما زندانی عقیدتی &lt;br /&gt;وجود دارد )اعدام گردد تا دیگر ارازل و اوباش قبلی و خس و خاشاک فعلی جرائت یاوه سرائی را نداشته باشند و مشت محکمی باشد بر دهن آمریکای جهانخوار تا دیگر نتواند هیچ غلطی را بکند  . &lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-1375451104315977113?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/1375451104315977113/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=1375451104315977113' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1375451104315977113'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1375451104315977113'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/08/blog-post_15.html' title='نمایشنامه در سه پرده'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-8769923291104586518</id><published>2009-08-10T19:01:00.000+04:30</published><updated>2009-08-10T19:15:02.710+04:30</updated><title type='text'>استوره ايرانزمين</title><content type='html'>اهرمن با تيزخندى گفت&lt;br /&gt;البابك هراسانا؟ &lt;br /&gt;و بابك آن گو نستوه&lt;br /&gt;آن ستوه سبلانكوه&lt;br /&gt;آن اسطوره بيگانه با اندوه&lt;br /&gt;آن آئينه دار مزدك و مانى&lt;br /&gt;آن دلخسته از تزوير و نيرنگ مسلمانى&lt;br /&gt;چشم در چشم ستم فرياد زد&lt;br /&gt;بسيار آسانا!! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در گفتارهای پیشین از انقلابی سبز سخن گفتیم و از گونه‌های پایداری و پدافند ایرانیان در برابر یورش همه سویه ی اعراب.. زین پس می‌خواهیم از دلاوریها و رشادتهای ملتی بگوییم که تا واپسین دم برابر یورش خانمانسوز اعراب پایداری و جانفشانی کردند. از کسانی که پرچمدار این جنبش‌های ملی بوده‌اند؛ گردان و دلاورانی که همچون خاری، سالیان سال چشمان سردمداران عرب را آزرده و خواب را از آنها ربوده بودند. از زنده نگاه دارندگان ایران زمین؛ فرزندان و جانشینان شایسته ی آرش و کاوه و رستم و بهمن و اسفندیار و آریوبرزن.. &lt;br /&gt;همانگونه که می دانیم 10تیر نزدیک است و این روزها آذربایجان آبستن پیشامدها ست! پس از آذربایجان آغاز می کنیم.. از مردمان مهربان، جنگاور و رشیدی که بی پرواتر از باد به همه جا روی آورده اند و فروتن تر از آب همواره با دل های دریایی و دستان سبز و پرپینه ی خویش، زندگی و آبادانی را برای همگان به ارمغان آورده اند.. &lt;br /&gt;درباره ی بابک و خرمدینان بسیار گفته و نوشته اند... آزادمردان و زنانی که نزدیک به 25 سال، دستگاه پر جبروت (!!!) و چیره گر خلافت را دچار آشفتگی و پریشانی ساختند ..&lt;br /&gt;تلاش می‌کنم مروری کوتاه بر خیزش و قیام خرمدینان به ویژه بابک خرمی داشته باشم و سپس در بخش پسین نگاهی داشته باشیم بر بهره برداریهای نابه جا و سودجویانه ای که این روزها از "بابک" و "آذربایجان" می شود...&lt;br /&gt;بیشتر یارنامه ها (منابع) بنیانگذاری خرمدینان را به شروین پسر سرخاب از شاهزادگان شاخه‌ی "کیوسیه" از "باوندیان" نسبت داده اند. پدر بابک، مرداس از مداین بود؛ در دهی به نام بلال آباد، پیرامون میمد با دختری به نام برومند ازدواج کرد.. بابک ثمره ی این عشق بود؛ قهرمانی که سایه ی جوانمردی و میهن دوستی‌اش پناهگاه ستمدیدگان و بی پناهان و برندگی شمشیرش مایه ی آشفتگی و سردرگمی خلفای عرب گشت. &lt;br /&gt;بابک از نوجوانی به جرگه ی خرمدینان که در آن زمان رهبری‌شان بر دوش جاویدان پور شهرک بود، درآمد. جاویدان در نبردی با نیروهای متجاوز خلیفه زخمی شده و پیش از مرگ، بابک را بنا به دلاوریهایش به جانشینی خود برگزید. جاویدان چشم از جهان فروبست اما راه و آرمانش در نگاه و بازوان بابک ادامه یافت.. &lt;br /&gt;سرزمینی که بابک در آن فرمانروایی می کرد، سرزمین گسترده ای بود شامل اران، اردبیل، دشت مغان، ارس، اردوباد، نخجوان و مرند کنونی. پایگاه او دژ بذ در کلیبر بود. بابک با سود جستن از نیروی بالای رهبری و روحیه ی جوانمردی خود، بر شمار پیروانش افزود و با پیروزیهایی که به دست می آورد، شهرتی روزافزون پیدا کرد تا جایی که دیگر مبارزان راه رهایی ایران از یوغ اعراب، به او پیوستند. نیروی چشمگیری در همدان و گروه پرشماری از جنگاوران دیلم به او پیوسته و نیروهای نظامی بابک از ریخت چریکی به گونه ی گسترده ی نظامی سازماندهی شدند. بابک در نخستین رده از جنگهایش توانست بلادالجبل – بخش کوهستانی ممتد از دشتهای بین النهرین تا کویر مرکزی ایران – را به چنگ آورد چرا که بیشتر باشندگان (ساکنین) آن، کردهای جوانمرد و دلیری بودند که از بابک پشتیبانی می کردند. سرداران عرب یکی پس از دیگری شکست می خوردند. بابک همدان را هم به دست آورد. در این گیر و دار مامون مرد و برادر سنگ دلش معتصم، که از مادری ترک و پدری عرب بود، به خلافت رسید. نیروهای نظامی دستگاه خلافت در این زمان بیشتر از سربازان مزدور ترک و عرب بودند که برای سرکوب مردم از هیچ کوششی فروگذار نمی کردند! سرداران معتصم نیز یکی پس از دیگری شکست می خوردند.. زمانی که بابک در اوج پیروزی هایش، لرزه بر پیکر خلافت عباسیان افکنده بود، معتصم بزرگ ترین لشگر خود را به سرداری یکی از ترکان به نام نجا با لشگریان مزدورِ ترکِ خود، روانه ی نبرد با بابک کرد، اما بابک باز هم با برخورداری از جایگاه استوار و کوهستانی دژهای خود به پایداری ادامه داد تا اینکه خلیفه دست به دامان افشین شد و او را با خیال فرمانروایی خراسان به جنگ بابک فرستاد. آری دریغ و درد.. دریغا و دردا که خودخواهی و جاه طلبی، افشین را به جایی کشانید که با وجود سرانجام دردناکش، چهره ای پست و خیانت گونه در تاریخ از خود بر جای گذاشت. &lt;br /&gt;در پی یک نبرد پسر بابک اسیر می شود و افشین این خبر را به همراه امان نامه ای از خلیفه برای بابک می فرستد اما بابک اینگونه به افشین پاسخ می دهد:« آن که اسیر دشمن گردد و تن به اسیری دهد، پسر من نیست! امان نامه ی خلیفه تو را به کار آید نه من!» .. بذ محاصره شده بود؛ بابک به همراه شماری کم از لشگریانش از راهی مخفی از دژ پایین آمده و راه ارمنستان را در پیش می گیرد تا از آنجا به روم شرقی برود و با یاری امپراتور بیزانس به مبارزه ی خود ادامه دهد. اما با نیرنگ سهل بن سنباط - فرمانروای ارمنستان که بابک پیشتر او را در بیرون کردن نیروهای عرب یاری رسانده بود - روبرو گشته و به اسارت افشین در می آید. او را سوار بر پیل به سامرا و کاخ "جوسق" می برند.. اینجاست که یکی از بزرگترین و شکوهمندترین حماسه های تاریخ ایران و جهان شکل می گیرد.. رویداد به شهادت رسانیدن بابک به فرمان خلیفه و واکنش و برخورد بی باکانه ی بابک با مرگ، پدیده ای ست که به راستی او را استوره ای با شکوه در تاریخ ایران زمین ساخته است.&lt;br /&gt;بگذارید چگونگی مرگ او را از زبان یکی از مخالفینش بازگو کنیم؛ خواجه نظام الملک چنین می نویسد:« چون یک دستش ببریدند، دست دیگر در خون زد و در روی مالید، همه روی خود را سرخ کرد. معتصم گفت: ای سگ این چه عمل است؟! گفت: در این حکمتی است، شما هر دو دست و پای من بخواهید برید و گونه ی روی مردم از خون، سرخ باشد؛ خون از روی برود زرد شود، من روی خویش از خون سرخ کرده ام تا چون خون از تنم بیرون شود، نگویید که رویم از بیم زرد شد، در مرگ نیز مردی باید.» پس از تکه تکه کردن بدن پاکش و بریدن سر سرفرازش- سری که هیچ گاه در برابر هیچ دشمنی فرود نیامده بود- جسد بی سرش را بر چوبی بلند، در جایگاهی دور از سامرا بر دار آویختند که کنیسه ی بابک نام گرفته است. &lt;br /&gt;به راستی که زندگی، راه، مبارزه، مرگ و سخن بابک پیام و درسی است برای همه ی نسلهای آینده‌ی سرزمین آزادپرور ایران.. &lt;br /&gt;پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-8769923291104586518?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/8769923291104586518/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=8769923291104586518' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8769923291104586518'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8769923291104586518'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/08/blog-post_4490.html' title='استوره ايرانزمين'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-8379833848373173169</id><published>2009-08-10T18:55:00.000+04:30</published><updated>2009-08-10T19:01:07.822+04:30</updated><title type='text'>وطن يعني خليج تا ابد پارس</title><content type='html'>خلیجی که روزگاری گرداگردش همه از آن ایران بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری روزگاری ناوگان پر شکوه ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سربازان جاویدان هخامنشی را&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این خلیج به جای جای جهان آن روزها می فرستادند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جهان آن روزها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دنیایی یکپارچه که در نهایت آزادی و برابری توسط ایرانیان اداره می شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کورش کبیر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری روزگاری دور تا دور خلیج از آن ما بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی حالا تازيان به جزایر سه گانه که چشم دارند هیچ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلیج پارس را هم ارثیه ی نیاکان خود می دانند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و بیشرمانه حتا مدعی خوزستان یا به قول خودشان عربستان نیز هستند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمال عبد الناصر ناسیونالیست بزرگ اعراب نخستین بار این ادعا را مطرح نمود و پیرو این ادعای دروغ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاگرد تنبل کلاس پان عربیسم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صدام حسین یورش خود را آغاز کرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"سردار قادسیه" !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری شکست خورده ای که روزگاری سردار قادسیه اش می خواندند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دلارهای سیاه نفتی را بکار گرفت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و به میهنمان یورش آورد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خرمشهر را "المحمره" و اهواز را "الاهواز" نامید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما غیرت ایرانی او را به عقب راند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک پس از سالیان نه چندان دور باز هم اين سگان دوره گرد بادیه نشین... گویا از گذشته درس عبرت نگرفته اند و تاریخ را به فراموشی سپرده اند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و دوباره زمزمه های شوم و ایران ستیزی خود را آغاز نموده اند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی بدانند که نه به پشتوانه ی دلارهای سیاه نفتی و نه به پشتوانه ی ملتهای پوشالی جهان امروز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و حتا نه به پشتوانه ی نسلشان ...که همانند ریگهای بیابانهایشان زیاد می شوندلياقت اين را ندارند كه حتا نام خلیج پارس را هم بر زبان آورند چه اين كه آن را از ما بگيرند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به امید روزی که باز هم ایرانمان سروری کند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به امید آن روزو پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-8379833848373173169?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/8379833848373173169/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=8379833848373173169' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8379833848373173169'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8379833848373173169'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/08/blog-post_10.html' title='وطن يعني خليج تا ابد پارس'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-3522210191227254037</id><published>2009-08-08T18:01:00.000+04:30</published><updated>2009-08-08T18:02:49.879+04:30</updated><title type='text'>تفاوت سرگين و قانون در ممالك محروسه اسلامي</title><content type='html'>قانون به مجموعه مقرراتي گفته ميشود كه مردمان يك خانواده يا ده يا شهر ويا كشور براي رفاه حال &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردمانشان وضع ميكنند . بطوريكه بايستي مد نظر داشت كه  يكي از مقدسترين نهادها در بين انسانها همان &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نهاد قانونگذاري ميباشد كه اگر شيرازه امور آن نهاد از هم بپاشد چه بسا كه شيرازه كشورداري نيز از هم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بپاشد . احترام شديدي كه در كشورهاي متمدن انسانها به قانون نشان ميدهند نيز از همين مسئله نشئات &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميگيرد . قوانين در اين كشورها براي رفاه حال مردمان وضع ميشوند نه دخالت در امور خصوصي &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگي آنها .  بطوري كه ملاحظه ميكنيم در ممالك متمدن حتي اگر يك فرد ساعت 3 شب پشت چراغ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرمزي كه نه مامو ري وجود دارد و نه دوربيني و نه اتومبيلي تا سبز شدن چراغ منتظر ميماند ولي در  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كشور هاي در حال توسعه (عقب افتاده )كه كشورهاي اسلامي جزئي از آنانند قانون شكني نوعي زرنگي &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محسوب ميگردد و همه به راههاي ممكن سعي در شكستن حريم قانون و تخطي از آن  و بهره گيري از منافع &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدست آمده به سود خود را دارند . ولي اين همه تفاوت در بين جامعه انساني از كجا ناشي ميشود ؟ علت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;را بايد در دخالت همه جانبه دين در تمامي مسائل انساني حتي آداب  (با عرض شرمندگي از خوانندگان &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محترم )دخول و .... جستجو نمود بطوري كه به هر كجاي  كتب بزرگان اين اديان مينگريم سعي &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دخالت در همه امور انساني داشته اند آداب رفتن به بيت الخلاء آداب نوره كشيدن آداب (شرم دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بياناتي را كه بزرگان دين فرموده اند بازگو كنم بگذاريم جاي   نقطه چين ها را هر كسي با ظن خود پر كند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كه حرمت انساني من به من اجازه بيان احكام آنان را نميدهد)اين دخالت هاي بيجا در همه امور زندگي باعث &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميشود كه حرمت قانون در بين مردم جامعه شكسته شود و انگيزه اي باشد براي قانون شكني هاي بيشتر . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فردي كه ميبيند اساسي ترين خواسته اش را بر آورده سازد  قانون شكني نموده است و بايد اين عمل را در &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خفا انجام دهد .كم كم برايش قانون شكني بصورت يك امر عادي در مي آيد بطوري كه نميتواند بدون قانون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شكني زندگي كند .در اين ممالك حتي اگر شديد ترين مجازاتها را هم براي متمردان در نظر بگيرند باز &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نميتوانند مردم را به رفتار متمدنانه رهنمون سازند . در حالي كه در كشورهائي كه دين دخالتي در &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواستها و غرايز انساني نميكند مشاهده ميكنيم كه با مردمي بسيار قانون پذير و با  نظم روبرو هستيم . در &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين ممالك قانون وضع ميشود كه شكسته شود نه اين كه اجرا شود . تفاوتي كه قانون در اين كشورها با  سرگين حيوانات دارد در اين است كه سرگين باز مصرفي به عنوان كود دارد ولي قانون نه .&lt;br /&gt;پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-3522210191227254037?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/3522210191227254037/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=3522210191227254037' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/3522210191227254037'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/3522210191227254037'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/08/blog-post_08.html' title='تفاوت سرگين و قانون در ممالك محروسه اسلامي'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-476233536797519793</id><published>2009-08-08T11:27:00.000+04:30</published><updated>2009-08-08T11:28:34.531+04:30</updated><title type='text'>سازمان مجاهدين خلق يا هزاران ايراني ؟</title><content type='html'>با اشغال پایگاه اشرف از سوی نیرو‌های عراقی بار دیگر نگرانی درباره سلامت اعضای سازمان مجاهدین خلق بالا گرفته است. از سوئی دولت عراق که به تدریج کنترل پایگاه‌های نیروهای بریتانیا و استرالیا و امریکا را نیز در دست می‌گیرد حق خود می‌داند که حاکمیتش را بر هر گوشه سرزمین ملی برقرار سازد. از سوی دیگر با توجه به احساسات دشمنانه‌ای که در عراق نسبت به سازمان دست نشانده و همکار دستگاه سرکوبگری صدام حسین هست هیچ معلوم نیست چه آینده تیره‌ای در انتظار هم میهنان ما خواهد بود.&lt;br /&gt;رهبری سازمان مجاهدین خلق در پناهگاه‌های امن خود هنوز دست از کنترل سرنوشت افرادی که جوانی و هستی خود را در پای آن ریخته‌اند بر نمی‌دارد و همچنان در پی بهره‌برداری از آنهاست و تا وقتی مجاهدین خلق به صورت افراد چنان گروهی که در تاریخ ایران بد نام‌‌تر از آن نبوده است شناخته می‌شوند راه رهائی برای‌شان نخواهد بود. کدام کشوری حاضر است یک سازمان سیاسی را با چنان پیشینه‌ای پناه دهد؟&lt;br /&gt;ابراز همدردی و توسل به حکومت عراق که پس از جمهوری‌اسلامی بد‌ترین نظرات را در باره این سازمان دارد بیهوده است. می‌باید راه عملی برای افراد مجاهد خلق یافت. عملی‌ترین راه، انحلال سازمان مجاهدین خلق است تا آن زنان و مردانی که گذرنامه‌هاشان نیز در اختیار رهبری سازمان است به عنوان افراد انسانی دارای حق پناهجوئی و نه موجوداتی که اختیارشان در دست چند دیوانه قدرت است شناخته شوند و بتوان برای تک تک شان چاره جوئی کرد و سرزمین‌های امنی یافت.&lt;br /&gt;رهبری مجاهدین خلق مسئول اصلی روزگار تیره این گروه هم میهنان ماست و و‌ظیفه دارد این بار اندکی هم در اندیشه آنها باشد. سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک گروه سیاسی هیچ آینده‌ای در ایران ندارد. تنها نتیجه ادامه فعالیت آن فدا شدن زنان و مردانی است که نه گذشته‌ای دارند و نه آینده‌ای به عنوان سرسپردگان یک رهبری غیر ملی و غیر انسانی. افراد مجاهد برای آنکه رهبرشان در فرانسه بماند خود را آتش زدند و کشتند. کمترین انتظار از رهبران مجاهدین این است که امروز با انحلال سازمان خود پاسخ چهار دهه هدر رفتن زندگی‌های هزاران تن را بدهند. امروز آنها دیگر حتی نمی‌توانند از اینکه مانند سال 1367/1988 بیش از چهار هزار تن افراد خود را به کشتار‌گاه خمینی سپردند سرمایه سیاسی بسازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-476233536797519793?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/476233536797519793/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=476233536797519793' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/476233536797519793'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/476233536797519793'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/08/blog-post_07.html' title='سازمان مجاهدين خلق يا هزاران ايراني ؟'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-826960135760238645</id><published>2009-08-02T18:37:00.000+04:30</published><updated>2009-08-02T18:40:46.176+04:30</updated><title type='text'>هذيان نامه</title><content type='html'>هر از گاهي يكي از مسئولين نظام بجاي رسيدگي به وضع مردم و انجام وظيفه در مقامي كه به او سپرده اند شروع به سرائيدن خزعبلاتي ميزند با عناوين مختلف يكي نامه به امام زمان مينويسد ديگري رنجنامه انتشار ميدهد و آن يكي مكتوب خدمت امام سيزدهم و چهاردهم ارسال ميكند . درست مثل اين كه همه كارها بر وفق مراد است و مانده فقط رباعيات حضرت اشرف . اين اشخاص كه از كمترين دانش و هوش بي بهره اند و در پي روابط نامشروع به مقامي كه تكيه داده اند رسيده اند خود را عالم دهر دانسته و هر از گاهي چفندياتي كه به ذهن عليلشان ميرسد انتشار ميدهند و بادمجان دور قاب چين هاي اطرافشان هم به تملق و به به و چه چه ميپردازند . كسي نيست كه به اين افراد بگويد: اي مگس عرصه سيمرغ نه جولنگه توست عرض خود ميبري و زحمت ما ميداري . يكي از اين ياوه سرايان حكومتي سردار سر لشگر فيروز آبادي رئيس كل نيروهاي مسلح ميباشد كه به تازگي رنج نامه اي خدمت امام زمان منتشر ساخته است . اين سردار 500 كيلوئي كه بهتر بود از او بجاي كلمه سردار با واژه سازمان گوشت ياد آوري ميشد در قسمتي از اين هذيان نامه اش ناليده : آري با تمام توان و آمادگي ايستاده‌ايم تا نظام بماند، تا تو از ما خشنود باشي و قلب نازنين نايبت راضي، تا ميهن اسلامي ما همچنان كنام شيران باشد. تا شهيدان و امام شهيدان بدانند كه راهشان ادامه دارد. كسي نيست به اين سردار 500 كيلوئي بگويد لااقل تو كه سواد خواندن و نوشتن هم نداري لااقل قبل از انتشار چفندياتت آنها را به يك معلم ادبيات نشان بده و اين طور آبروي خود را نبر .هر كودكي كه كتابهاي ابتدائي را خوانده باشد ميداند كه فردوسي ميفرمايد : دريغ است كه ايران ويران شود كنام پلنگان و شيران شود . در اين كه تازيان دشمني خوني با ايران و ايراني دارند شكي نيست . ولي مگر شهيدان اين خاك پر گهر براي اين كه ايرانمان كنام پلنگان و شيران نشود به شهادت نرسيدند . براي شخصي كه حفاظت از مرزهاي اين خاك بر او سپرده شده هست بيشرمي محض هست كه خواستار تبديل ايران به كنام شيران شود. اين نه تنها توهين به مردم اين سرزمين افسانه ايست بلكه پايمال ساختن خون شهيدانيست كه در راه عدم تبديل ايران به كنام شيران جانشان را از دست داده اند . چند روز پيش استيضاح رئيس جمهور انگلستان را در پارلمان ميديدم . يكي از سناتورها بخاطر اين كه رئيس جمهور فقط با اختصاص هليكوپتر بيشتر به نيروهاي اعتلاف مخالفت كرده بود او را به دروغگوئي متهم كرد و چندين بار گفت شما اعتراف ميكنيد كه دروغ گفته ايد . ( كه نيروهاي اعتلاف به هلي كوپتر بيشتري نياز ندارند) استيضاح يكي از قدرتمند ترين رئيس جمهوران جهان در پارلمان نشان از سلامت آن جامعه را نشان ميدهد .ولي آيا در ايران نماينده اي را سراغ داريد كه بتواند بخاطر توهين هاي اين سردار 500 كيلوئي اورا باز خواست كند ؟&lt;br /&gt;براي بهره بردن از دانش اين سردار به آدرس زير مراجعه فرمائيد :&lt;br /&gt;http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=55204&lt;br /&gt;پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-826960135760238645?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/826960135760238645/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=826960135760238645' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/826960135760238645'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/826960135760238645'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='هذيان نامه'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-8634330033561437439</id><published>2009-07-29T18:09:00.000+04:30</published><updated>2009-07-29T18:13:11.387+04:30</updated><title type='text'>جعفر جني يا جعفر فرزانه</title><content type='html'>سالها پيش درزمان پهلوي اول در شهر خوي صنعتگر نامي اي زندگي ميكرد به اسم جعفر . چاقوهائي كه اين فرد ميساخت در ايران نظير نداشت . ولي همه او را ديوانه ميپنداشتند و به او لقب (جني جعفر ) داده بودند . كارهائي كه او ميكرد هيچ آدم عاقل و يا ديوانه اي نميكرد . تعريف ميكنند كه روزي مجتهد مشهوري در شهر زندگي ميكرد كه همه شهر او را از آل پيغمبر ميدانستند و كرامات و معجزات او بر همه شهر مشهور و آشكاربود . و مردم خمس و زكات و ساير وجوهات شرعيه شان را در اختيار او ميگذاشتند تا به مصرف صالحات و باقياتشان برساند . ميگويند جني جعفر يك روز به خدمت اين مجتهد ميرود و ميگويد مالي دارم كه ميخواهم حلال باشد و به مصرف برسانم . شيخ نيز با دريافت خمس و زكات و ..... و خواندن اورادي مال جعفر را پاك و مطهر گردانيده و ميگويد مال تو ابتدا حرام بود و اينك حلال و ميتواني با خيال راحت استفاده نمائي . جني جعفر چندين بار اين كار را تكرار ميكند و شيخك نادان به خيال اين كه شكار خامي يافته  بر خود ميبالد . يك روز كه همه مريدان شيخ در مسجد جمع شده بودند باز سرو كله جعفر جني پيدا ميشود و به سراغ شيخ ميرود و باز مطابق معمول كيسه اي را در مقابل مريدانش به شيخ ميدهد و  از او ميخواهد كه با خواندن اورادي اين كيسه حرام را حلال و قابل استفاده نمايد . شيخ نيز دعائي ميخواند و دست در كيسه ميكند تا سهم امام خود را بردارد ولي ناگهان با پشگل جعفر روبرو ميشود و رو به او كرده ميگويد اي ابله اين چه كاريست كه كردي چرا نجاستت را در كيسه كرده اي و به من داده اي. جعفر رو به مردم كرده و ميگويد ايشان كه هرروز با خواندن اورادي مال حرام مرا حلال ميكردو سهم خود را بر ميداشت و ميخورد چرا نميتواند اين كيسه را هم حلال كند و سهم امامش را از آن برداشته و به مصرف برساند ؟&lt;br /&gt;همه مردم و خود ما آن روزها خيال ميكرديم كه جعفر ديوانه شده ولي حال بعد از گذشت 30 سال از اولين حكومت الله بر روي زمين يقين دارم كه عاقلترين فرد آن شهر همان جعفر جني بود و بس .&lt;br /&gt;حكومت الله كه ابتدا با شعار حكومت مستضعفان  و وعده هاي آب و برق مجاني بر روي كار آمد به تدريج در طي 30 سال تمامي وعده هايش را نه تنها از ياد برد بلكه دشمني شد براي مردم و كشور. و دست به اعمال و رفتاري زد كه ديكتاتورترين رژيمها نيز از انجام آن شرم دارند .  &lt;br /&gt;بعد از انتخابات فرمايشي رياست جمهوري مردمي كه نسبت به صحت انتخابات شك داشتند براي اعتراض به خيابانها ريختند و خواستار باز شماري آرائشان شدند . مردمي كه با دست خالي به خيابان آمده بودند آن هم با حقي كه قانون اساسي رژيم به آنها اجازه ميداد مواجه با قداره بندان بسيجي اي شدند كه به انواع و اقسام سلاحهاي سرد و گرم مجهز بودند و قصدشان فقط كشتن معترضان بود و بس .در حالي كه اگر كمي با منطق به اين قضايا نگاه مينمودند و به خواست هر چند شايد ناحق مردم نگاه مينمودند و با منطق به اين قضايا نگاه مينمودند ميشد اين قضايا را نوعي تجلي دموكراسي در مملكت ناميد .&lt;br /&gt;هرچند موافقان و مخالفان با ديدي متفاوت به اين قضايا مينگرند ولي ميتوان از اين ماجرا به نوعي نيز شروع نهضت دموكراسي در كشور نام برد . موردي كه در هيچ يك از كشورهاي اسلامي نميتوان براي آن نظيري را پيدا كرد . &lt;br /&gt;مخالفان رژيم از اين جريانات به عنوان مخالفت با نظام و سست نمودن پايه هاي رژيم نام ميبرند ولي اگر اين جريان سنجيده هدايت ميگرديد ميتوانست باعث استحكام پايه هاي كشور نيز بشود . ولي افسوس كه تماميت خواهان كوته فكر كه نميخواستند ذره اي مردم را در سرنوشتشان شريك نمايند از اين فرصت بخوبي استفاده ننمودند . &lt;br /&gt;پس از جريانات انتخابات اخير ارتش عراق به قرارگاه اشرف وحشيانه هجوم برده و بعد از قلع و قمع مجاهديني كه سالها پناهي نداشتند و در آن اردوگاه به فرسودن عمرشان ميپرداختند همت گماشت . هدف از نوشتن اين مقاله حمايت از عقايد كساني كه در جنگ به كمك دشمن ايران شتافته بودند نيست . بلكه طرفداري از آنان به عنوان انسان و در درجه دوم يك ايراني و هم خون و سپس پرداختن به مغلطه هاي بنيانگزاران نخستين حكومت الله بر روي زمين ميباشد . سردمداران فرزانه و خردمند جمهوري اسلامي هم كه با رفتن يك تروريست فلسطيني به زندان دادشان گوش فلك را كر ميكند بجاي اعتراض به كشور عراق و محكوم نمودن اين اعمال و نشان دادن بزرگواريشان در مقابل غير هم فكرانشان به پايكوبي پرداخته و ابراز مسرت نمودند . &lt;br /&gt;مسائلي از اين قبيل در ميان اعمال دولت جمهوري اسلامي نه تنها نادر نبوده بلكه اگر بخواهيم به بيان آنها بپردازيم مجالي در اين مقال نخواهيم يافت . سكوت در مقابل كشتار مسلمانان چين و علم كردن بوق و زرنا براي كشته شدن يك خانم مسلمان در آلمان از اين جمله هست . &lt;br /&gt;اين مسائل نشام ميدهد كه نه تنها ميتوان از دين استفاده ابزاري نمود . بلكه ميتوان آنرا به وسيله اي براي رسيدن به اهداف خود تبديل نمود . &lt;br /&gt;در پايان بهتر نيست كه بجاي گذاشتن پسوند جني برروي جعفر اورا كه سالها قبل به ماهيت اين دين فروشان پي برده بود جعفر فرزانه بناميم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاينده ايران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-8634330033561437439?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/8634330033561437439/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=8634330033561437439' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8634330033561437439'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8634330033561437439'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/07/blog-post_29.html' title='جعفر جني يا جعفر فرزانه'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-3909956480073774665</id><published>2009-07-22T18:03:00.000+04:30</published><updated>2009-07-22T18:05:08.360+04:30</updated><title type='text'>به كورش چه خواهيم گفت</title><content type='html'>به کوروش چه خواهيم گفت؟ &lt;br /&gt;اگر سر بر آرد ز خاک &lt;br /&gt;اگر باز پرسد ز ما &lt;br /&gt;چه شد دين زرتشت پاک &lt;br /&gt;چه شد ملک ايران زمين &lt;br /&gt;کجايند مردان اين سرزمين &lt;br /&gt;به کوروش چه خواهيم گفت؟ &lt;br /&gt;اگر ديد و پرسيد از حال ما &lt;br /&gt;چه کرديد بُرنده شمشير خوش دستتان &lt;br /&gt;کجايند ميران سر مستتان &lt;br /&gt;چه آمد سر خوي ايران پرستي &lt;br /&gt;چه کرديد با کيش يزدان پرستي &lt;br /&gt;به شمشير حق ، نيست دستي &lt;br /&gt;که بر تخت شاهي نشسته است &lt;br /&gt;چرا پشت شيران شکسته است &lt;br /&gt;در ايران زمين شاه ظالم کجاست &lt;br /&gt;هوا خواه آزادگي ، &lt;br /&gt;پس چرا بي صداست &lt;br /&gt;چرا خامش و غم پرستيد، هاي &lt;br /&gt;کمر را به همت نبستيد، هاي &lt;br /&gt;چرا اينچنين زار و گريان شديد &lt;br /&gt;سر سفره خويش مهمان شديد &lt;br /&gt;چه شد عِرق ميهن پرستيتان &lt;br /&gt;چه شد غيرت و شور و مستيتان &lt;br /&gt;سواران بي باک ما را چه شد &lt;br /&gt;ستوران چالاک ما را چه شد &lt;br /&gt;چرا مُلک تاراج مي شود &lt;br /&gt;جوانمرد محتاج مي شود &lt;br /&gt;چرا جشنهامان شد عزا &lt;br /&gt;در آتشکده نيست بانگ دعا &lt;br /&gt;چرا حال ايران زمين نا خوش است &lt;br /&gt;چرا دشمنش اينچنين سر کش است &lt;br /&gt;چرا بوي آزادگي نيست، واي &lt;br /&gt;بگو دشمن ميهنم کيست، هاي &lt;br /&gt;بگو کيست اين ناپاک مرد &lt;br /&gt;که بر تخت من اينچنين تکيه کرد &lt;br /&gt;که تا غيرتم باز جوش آورد &lt;br /&gt;ز گورم صداي خروش آورد &lt;br /&gt;به کوروش چه خواهيم گفت؟ &lt;br /&gt;اگر سر بر آرد ز خاک...&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-3909956480073774665?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/3909956480073774665/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=3909956480073774665' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/3909956480073774665'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/3909956480073774665'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/07/blog-post_22.html' title='به كورش چه خواهيم گفت'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-8913205272409272588</id><published>2009-07-13T18:28:00.000+04:30</published><updated>2009-07-13T18:31:09.411+04:30</updated><title type='text'>تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم</title><content type='html'>ز پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را اي کهن بوم و بر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را اي کهن پير جاويد برنا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را دوست دارم اگر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را اي گرانمايه ديرينه ايران &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را اي گرامي گهر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را اي کهن زاد بوم بزرگان &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بزرگ آفرين نامور دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنر وار انديشه ات رخشد و من &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم انديشه ات ، هم هنر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر قول افسانه ، يا متن تاريخ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و گر نقد و نقل سير دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر خامه تيشه ست و خط نقر در سنگ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر اوراق کوه و کمر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و گر ضبط دفتر ز مشکين مرکب &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نيين خامه ، يا کلک پر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گمان هاي تو چون يقين مي ستايم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عيان هاي تو چون خبر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم ارمزد و هم ايزدانت پرستم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم آن فره و فروهر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به جان پاک پيغمبر باستانت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که پيريست روشنگر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرانمايه زردشت را من فزونتر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز هر پير و پيغامبر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بشر بهتر از او نديد و نبيند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من آن بهترين از بشر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سه نيکش بهين رهنماي جهان است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مفيدي چنين مختصر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابر مرد ايرانئي راهبر بود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من ايراني راهبر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ازين روش هم معتبر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من آن راستين پير را ، گر چه رفته ست &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از افسانه آن سوي تر ، دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم آن پور بيدار دل بامدادت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نشابوري هور فر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فري مزدک ، آن هوش جاويد اعصار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که ش از هر نگاه و نظر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دليرانه جان باخت در جنگ بيداد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من آن شير دل دادگر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جهانگير و داد آفرين فکرتي داشت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فزونترش زين رهگذر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ستايش کنان ماني ارجمندت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چو نقاش و پيغامور دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم آن نقاش پرداز ارواح برتر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم ارژنگ آن نقشگر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه کشتزارانت ، از ديم و فاراب &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه دشت و در ، جوي و جر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کويرت چو دريا و کوهت چو جنگل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه بوم و بر خشک و تر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهيدان جانباز و فرزانه ات را &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که بودند فخر بشر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به لطف نسيم سحر روحشان را&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; چنانچون ز آهن  جگر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم افکار پر شورشان را ، که اعصار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن گشته زير و زبر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من آن جاودان ياد مردان ، که بودند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر قرن چندين نفر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه شاعران تو ، و آثارشان را &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به پاکي نسيم سحر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز فردوسي آن کاخ افسانه کافراخت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آفاق فخر و ظفر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز خيام ، خشم و خروشي که جاويد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کند در دل و جان اثر دوست  دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز عطار ، آن سوز و سوداي پر درد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که انگيزد از جان شرر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وز آن شيفته ي شمس ، شور و شراري &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که جان را کند شعله ور دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز سعدي و از حافظ و از نظامي &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه شور و شعر و سمر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشا رشت و گرگان و مازندرانت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که شان همچو بحر خزر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشا حوزه شرب کارون و اهواز &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که شيرينترش از شکر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فري آذر آبادگان بزرگت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من آن پيشگام خطر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صفاهان نصف جهان تو را من &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فزونتر ز نصف دگر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشا خطه ي  نخبه زاي خراسان &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز جان و دل آن پهنه ور دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زهي شهر شيراز جنت طرازت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر و بوم کرد و بلوچ تو را چون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درخت نجابت ثمر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشا طرف کرمان و مرز جنوبت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که شان خشک و تر ، بحر و بر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من افغان همريشه مان را که باغي ست &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به چنگ بتر از تتر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کهن سغد و خوارزم را ، با کويرش &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که شان باخت دوده ي قجر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عراق و خليج تو را ، چون ور ازرود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که ديوار چين راست در دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم اران و قفقاز ديرينه مان را &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چو پوري سراي پدر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چو ديروز افسانه ، فرداي رويات &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به جان اين يک و آن دگر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم افسانه ات را ، که خوشتر ز طفلان &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بروياندم بال و پر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم آفاق روياييت ، که جاويد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آفاق رويا سفر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چو رويا و افسانه ، ديروز و فردات &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به جاي خود اين هر دو سر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو در اوج بودي ، به معنا و صورت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من آن اوج قدر و خطر دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دگر باره بر شو به اوج معاني &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که ت اين تازه رنگ و صور دوست دارم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جهان تا جهان ست ، پيروز باشي &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برومند و بيدار و بهروز باشي&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-8913205272409272588?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/8913205272409272588/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=8913205272409272588' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8913205272409272588'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8913205272409272588'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/07/blog-post_8552.html' title='تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-2579941283822093183</id><published>2009-07-13T18:27:00.000+04:30</published><updated>2009-07-13T18:28:22.236+04:30</updated><title type='text'>ايران من، تو بمان.</title><content type='html'>ايران من، تو بمان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  عشق هرگز نمي ميرد!   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امشب! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;در تنهايي و سکوت!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; ميان بهت و حيرت! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;عشق و غرور من! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران سراسر اتفاق و پر حادثه اي  است، که در روند لحظه هاي تاريک تاريخ، بارها و بارها شکسته.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;زخم خورده. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;بغض کرده. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;لرزيده. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;سوخته. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;گريسته. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اما! از پاي نيفتاده. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;عشق! و رنج و درد عشق، هديه خداي بي همتاي خرد و عدالت است، و ايران مملو از درد و رنج، زائيده عشق است و زاينده عشق!      &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;در بازي هاي تلخ و شيرين، تاريخ و سرنوشت، در اوج توفانهاي ريشه برانداز سهمگين، در بستر زلزله هاي مخرب و ويرانگر، در هياهوي بي گريز سيلهاي بنيان برافکن، ايران مانده است و مي ماند، چون عشق زنده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;چون ايراني، ايراني است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران! يعني عشق سرخ. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;عشق! يعني ايران سبز.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران را از گزند شوم حوادث، و آسيب تلخ اتفاق. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;نه شمشير تاريخ سازان، که قلم عشق عشق داران، و انديشه مهر ورزان، حفظ کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران من! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران فردوسي است و حماسه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران حافظ است و عشق. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران مولوي است و معرفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران عطار است و عدالت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران خيام است وصداقت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران فرغاني است و حقيقت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران فرخي است و آزادي . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران بابک  است و قيام. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران افشين است و عصيان. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران مازيار است و طغيان. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران مزدک است و جسارت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران کاوه است و شورش. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران آرش است و رهايي. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران دار است و سربداران. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران من! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;نگاه کن! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;بلند شو! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;گريه نکن. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;تو دردها و رنجها را بارها و بارها ديده اي. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;تو آمدن و رفتن بيگانگان را بارها و بارها حس کرده اي. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;تو تيمور و اسکندر و چنگيز را با صبر و شهامت از خود رانده اي. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;تو با سوز و زخم، با ظلم و ستم، با خون و فريب،  با بحران و جنگ، بيگانه نيستي! چشمهايت را نبند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;در خود نشکن. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;بخند و بمان. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;چون! عشق هرگز نمي ميرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;باور کن! عشق مردني نيست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;عشق رفتني نيست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;خسته و نااميد، تنها و غمگين، در پاي ريشه تشنه و سرشار از عطشت، با فرياد، مي ميريم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;زير سايه هاي مهربارت، بي فرياد، دفن مي شويم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;با تو تا صبح بي اندوه، آن روز موعود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;همراه مي گرديم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;خاک مي شويم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;باد مي شويم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;آتش مي شويم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اما آنچه نمي ميرد و با تو تا ابد مي ماند، عشق است.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;امشب! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;هنوز نيز در هنگامه سکوت، با اشک و سربلندي، در اوج درد، به تو افتخار مي کنم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;هنوز نيز نيمه هاي شب، دور از هياهوي وحشت قفس سازان و دشمنان عشق و صلح، با دست و پاي لرزان،  درکنار تـو مي نشينم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;تو را نگاه مي کنم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;با تو حرف مي زنم. با تو عاشقانه از عشق مي گويم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;با تو از مرگ ايمان!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;رفتن اميد! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;سوختن آرزو! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;سکوت انديشه! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;شکست صداقت! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اسارت آزادي!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;با تو صادقانه از خداي خالق عشق مي گويم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;من خدا را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;عشق را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;آزادي را. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;مهر را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;صلح و دوستي را، در درون تو مي جويم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران من! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;بپا خيز! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;سر بلند کن! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;دستم را بگير! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;به چشمانم نگاه کن. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;و با من از عشق بگو! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;بگو که عشق را با ضربت کدام شمشير و صفير کدامين گلوله مي توان از بين برد؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;بگو که عشق را با کدامين قدرت مي توان در بند کرد؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;بگو که عشق را چگونه مي شود شکست؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;بگو که عشق، عشق است و ايران، ايران.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;عشق من!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;ايران من! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اي البرزسپيد! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اي خزرسبز!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اي سبلان شيرين! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اي خليج آبي فارس! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اي شير کوه استوار! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اي سفيد رود پر نفس! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اي بيستون عشق. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;اي ايران ماندگار!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;در تمام دنيا، در هر وضع و حال، تو هويت و افتخار مني! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;تو غرور و عشق مني! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;تو ايران مني&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-2579941283822093183?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/2579941283822093183/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=2579941283822093183' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2579941283822093183'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2579941283822093183'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/07/blog-post_13.html' title='ايران من، تو بمان.'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-2792481369474152862</id><published>2009-07-13T18:22:00.000+04:30</published><updated>2009-07-13T18:26:55.619+04:30</updated><title type='text'>تقديم به چشمان ندا كه آئينه فردايند</title><content type='html'>با كسب اجازه از دوست گران قدرم آقاي بامدادان عزيز &lt;br /&gt;www.mbamdadan.blogspot.com&lt;br /&gt;چشمانت را ديدم، چشمانت را روز سي اُم خرداد ديدم، درست بيست و هشت سال پيش. نمي دانم داستان آنروزها را که روي همين ديوار نوشته بودمشان خوانده بودي و مي دانستي که يکسال پيش از آنکه چشمان زيبايت به اين جهان باز شود، سي اُم خرداد ديگري هم بوده است ؟ نمي دانم آيا از استادت، پدرت، مادرت، يا يکي از خويشانت که از مردم آن سالها بوده باشد، پرسيده بودي سي اُم خرداد چه روزي است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخ ندا...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن نگاه واپسينت جان و جهان ملتي را به آتش کشيد، ديدم که افتادي، ديدم که جايي از گردنت خون فواره زد، ديدم که مرگ را باور نمي کردي و ديدم که با نگاه نگرانت به زندگي چسبيده بودي، و ديدم و فهميدم که چرا شاملوي بزرگ نوشته بود دستان مرگ از ابتذال شکننده ترند، و ديدم که خون چگونه واپسين نگاهت را پوشاند ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا امروز تنها چشمان ترکمني جواد بودند که مرا مي پائيدند، داستانم را خواندي؟ جواد پنج شش سالي از تو جوانتر بود، روز سي اُم خرداد هزار و سيسد و شصت، تير يکي از سپاهيان اهريمن سرش را شکافت، سرش در دامن من بود که چشمان بيگناه و پر از اميدش را به آسمان دوخت و زندگي مرا به آتش کشيد. از امروز چشمان تو هم هيمه اي بر اين آتش سوزان شده اند تا خواب آرام را از چشمان من بربايند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جواد پانزده ساله بود، نه هنوز مزه بوسه اي را چشيده بود و نه دلش از برق نگاهي لرزيده بود، تنها آرزوي پرواز بود که مرا و او را در آن روز ميشوُم بهاري به ميدان فردوسي کشيده بود، رفته بوديم که براي خلق قهرمان ايران آزادي بياوريم،&lt;br /&gt;آه که چه شيرينند آرزوهاي نوجواني!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بيست و هشت سال پيش سي اُم خرداد ديگري هم بود، آنروز ها ما نه موبايل داشتيم، نه هنوز توئيتر و فيس بوک پديد آمده بودند و نه کسي يوتيوب و مسنجر را مي شناخت، جواد در تنهائي و گمنامي سر به خاک نيستي گذاشت و نيست شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چشمان ترا ولي امروز ميليونها تن در سرتاسر جهان ديدند، نگاه سرشار از اميد، ولي نگرانت در پنج قاره جهان جان و روان انسانهاي بيشماري را لرزاند، نسل تو خوشبختي اينرا دارد که نگاهش را از مرزها و سرزمينها فراتر بفرستد و سپهر گسترده تري را بکاود، نسل من در تنهائي خود سوخت و چکه چکه چکيد و از يادها رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ديدم که افتادي و شنيدم که چگونه آن دو مرد همراهت به زندگي بازمي خوانندت، ديدم که هنوز باور نمي کردي دست سرد مرگ بر شانه ات نشسته باشد و ديدم که آن دو چشمخانه زيبا از اميد لبريز بودند، که نسل تو با همه آنچه که بر سرش رفته و مي رود، از جاي برخاسته تا آتش اين برترين گوهر انساني، اميد را، در دلهاي نسل شکست خورده و درخودگريخته من برفروزد، ديدم که مرگ را باور نداشتي و ديدم که چگونه ريشخندش مي کردي،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که نسل تو نسل زندگي است و نسل من نسل مرگ بود، که تو مُردي تا زندگي را ارج نهي و ما زيستيم تا مرگ را بسراييم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آن غروب غم انگيز سي اُم خرداد شصت، نسل من ديد که چگونه کاخ آرزوهايش از پايه ويران شد و خانه اميدهايش در آتش سرکوب و ددمنشي سوخت، در اين غروب پرتنش سي ام خرداد هشتاد و هشت ولي نسل تو مي بيند که چگونه تخم اميد و آرزو بر خاک تشنه به خون اين مرز و بوم مي افتد و دير نيست که بار دهد، در آن غروب غم انگيز نسل من خانه پدر و آغوش مادر را واگذاشت و براي هميشه آواره اين جهان پهناور شد و در اين غروب پرتنش نسل تو در پي سي سال آوارگي سرانجام خانه خود را بازيافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سي ام خرداد شصت است و من همان نوجوان پر شرو شور شهرستاني ام. مي بينمت که چگونه دو پاسدار مرگ و نيستي از کنارت مي گذرند، صداي تير برمي خيزد، گردنت را مي گيري، زانوانت سست مي شوند، چشمانت سياهي مي روند، فرياد مي زنم: «جواد! جوااااااااااااااااااااد!» صدايي از گلويم بيرون نمي آيد، کسي مرا نمي بيند، مردم سراسيمه و اشک در چشم از ميان کالبد من مي گذرند و بسوي تو مي دوند، آن دو مرد همراهت صدايت مي زنند. ياد مادرت مي افتي، گفته بود امروز دلشوره دارد، گفته بود بيرون نروي. خنديده بودي و گفته بودي که چيزي رخ نخواهد داد، مادرت اشک ريخته بود و تو چشمانش اشک آلودش را بوسيده بودي و رفته بودي. تشنگي گلويت را خشک کرده است، تن نازکت به لرزه افتاده است، نه چيزي مي شنوي و نه چيزي مي بيني، انگار آن دو مرد فرسنگها دورتر ايستاده اند و صدايت مي زنند، سردت شده است، مي لرزي، بخود دلداري مي دهي که اين لرزه نشانه بدي نيست و مي گذرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گودال سياه و بزرگي در ميان سرت دهان باز مي کند و ترا بدرون خود مي کشد، با همه توان يکبار ديگر پلکهايت را باز مي کني، نور آفتاب چشمانت را مي زند، يکبار ديگر زندگي را با همه زيبائي اش برانداز مي کني، گودال ترا در خود فرومي کشد، پلکهايت براي هميشه بروي هم مي افتند، خون چهره ات را مي پوشاند و واپسين نگاهت را در خود فرومي برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مي خواهم بسويت بيايم، هر چه مي دوم از من دورتر مي شوي. فرياد مي زنم، کسي صدايم را نمي شنود. درمانده و ويران بر جاي خود مي ايستم، دستي به شانه ام مي خورد، جواد است که با چشمان ترکمني و همان لبخند هميشگي اش نگاهم مي کند، در آغوشش مي گيرم و خود را بدستان مهربان اشک مي سپارم،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آه که گريه چه داروي خوشگواري است&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-2792481369474152862?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/2792481369474152862/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=2792481369474152862' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2792481369474152862'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2792481369474152862'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='تقديم به چشمان ندا كه آئينه فردايند'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-9048779736682244221</id><published>2009-06-02T18:16:00.000+04:30</published><updated>2009-06-02T18:17:04.711+04:30</updated><title type='text'>آخرين سرباز</title><content type='html'>يزد گرد زير تيغ آفتاب اسب ميراند .غرق در انديشه بود.نگاه تابناكش را ابرهاي غم پو شانيده بودند . اما همچنان راست قامت و پر شكوه به روبرو مينگريست . به آسمان نگاه كرد و آه كشيد . احساس كرد دستي چشمان مرطوبش را پاك كرد . جا خورد . به سمت دست برگشت . شاهبانويش را ديد . صداي نرم و نوازشگر شاهبانو در گوشش پيچيد : من تا ابد كنار شما ميمانم . شاه متفكرانه پاسخ داد : شما بايد جاي امني باشيد . تصور اين كه اين قوم پليد و پلشت شما را اسير كند برايم بسيار دردناك است . شما نماد ايرانيد . شاهبانو شاه را سخت در آغوش گرفت و گفت : جاي امن ؟ تنها جاي امن آغوش شماست . مرا از خود نرانيد .شاه با تاسف سر تكان داد : شاهبانوي من بانوي بانوان اكنون آغوش من جايگاه تير و شمشير دشمن است . من بايد در كنار سربازانم بمانم زيرا من آخرين سربازم . اشك در چشمان زيباي زن حلقه بست .آرام از آغوش شاه بيرون آمد . عقب رفت و با نگاهي سوزان به قامت بلند شاه نگريست و نجوا كنان گفت : كاش در شما حل ميشدم  كاش جزئي از شما بودم تا هميشه در كنارتان بمانم .....شاه بر گيسوان بلند و سياه زن دست كشيد و بوسه اي بر پيشاني سپيدش زد و با يك دست بانويش را در آغوش گرفت : شما در من هستيد و ما در ايران حل شده ايم . بانوي من شما بايد زنان و كودكان را سرپرستي كنيد و آنان را از مهلكه دور نگه داريد تا به دست وحشيان خونخوار نيفتند . ببينيد چگونه چون ملخ به كشتزار سرسبز ما هجوم آورده اند ؟من آنان را به شما ميسپارم . شاهبانو در حالي كه با اكراه از آغوش شاه بيرون مي آمد گفت : آري شما درست ميگوئيد ما بايد بر قلبمان پاي بگذاريم تا مردم و ميهن بر جاي بمانند . شاه با خرسندي غمگينانه اي بر چهره شاهبانويش نگريست و احساس كرد اين آخرين نگاه است ..........&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-9048779736682244221?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/9048779736682244221/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=9048779736682244221' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/9048779736682244221'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/9048779736682244221'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/06/blog-post_02.html' title='آخرين سرباز'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-5069203441503605085</id><published>2009-06-02T18:14:00.000+04:30</published><updated>2009-06-02T18:16:33.092+04:30</updated><title type='text'>استانداردهاي جهاني و ايران</title><content type='html'>هر روز كه از خواب بر ميخيزي و نيم نگاهي به رسانه هاي داخلي ميكني ميبيني كه با كمال تعجب حرف و حديث ها همان حرف و حديث هاي سي سال پيش هست  . يا رهبر كبير و معظم انقلاب اسلامي و نماينده خدا و امام زمان بر روي زمين خبر از توطئه هاي دشمن براي سرنگوني اولين حكومت الله برروي زمين ميدهد و يا مردم را به صرفه جوئي و اسراف نكردن فرا ميخواند . و مينالد كه در هيچ كجاي دنيا اين اندازه بنزين مصرف نميكنند نان نميخورند آب نمينوشند و....... . انگار نه انگار كه كشور مشكلات ديگري دارد و نميبايست مردم ( امت ) را اين گونه مشغول ساخت . &lt;br /&gt;رهبر كبير و معظم انقلاب ولي در هيچ كدام از سخنرانيهايشان نميفرمايند كه شما كه اين همه دم از استانداردهاي جهاني ميزنيد خود نيز مگر نميبايست حداقل در آشكارا ( نه نهان) كمي نيز به اين اصول پايبند باشيد ؟ در كجاي دنيا اين همه اعدام صورت ميگيرد و با كدام استاندارد جهاني سازگار هست ؟ در كدام استاندارد جهاني كه شما دم از آن ميزنيد كالاهاي در اختيار دولت همچون خودرو با اين قيمتها به مردم قالب ميشود . در كدام استاندارد جهاني مردم اين اندازه زير خط فقر نگه داشته ميشوند ؟ در كدام كشور جهان اين همه فرار مغزها را سراغ داريد ؟ در كدام استانداردي كه شما دم از آن ميزنيد كشاورزيش در طول 30 سال اين اندازه نابود شده و شده وارد كننده محصولات كشاورزي ؟ كدام كشور جهان بانكهايش به اين حد از مردم نزول ( ببخشين بهره اسلامي ) ميگيرند ؟ كدام كشور جهان تا به اين حد تعداد زناني كه بخاطر فقر تن فروشي ميكنند و يا خود را در اختيار شيوخ عرب ميگذارند بالاست ؟ كدام كشور جهان مردمش تا بدين حد با تاريخ خويش بيگانه گشته اند ؟  در كدام كشور جهان كساني را قبل از واقعه اي ميگيرند و چند ساعت بعد از حادثه با اين كه اينان در زندان بودند آنان را اعدام ميكنند ؟ بر آمريكا خرده ميگيريد كه چنين ميكند و چنان ميكند ولي همين به قول شما شيطان بزرگ مگر صدام را با آن كه جنايات او بر همگان آشكار بود محاكمه اي عادلانه نكرد ؟ اعداميان زاهدانتان را فرض اين كه حتي جنايتي را مرتكب شده بودند چنين كرديد ؟ چرا نميگذاريد فرزندان اين مرز پر گهر كه هرروز قلبشان براي ايران ميتپد حتي اگر مجرم باشند ( همانند مجاهدين خلق كه در جنگ به كمك عراق شتافتند ) به خانه پدري خود بازگردند . شما كه داعيه عدل الهي را داريد مگر نه اين است كه بايد رحمتتان زبانزد عالميان گردد ؟ ويا فقط به آيه اشداء علي الكفار عمل ميكنيد ؟ &lt;br /&gt;آيا بهتر نيست شما كه ادعا ميكنيد بر تخت جانشيني خدا بر روي زمين تكيه زده ايد اندكي نيز به مردم و رفاه آنان بينديشيد ؟ تا تاريخ در موردتان به نيكي داد سخن براند ؟ شايد اكنون با تهديد و ارعاب بتوانيد تاريخ را آنگونه كه ميخواهيد بنگاريد ولي آيا اين تاريخ بعد از حكومت شما همان گونه كه شما نگاشته ايد تجديد چاپ خواهد گشت ؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-5069203441503605085?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/5069203441503605085/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=5069203441503605085' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/5069203441503605085'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/5069203441503605085'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/06/blog-post.html' title='استانداردهاي جهاني و ايران'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-6634727037741576818</id><published>2009-02-21T10:27:00.000+03:30</published><updated>2009-02-21T10:32:45.210+03:30</updated><title type='text'>سخنانی از مطهری گجستک در مورد فرهنگ ایرانیان</title><content type='html'>باری‌! این‌ همه‌ سر و صدا و هیاهو و غوغائی‌ كه‌ علیه‌ عرب‌ و حمله عرب‌ به‌ ایران‌ و تهمت‌ها و افتراءهائی‌ كه‌ بسته‌اند و می‌بندند، راجع‌ به‌ عرب‌ نیست‌؛ راجع‌ به‌ اسلام‌ است‌. اینها قدرت‌ ندارند علناً به‌ اسلام‌ و قرآن‌ و رسول‌ خدا جسارت‌ كنند، در پوشش‌ عنوان‌ عرب‌ حمله‌ می‌كنند.                                                                                   &lt;br /&gt;فرهنگ‌ ادبیّات‌ ایران‌ در زمان‌ استعمار پهلوی‌، در قالب‌ حفظ‌ آثار ملّی‌، با برانداختن‌ لغات‌ عربی‌ در هاله لغات‌ خارجی‌ مستقیماً بر نابودی‌ روح‌ اسلام‌ میكوشید. اینك‌ نیز در همان‌ خطّ و مرز در تلاش‌ است‌.&lt;br /&gt;زبان‌ پهلوی‌ و لغات‌ نامأنوس‌ را بر شیوه أحمد كسروی‌ كه‌ خود نیز از این‌ زمره‌ بود، از لابلای‌ لغات‌ و كتب‌ متروكه‌ بیرون‌ كشیده‌ و بجای‌ الفاظ‌ شیرین‌ و روان‌ و مأنوس‌ عربی‌ كه‌ فعلاً در زبان‌ فارسی‌ جای‌ گرفته‌ و ملاحت‌ عجیبی‌ بدان‌ بخشیده‌ است‌ میگذارند.&lt;br /&gt;در زمان‌ رضاخان‌ و پسرش‌ محمّد رضا پهلوی‌، در دربار، انجمن‌ ومؤسّسه‌ای‌ بود برای‌ این‌ امور كه‌ با وزارت‌ معارف‌ و فرهنگ‌ رابطه‌ داشت‌؛ و برای‌ از بین‌ بردن‌ لغات‌ عربی‌ و فرهنگ‌ اسلام‌ نهایت‌ سعی‌ و كوشش‌ را داشتند. و در اداره فرهنگستانی‌ كه‌ پشت‌ مدرسه سپهسالار بود، برای‌ این‌ موضوع‌ مال‌های‌ ملّت‌ بیچاره‌ را می‌خوردند و می‌بردند.&lt;br /&gt;نام‌ مسجد را دمرگاه‌، و قبرستان‌ را گورستان‌، و اجتماع‌ را گردهمائی‌، و جمعه‌ را آدینه‌، و وسائل‌ ارتباط‌ جمعی‌ را رسانه‌های‌ گروهی‌، و خصوصاً و مخصوصاً را ویژه‌، و جمع‌ و تفریق‌ و ضرب‌ و تقسیم‌ را افزایش‌ و كاهش‌ و زدن‌ و بخش‌، نهادند؛ و همچنین‌ سائر اصطلاحات‌ ریاضی‌ را، بطوریكه‌ بعضی‌ اوقات‌ خود معلّمان‌ گیج‌ می‌شدند و در ادای‌ مقصود فرو می‌ماندند. اینها همه‌ برای‌ دور كردن‌ مردم‌ از لغات‌ قرآن‌ است‌. برای‌ قطع‌ رابطه‌ و بریدن‌ با نهج‌ البلاغه‌ است‌. برای‌ عدم‌ آشنائی‌ مردم‌ به‌ جمعه‌ و جماعت‌ است‌. برای‌ بی‌خبر داشتن‌ ایشان‌ از این‌ معارف‌ اصیل‌ است‌.&lt;br /&gt;برداشتن‌ «طاء» از كلمات‌ و بجای‌ آن‌ «تاء» نهادن‌، مانند تبدیل‌ كتابت‌ لفظ‌ طهران‌ به‌ تهران‌ روی‌ همین‌ زمینه‌ است‌؛ و همچنین‌ درباره سائر حروف‌ عربی‌ مثل‌ ظ‌ و ص‌ و ض‌ و ع‌ و غ‌ و ث‌ و...&lt;br /&gt;اگر تدریس‌ زبان‌ عربی‌ از دوران‌ طفولیّت‌ با كمال‌ آسانی‌ و سادگی‌، جزءِ برنامه اطفال‌ باشد و همینطور بتدریج‌ پیش‌ آید، در دوران‌ دانشگاه‌ جوانان‌ ما بخوبی‌ از عهده خواندن‌ و نوشتن‌ و تكلّم‌ آن‌ بر می‌آیند؛ و مراجعه‌ به‌ فرهنگ‌ عظیم‌ تاریخ‌ و حدیث‌ و فقه‌ و تفسیر می‌نمایند و سرشار از عرفان‌ میگردند.&lt;br /&gt;امّا بر عكس‌ زبان‌ عربی‌ را در دوره‌های‌ بالا قرارداده‌اند، آنهم‌ با اسلوبی‌ غیر صحیح‌ و مشكل‌ كه‌ نه‌ معلّم‌ می‌فهمد نه‌ شاگرد. بالاخصّ میخواهند شاگردان‌ را خسته‌ و زده‌ كنند. آنوقت‌ برای‌ ریاضیّات‌ از جبر و حساب‌ استدلالی‌ و فیزیك‌ و شیمی‌ در نمره امتحانی‌ ضریب‌ میگذارند؛ و برای‌ عربی‌ نه‌ تنها ضریب‌ نمی‌گذارند، آنقدر آنرا بدون‌ اهمّیّت‌ و در درجه پست‌ میگذارند كه‌ وجود و عدمش‌ مساوی‌ می‌باشد.&lt;br /&gt;بالنّتیجه‌ جوان‌ دانشگاهی‌ كه‌ قرآن‌ نمی‌تواند بخواند بجای‌ خود، اصلاً نوشتن‌ را بلد نیست‌؛ و در نامه‌ برای‌ پدرش‌ از آمریكا می‌نویسد: من‌ طَب كرده‌ام‌(تب‌).&lt;br /&gt;روابط‌ جوانان‌ را از علم‌ و قرآن‌ بریدند؛ و در سنّ كودكی‌ برای‌ تحصیل‌ به‌ خارج‌، یعنی‌ كشور كفر فرستادند. طفلی‌ كه‌ هنوز باید در دامان‌ مادر پرورش‌ یابد، و سخن‌ گفتن‌ به‌ پارسی‌ و مخارج‌ و لهجه حروف‌ آنرا خوب‌ یاد نگرفته‌ است‌، به‌ او زبان‌ انگلیسی‌ یاد دادند؛ و بدین‌ كار غلط‌ مباهات‌ هم‌ مینمودند.&lt;br /&gt;یكروز جوانی‌ زیبا در مسجد قائم‌ بنزد من‌ آمد و از مسائل‌ نماز و وضوء و غسل‌ و تیمّم‌ می‌خواست‌ بپرسد. این‌ جوان‌ حرف‌ زدن‌ را بلد نبود، و مثل‌ خارجیهائی‌ كه‌ بخواهند فارسی‌ سخن‌ گویند، شُل‌ و بی‌مزه‌ حرف‌ می‌زد.&lt;br /&gt;میگفت‌: من‌ دكتر شده‌ام‌؛ از كودكی‌ مرا به‌ خارج‌ فرستاده‌اند، حالا برگشته‌ام‌. در اسلام‌ تحقیقات‌ كرده‌ام‌ و آنرا دین‌ صحیح‌ دانسته‌ام‌، و اینك‌ میخواهم‌ مسائل‌ خود را یاد بگیرم‌.&lt;br /&gt;خوب‌ توجّه‌ دارید مطلب‌ از چه‌ قرار است‌؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فردوسی گرایی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینهمه‌ سر و صدا برای‌ عظمت‌ فردوسی‌، و جشنواره‌ و هزاره‌ و ساختن‌ مقبره‌، و دعوت‌ خارجیان‌ از تمام‌ كشورها برای‌ احیاءِ شاهنامه‌، و تجلیل‌ و تكریم‌ از این‌ مرد خاسر زیان‌ برده تهیدست‌ برای‌ چیست‌؟!&lt;br /&gt;برای‌ آنست‌ كه‌ در برابر لغت‌ قرآن‌ و زبان‌ عرب‌ كه‌ زبان‌ اسلام‌ و زبان‌ رسول‌ الله‌ است‌، سی‌سال‌ عمر خود را به‌ عشق‌ دینارهای‌ سلطان‌ محمود غزنوی‌ به‌ باد داده‌ و شاهنامه افسانه‌ای‌ را گرد آورده‌ است‌.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نزول‌ سوره تكاثر، برای‌ از بین‌ بردن‌ افتخار به‌ موهومات‌ ملّی‌گرائی‌ است‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرآن‌ فاتحه مباهات‌ و فخریّه به‌ استخوانهای‌ پوسیده نیاكان‌ را خوانده‌ است‌؛ و با نزول‌ سوره أَلْهَیٰكُمُ التَّكَاثُرُ * حَتَّی‌' زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ دیگر كدام‌ مرد عاقلی‌ است‌ كه‌ به‌ اوهام‌ و موهومات‌ بگرود، و به‌ نام‌ و اعتبار پدران‌ مرده‌ و&lt;br /&gt;عظام‌ پوسیده آنها در میان‌ قبرها خوشدل‌ گردد؟ او با گامهای‌ قویم‌ خویشتن‌ خود در راه‌ افتخار و شرف‌ میكوشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تبلیغات‌ برای‌ فردوسی‌ و شاهنامه‌، تبلیغات‌ علیه‌ اسلام‌ است‌&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فردوسی‌ با شاهنامه افسانه‌ای‌ خود كه‌ كتاب‌ شعر (یعنی‌ تخیّلات‌ و پندارهای‌ شاعرانه‌) است‌ خواست‌ باطلی‌ را در مقابل‌ قرآن‌ عَلم‌ كند؛ و موهومی‌ را در برابر یقین‌ بر سر پا دارد. خداوند وی‌ را به‌ جزای‌ خودش‌ در دنیا رسانید، و از عاقبتش‌ در آخرت‌ خبر نداریم‌. خودش‌ می‌گوید:&lt;br /&gt;بسی‌ رنج‌ بردم‌ در این‌ سال‌ سی ‌ عجم‌ زنده‌ كردم‌ بدین‌ پارسی‌&lt;br /&gt;چو از دست‌ دادند گنج‌ مرا نبد حاصلی‌ دسترنج‌&lt;br /&gt;ما در زمان‌ خود هر كس‌ را دیدیم‌ كه‌ خواست‌ عجم‌ را در برابر اسلام‌ عَلم‌ كند، و لغت‌ پارسی‌ را در برابر قرآن‌ بنهد، با ذلّت‌ و مسكنتی‌ عجیب‌ جان‌ داده‌ است‌. فَاعْتَبِرُوا یَهأُولِی‌ الابْصَـٰرِ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كلامی از علی دشتی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درست‌ بخاطر دارم‌ در حدود سی‌ سال‌ قبل‌ مجلّه‌ای‌ از مجلاّت‌ «راهنمای‌ كتاب‌» مطالعه‌ مینمودم‌ كه‌ در آن‌ مقاله‌ای‌ از علی‌ دشتی‌ راجع‌ به‌ فردوسی‌ و مقام‌ و منزلت‌ او نوشته‌ بود. در این‌ مقاله‌ این‌ مرد با شیطنت‌ مرموزی‌ دشمنی‌ خود را با اسلام‌ نشان‌ میداد.&lt;br /&gt;این‌ مقاله‌ درباره فردوسی‌ و شاهنامه‌ بود. و بدین‌ قسم‌ مطلب‌ را برداشت‌كرده‌ بود كه‌ ملخصش‌ را ذكر میكنیم‌:&lt;br /&gt;بسیاری‌ از افراد درباره فردوسی‌ و تدوین‌ شاهنامه‌ سخن‌ گفته‌اند، ولیكن‌ من‌ می‌خواهم‌ در اینجا پرده‌ای‌ را از این‌ امر برای‌ دانشجویان‌ و اهل‌ اطّلاع‌ بردارم‌. این‌ مطلب‌ سالیان‌ دراز است‌ كه‌ در ذهن‌ من‌ خلجان‌ دارد، ولی‌ بواسطه موانعی‌ نمی‌توانستم‌ ابراز كنم‌؛ و اینك‌ موقع‌ آن‌ رسیده‌ كه‌ آنرا به‌ جوانان‌ و محصّلین‌ و ارباب‌ فضل‌ تقدیم‌ دارم‌.&lt;br /&gt;و آن‌ نكته‌ اینست‌ كه‌: كشور ایران‌ در ازمنه متمادیه‌ مورد حملات‌ و هجوم اقوام‌ اجنبی‌ قرار گرفته‌، و ثروت‌ و آبادانی‌ و كتابخانه‌ و تمام‌ آثار ملّی‌ آن‌ بباد رفته‌ است‌، همچون‌ فتنه مغولان‌ و غیرهم‌؛ ولی‌ هیچیك‌ از این‌ حملات‌ مانند حمله عرب‌ زیانبخش‌ نبود. زیرا آن‌ حملات‌ فقط‌ منوط‌ به‌ امور نظامی‌ بوده‌ و تخریب‌ و غارت‌ و فسادی‌ را كه‌ در پی‌ داشته‌ است‌ پس‌ از مدّتی‌ ترمیم‌، و مبدّل‌ به‌ صلاح‌ و آبادانی‌ گردیده‌ است‌.&lt;br /&gt;امّا حمله عرب‌ توأم‌ با خوی‌ تفاخرجوئی‌، و دیانت‌ و تعلیم‌ و تربیت‌ آنها بوده‌؛ و لذا در نفوس‌ مردم‌ جای‌ گرفته‌ و ریشه‌ دوانیده‌ بود. و معلوم‌ است‌ كه‌ با اصلاح‌ و آبادانی‌ خارجی‌ نمیتوان‌ نفوس‌ و قلوب‌ را اصلاح‌ نمود.&lt;br /&gt;این‌ ببود تا فردوسی‌ با تدوین‌ شاهنامه خود در مقابل‌ عرب‌، نشان‌ داد كه‌ اصالت‌ و ملّیّت‌ ایرانی‌ است‌ كه‌ می‌تواند در برابر آنها بایستد. او با احیای‌ زبان‌ پارسی‌، و این‌ كتاب‌ نفیس‌ خود از آثار نیاكان‌ و ملّیّت‌ آنها پرده‌ برداشت‌ و ایران‌ و ایرانی‌ را زنده‌ و جاوید كرد.&lt;br /&gt;از اینجهت‌ است‌ كه‌ خدمت‌ فردوسی‌ بر این‌ آب‌ و خاك‌ از همه‌ بیشتر و شایان‌ تقدیر و تحسینی‌ است‌ كه‌ احدی‌ از شعرای‌ ما بدین‌ مقدار و پایه‌ نرسیده‌اند. (این‌ بود ملخّص‌ بیانات‌ ایشان‌ در آن‌ مجلّه‌).&lt;br /&gt;حقیر در بعضی‌ از رساله‌های‌ دكتر علی‌ أكبر شهابی‌ خواندم‌ كه‌: كتاب‌ «بیست‌ و سه‌ سال‌» كه‌ علیه‌ رسول‌ خدا و اسلام‌ و قرآن‌ با تهمت‌ها و دروغها و شیّادیها و حقّه‌ بازیها و كَتم‌ حقائق‌ و افترائات‌ تألیف‌ شده‌، و بدون‌ نام‌ و امضای‌ مؤلّف‌ در زمان‌ طاغوت‌ منتشر شده‌ بود، نویسنده آن‌ علی‌ دشتی‌، با همكاری‌ بعضی‌ از ماركسیست‌های‌ بین‌المللی‌ می‌باشد.&lt;br /&gt;استعمار، جهاد اسلام‌ را همچون‌ حمله إسكندر و مغول‌ ارائه‌ میدهد&lt;br /&gt;اینها دشمنان‌ خود فروخته استعمارند كه‌ از قدیم‌الایّام‌ مُهر رقّیّت‌ و بندگی‌ كفر را بر پیشانی‌ خود زده‌، و عمری‌ را علیه‌ اسلام‌ و قرآن‌ و شرف‌ و ملّیّت‌ در برابر بهای‌ بخس‌ ورق‌های‌ دنیوی‌ گذرانده‌، و هویّت‌ و پرونده‌شان‌ برای‌ مردم‌ بیدار جای‌ شبهه‌ نیست‌.&lt;br /&gt;آخر كدام‌ دشمن‌ ناجوانمردی‌ است‌ كه‌ نهضت‌ اسلام‌ را در ردیف‌ حمله اسكندر و مغول‌ قرار دهد؟!&lt;br /&gt;ایرانیان‌ فكور و اصیل‌ با آغوش‌ باز اسلام‌ را پذیرفتند، و با تدبّر و تفكّر در طول‌ دو قرن‌ به‌ تدریج‌ بدون‌ هیچ‌ عمل‌ جابرانه‌ای‌ اسلام‌ آوردند. و تا زمانی‌ كه‌ به‌ دین‌ زردشت‌ بودند، در پناه‌ اسلام‌ بودند و اسلام‌ با آنها معامله اهل‌ كتاب‌ مینمود. از آنها در عوض‌ خمس‌ و زكوة‌، جزیه‌ میگرفت‌ و آنان‌ را در امور عبادی‌ خود آزاد می‌گذارد. آتشكده‌های‌ آنان‌ تا قرن‌ سوّم‌ و چهارم‌ روشن‌ بود. چون‌ اهل‌ كتاب‌ بودند، بدون‌ هیچ‌ ناراحتی‌ در پناه‌ امن‌ و امان‌ اسلام‌ جان‌ و مال‌ و عِرض‌ و ناموسشان‌ محفوظ‌ بود.&lt;br /&gt;إدوارد بُرون‌ در مواضعی‌ از كتاب‌ خود اقرار میكند كه‌: ایرانیان‌ اسلام‌ را به‌ رغبت‌ پذیرفتند. او میگوید:&lt;br /&gt;چه‌ بسا تصوّر كنند، جنگجویان‌ اسلام‌ اقوام‌ و ممالك‌ مفتوحه‌ را در انتخاب‌ یكی‌ از دو راه‌ مخیّر میساختند: اوّل‌ قرآن‌، دوّم‌ شمشیر. ولی‌ این‌ تصوّر صحیح‌ نیست‌؛ زیرا گبر و ترسا و یهود اجازه‌ داشتند آئین‌ خود را نگهدارند، و فقط‌ مجبور به‌ دادن‌ جزیه‌ بودند.&lt;br /&gt;و این‌ ترتیب‌ كاملاً عادلانه‌ بود؛ زیرا اتباع‌ غیر مُسلم‌ خلفا از شركت‌ در غزوات‌ و دادن‌ خمس‌ و زكوة‌ كه‌ بر امّت‌ پیامبر فرض‌ بود معافیّت‌ داشتند.&lt;br /&gt;ایرانیان‌ می‌دیدند كه‌ سربازان‌ اسلام‌ مردمی‌ صادق‌ و امین‌، و از روی‌ هدفهای‌ روشن‌ و ایمان‌ و اعتقاد كاملشان‌ به‌ رسالت‌ تاریخی‌شان‌، و اطمینان‌ كامل‌ به‌ صحّت‌ هدف‌ و مأموریّت‌، اعمّ از اینكه‌ بكشند یا كشته‌ شوند، و اعتقاد عمیقشان‌ به‌ خداوند واحد و روز جزا جنگ‌ می‌كنند.&lt;br /&gt;فداكاریها و جانبازیها، و گفتگوها و سخنانی‌ كه‌ از آنان‌ در آن‌ اوقات‌ باقیمانده‌ و در تواریخ‌ مضبوط‌ است‌، نشان‌ میدهد كه‌: ایمان‌ آنها به‌ خدا و قیامت‌ و صدق‌ رسالت‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌، و ایمان‌ به‌ مأموریّت‌ و رسالتشان‌ در حدّ اعلا بوده‌ است‌.&lt;br /&gt;آنان‌ معتقد بودند كه‌ جز خداوند واحد را نباید پرستش‌ كرد، و هر ملّتی‌ را كه‌ به‌ هر شكل‌ و صورت‌ غیر خداوند یگانه‌ را عبادت‌ میكنند باید نجات‌ داد؛ و این‌ جهادشان‌ برای‌ نجات‌ و رهائی‌ ایرانیان‌ در بند بسته خرافات‌ و اباطیل‌ است‌.&lt;br /&gt;به‌ علاوه‌ برای‌ خودشان‌ رسالتی‌ را قائل‌ بودند كه‌ عدل‌ را برقرار كنند، و طبقات‌ مظلوم‌ را از چنگ‌ ستمگران‌ رها سازند.&lt;br /&gt;سخنانی‌ كه‌ در مواقع‌ مختلف‌ در مقام‌ تشریح‌ هدفهای‌ خود بیان‌ كرده‌اند، نشان‌ میدهد كه‌: صد در صد آگاهانه‌ و خبیرانه‌ قدم‌ برمیداشته‌اند، و هدف‌ مشخّص‌ و معیّنی‌ داشته‌اند؛ و به‌ تمام‌ معنی‌الكلمه‌ نهضت‌ عظیم‌ و انقلاب ‌شكوهمندی‌ را رهبری‌ مینموده‌اند.&lt;br /&gt;اینها را ایرانیان‌ می‌دیدند و می‌شنیدند، و فریفته‌ و جان‌ باخته‌ می‌شدند، و از طوع‌ و رغبت‌ ایمان‌ می‌آوردند. حالا شما ببینید: در انتشار این‌ شایعه‌ در كتابهای‌ درسی‌ محصّلین‌ توسّط‌ همین‌ افراد معلوم‌الهویّه‌ نظیر دشتی‌ها و دكترهائی‌ كه‌ در دانشسرا و تربیت‌ معلّم‌ تدریس‌ می‌كردند، و همگی‌ صدای‌ گلویشان‌ از حلقوم‌ استعمار بلند بود و همه‌ میكوشیدند تا جهاد مقدّس‌ سربازان‌ اسلام‌ را همچون‌ حمله چنگیز و هلاگو و افاغنه‌ و إسكندر قرار دهند، چقدر بی‌انصافی‌ و بی‌شرفی‌ كرده‌اند؟!&lt;br /&gt;بالجمله‌ روح‌ ضدّ عربی‌ مدّتی‌ است‌ در مدارس‌ ما به‌ شاگردان‌ تحمیل‌ می‌شود (از برداشتن‌ لغات‌ شیرین‌ و ملیح‌ عربی‌ و گذاردن‌ الفاظ‌ غیر مأنوس‌ فارسی‌، مانند نوشتجات‌ كسروی‌) و این‌ خطّ مشی‌ درست‌ در راه‌ و هدف‌ استعمار است‌.&lt;br /&gt;ابراهیم‌ پورداود كه‌ به‌ قول‌ مرحوم‌ قزوینی‌ با عرب‌ و هرچه‌ از ناحیه عرب‌ است‌ دشمن‌ است‌،دكتر محمّد معین‌ را تحت‌ تأثیر خود قرار داده‌، تا برای‌ احیای‌ آئین‌ و آداب‌ زردشتی‌ و سنن‌ جاهلی‌ آن‌ كتاب‌ بنویسد و لغات‌ مَزْدیسْنا را در ادبیّات‌ فارسی‌ شرح‌ دهد؛ و منظور، اندیشه مزدیسنائی‌ در ادب‌ فارسی‌ است‌.&lt;br /&gt;ولی‌ هدف‌ اصلی‌ كتاب‌ را آقای‌ إبراهیم‌ پورداود كه‌ استاد راهنمای‌ ایشان‌ بوده‌، و در آن‌ وقت‌ دكتر معین‌ تحت‌ نفوذ شدید ایشان‌ بوده‌اند، در مقدّمه كتاب بیان‌ كرده‌ است‌.&lt;br /&gt;و آن‌ اینكه‌: روح‌ ایرانی‌ در طول‌ تاریخ‌ چند هزار ساله خود حتّی‌ در دوره اسلام‌، همان‌ روح‌ مزدیسنائی‌ است‌؛ و هیچ‌ عاملی‌ نتوانسته‌ است‌ این‌ روح‌ را تحت‌ تأثیر نفوذ خود قرار دهد. برعكس‌، این‌ روح‌ آنرا تحت‌ تأثیر و نفوذ خود قرار داده‌ است‌.&lt;br /&gt;مثلاً:در اینجا می‌بینیم‌ سخن‌ از اسلام‌ و محمّد و قرآن‌ نیست‌، سخن‌ از فاتحین‌ عرب‌ است‌. و منظور و مقصود شبهه‌دار كردن‌ اذهان‌ جوانان‌ ساده‌لوح‌، و خراب‌ كردن‌ ایمان‌ و استواری‌ آنهاست‌.&lt;br /&gt;هدف‌ استعمار آنست كه‌ از راه‌ فرهنگ‌ و ادبیّات‌، سطح‌ علمی‌ قرآن‌ را در اذهان پائین‌ آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع : كتاب نور ملكوت قران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-6634727037741576818?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/6634727037741576818/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=6634727037741576818' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6634727037741576818'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6634727037741576818'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/02/blog-post_8041.html' title='سخنانی از مطهری گجستک در مورد فرهنگ ایرانیان'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-1531105419648682194</id><published>2009-02-21T10:04:00.000+03:30</published><updated>2009-02-21T10:06:58.205+03:30</updated><title type='text'>دوم صفر سالروز اعدام بابک خرمدین بر ایرانیان تسلیت باد</title><content type='html'>دوم صفر سالروز اعدام بابک خرمدین&lt;br /&gt;روز قبل از اعدام،خلیفه با بزرگان دربارش مشورت كرد كه چگونه بابك را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند ویرا ببینند. بنا بر نظر یكی از درباریان قرار برآن شد كه ویرا سوار بر پیلی كرده در شهر بگردانند. پیل را با حنا رنگ كردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابك را در رختی زنانه و بسیار زننده و تحقیركننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند. پس ازآن مراسم اعدام بابك با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سكوی مخصوصی كه برای این كار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد. برای آنكه همه‌ی مردم بشنوند كه اكنون دژخیم به بابك نزدیك میشود و دقایقی دیگر بابك اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اكناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابن الجوزی مینویسد كه وقتی بابك را برای اعدام بردند خلیفه دركنارش نشست و به او گفت: تو كه اینهمه استواری نشان میدادی اكنون خواهیم دید كه طاقتت دربرابر مرگ چند است! بابك گفت: خواهید دید. چون یك دست بابك را به شمشیر زدند، بابك با خونی كه از بازویش فوران میكرد صورتش را رنگین كرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین كردی؟ بابك گفت:  وقتی دستهایم را قطع كنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت كه رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است. چهره‌ام را خونین كردم تا زردیش دیده نشود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به این ترتیب دستها و پاهای بابك را بریدند . چون بابك برزمین درغلتید، خلیفه دستور داد شكمش را بدرد. پس از ساعاتی كه این حالت بربابك گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا كند. پس ازآن چوبه‌ی داری در میدان شهر سامرا افراشتند و لاشه‌ی بابك را بردار زدند، و سرش را خلیفه به خراسان فرستاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) چنین بوده است :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود  :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" پاینده ایران  "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ  2  صفر سال  223  هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعدام بابك چنان واقعه‌ی مهمی تلقی شد كه محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام  خشبه‌ی بابك  یعنی چوبه‌ی دار بابك در شهرِ سامرا كه در زمان اعدام بابك پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی داشت و یكی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی میشد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برادر بابك یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد دستور نوشت كه اورا مثل بابك اعدام كند. طبری مینویسد كه وقتی دژخیمْ دستها و پاهای برادر بابك را می‌بُرید، او نه واكنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمی‌آورد. جسد این مرد را نیز در بغداد بردار كردند.(تاریخ ایران-دکتر خنجی)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معتصم  خلیفه عباسی ،چنانکه نظام الملک در سیاست نامه خود می نویسد به شکرانه آنکه سه سردار مبارز ایرانی،بابک ، مازیار وافشین رو که هر سه آنها به حیله اسیر شده بودند به دار آویخته بود،مجلس ضیافتی ترتیب داده بود که در طول آن 3 بار پیاپی مجلس را ترک گفت و هربار ساعتی بعد برمی گشت.در بار سوم در پاسخ حاضران که جویای علت این غیبت ها شده بودند فاش کرد که در هر بار با یکی از دختران پدر کشته این سه سردار همخوابگی کرده و بکارت آنان را گرفته است،و حاضران و او از این بابت به نماز ایستادند و خداوند را شکر گفتند.(تولدی دیگر-شجاع الدین شفا)&lt;br /&gt; پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-1531105419648682194?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/1531105419648682194/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=1531105419648682194' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1531105419648682194'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1531105419648682194'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/02/blog-post_20.html' title='دوم صفر سالروز اعدام بابک خرمدین بر ایرانیان تسلیت باد'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-7355483635824163014</id><published>2009-02-19T12:11:00.000+03:30</published><updated>2009-02-19T12:15:44.882+03:30</updated><title type='text'>دائی جان ناپلئون</title><content type='html'>در سال 1355 سریالی 13 قسمتی با نام  دائی جان ناپلئون بر روی پرده تلویزیون ملی ایران رفت . در این فیلم که بر اساس رمانی از آقای ایرج پزشکزاد ساخته شده است  شخصیت دائی جان ناپلئون تبلور قشر وسیعی از مردم ایران است که با ساده اندیشی بجای ریشه یابی و پرداختن به امور اصلی از طریق تفکر و خیال پردازی و رویا بافی همواره به اموری توجه می کنند که اصولا وجود خارجی ندارند و دچار توهم انگلیسی ترسی هستند . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این کتاب و فیلم با این که هیچ گونه مضمون ضد اسلامی و غیره ندارد بعد از انقلاب جزو کتاب و فیلمهای ممنوعه طبقه بندی شد . شاید علت اصلی سانسور فیلم بعد از انقلاب تطابق  شخصیت اصلی فیلم با رهبران جمهوری اسلامی باشد . &lt;br /&gt;در مدت 30 سال بعد از انقلاب رهبران فرزانه آن بجای ریشه یابی مشکلات و چاره اندیشی برای دردهای مردمی که به امید بهتر شدن وضع اقتصادیشان به خیابانها ریختند و جوابگوئی به آنان یا گفتند :(اقتصاد مال خره ) و یا علت تمامی مشکلاتشان را آمریکا و اسرائیل نامیدند . هر کجا که هواپیمائی سقوط میکرد مقصر آمریکا بود هر کجا بمب گذاری اتفاق می افتاد رد پای جاسوسان اسرائیل در آنجا دیده میشد و هر نویسنده ای که بر خلاف خواسته رهبرانی که مردم را فقط بله قربان گو میخواستند مینوشت حتما از آمریکا و اسرائیل بودجه دریافت میکرد . &lt;br /&gt;سال 55 مردم ایران اصلا فکر نمیکردند که چند سال دیگر کسانی اداره امور کشور را به دست خواهند گرفت که همچون دائی جان  هر چه میشد خواهند گفت کار کار انگلیسیهاست . و در خیال کوچکشان هرروز را برهه ای حساس در نظر خواهند گرفت که حتی از مردم حق تنفس را هم خواهند گرفت . &lt;br /&gt;بهتر میدانم من (که قطعا جیره بگیر اسرائیل هستم) نیز در این برهه حساس به رهبران کبیر و فرزانه پیشنهاد بدهم بجای این که هرروز خود را در زحمت انداخته  و خدای نکرده خسته نمایند اعلامیه ای بدین مضمون در اختیار امت همیشه در صحنه قرار دهند تا مردم نیز تکلیف خودشان را از پیش بدانند.&lt;br /&gt;1- تمامی افراد بشر قطعا جاسوس آمریکا و اسرائیل هستند مگر خلاف این اثبات شود.&lt;br /&gt;2- مسئول هر گونه گرانی و تحریم آمریکا میباشد .&lt;br /&gt;3- افزایش مواد مخدر و دختران خیابانی از کارهای آمریکا و اسرائیل میباشد ( برای مسموم نمودن ذهن جوانان بسیجی ما ) &lt;br /&gt;4- هر گونه بمب گذاری اعم از انتحاری و تخریبی و ... بودجه اش را از اسرائیل دریافت میکند .&lt;br /&gt;5- سقوط هر شئی پرنده در مملکت اعم از هواپیما- هلی کوپتر- بادبادک- کلاغ- اردک  و.... بر عهده تحریم های آمریکا میباشد . &lt;br /&gt;6- بالا رفتن شلوار دختران از مچ پا و آرایش غلیظ آنان و بجای صیغه شدن دوست پسر پیدا کردن آنان تقصیر ماهواره های آمریکائی میباشد .&lt;br /&gt;7- و هرگونه موردی که در آینده امکان کشف آنها وجود دارد  بر عهده آمریکا و اسرائیل است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ضمن پیشنهاد میشود عده ای را نیز قبلا دستگیر نموده و از آنان فیلمهای اعتراف به جاسوس برای آمریکا و اسرائیل گرفته شود تا در مواقع لزوم صدا و سیمای کشور به زحمت نیافتد . &lt;br /&gt;وقتی هم که موارد بالا به مردم تفهیم شد دیگر لزومی ندارد که رهبران فرزانه کشور دیگر خودشان را در زحمت بیندازند و میتوانند در اوقات بیکاریشان سخنرانیهای کوبنده ای در حمایت از مردم مظلوم فلسطین لبنان سوریه بورکینافاسو سودان و..... ایراد نموده و یا بودجه های میلیاردی اختصاص دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-7355483635824163014?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/7355483635824163014/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=7355483635824163014' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/7355483635824163014'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/7355483635824163014'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/02/blog-post_19.html' title='دائی جان ناپلئون'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-8823705402643556807</id><published>2009-02-17T09:30:00.000+03:30</published><updated>2009-02-17T09:31:28.383+03:30</updated><title type='text'>جنگ نهاوند را به یاد آوریم</title><content type='html'>نخستین روز  اسفند ماه ، سالروز شکست ایران از تازیان بر همگی ایرانیان راستین تسلیت باد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هزار و سیصد و هفتاد و نه سال پیش، سپاهیان یزدگرد، پادشاه ساسانی، در نهاوند شکست سختی از&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تازیان مسلمان خوردند و ایران را تا امروز گرفتار چنگال گرگی کرده اند که اگر چه نتوانسته است او را خفه کند، امّا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنوز بر او چیره مانده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در روزهای سوگواری برای امام سوّم شیعیان، حال و هوای ایران رنگ و بوی دیوانه‌واری به خود می گیرد. شرح&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعه کربلا و به اصطلاح ستمهائی که در این رویداد بر خاندان محمّد روا گردیده توسط هر شخصی در گوشه گوشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرزمین ایران از آغاز تا پایان، آن هم با دقیقترین جزئیات بیان می گردد. دلبستگی شگفت‌آور شیعیان ایران به&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برپائی سوگواری برای کسی که به دست هم‌نژادان عرب تازی(یزید پسر عموی حسین و ابن ملجم که سر حسین رابرید دائی حسین بود ) خویش کشته شد به فرهنگی ریشه‌دار در میان آنها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدل گشته، به گونه‌ای که هویتی اسلامی مستقل از دیگر تازی‌نژادان برای آنها ساخته است. غافل از اینکه، برای&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عربها، این واقعه یک رویدادی است عادی چراکه در فرهنگ ایشان، جنگهای طایفه‌ای و دشمنی دیرینه و کشتار و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غارت و اسیر نمودن یکدیگر تا همین سده گذشته، جزئی از زندگی این قبائل بدوی می بود و این گونه سنگدلی‌ها و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی‌رحمی‌ها برایشان همانند نفس کشیدن، امری است روزمرّه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما فرای این سخنها، اگر بخواهیم ”کربلای“ راستین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایرانیان را بشناسیم، می باید به اول اسفند بپردازیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول اسفند ماه برابر است با روز شکست ایران در جنگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نهاوند در سال یازده یزدگردی (۶۴۲ مسیحی)، شکستی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که ای کاش تنها زیان مالی برای ایران بار می آورد. غارت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و کشتار ایرانیان هر چند هم دردناک باشد، اما هر آئینه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبران‌پذیر است.جانسوزتر از همه، از میان رفتن فرهنگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و هویت ایرانی بود که مهمترین سرمایه و اندوخته این دیارکهن محسوب می گردید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; ویرانی شهرها و کاخهای پادشاهان اندوه به همراه دارد اما، غم‌انگیزتر از آن به آتش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کشیده شدن دانشگاه‌ها و کتابخانه‌هائی است که هر یک نگاهبان هزاران نسک از دانش و خردی بود که به دست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیاکان ما گردآوری شده، می توانست پشتوانه‌ای استوار برای ۱۴۰۰ سال تاریخ پس از خود گردد تا فرزندان ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز ناچار نباشند برای بازیافتن برگ برگ آن گنج از دست‌رفته، آه حسرت بکشند. حتی اگر به فرض محال&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زدوخوردی که در کربلا میان اعراب روی داد دردناک باشد، بی‌گمان داستان کشتار پدران ما به دست همین اعراب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسی دردناکتر است. ویران نمودن سرزمینمان، بی حرمتی نسبت به مادرانمان و به بردگی بردن فرزندان این کهن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرز و بوم هر یک خود دیوان‌هائی از مرثیه و شعر و عزا را می طلبد.جنگ نهاوند از خونینترین جنگهائی است که بر ایران عزیزمان تحمیل گردید، جنگی که در آن اعراب همه نیروهای&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خویش را به کار بستند و سپاهیانشان را از روم و شام فرا خواندند. در این جنگ، به روایتی، ۶۰۰۰۰۰ نفر شرکت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داشتند. مقدّسی در باره جنگ نهاوند و پایداری ایرانیان می نویسد: « … و دسته‌های ایرانی، که گویند چهار صد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هزار نفر بودند … در آنجا بودند و به شکیبائی و پایداری سوگند یاد کرده بودند … و اعراب از ایشان چندان کشتند که&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا داند … و از اموال و غنیمت‌ها چندان نصیب اعراب مسلمان گردید که در هیچ کتابی اندازه آن ذکر نشده است.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگرچه بی‌گمان در باره شمار سربازان دو سو گزافه‌گوئی شده است، امّا روشن است که سربازان عرب بسی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فزونتر از ایرانیان بودند و این برتری نفرات به شکست ایرانیان انجامید. سربازان ایرانی که همگی از خانواده‌های&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارتشی بودند و از کودکی (هشت سالگی) به سپاهیگری می پرداختند، نتوانستند بر این برتری عددی چیره شوند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و در درون دریائی از یاغیان عرب که همچون مور و ملخ از سرشان بالا می رفتند غرق گشتند. شکست ایرانیان از&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عربها بزرگترین گواه است در تاریخ که هیچ تمدّنی تنها بر روی راستی، آزادمنشی و خرد ناب نمی تواند تکیه کند و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر به ارتشش نرسد، در ِ گنج خانه‌اش را بر هر راهزنی باز گذاشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از این جنگ، فرزندان ایران را به زنجیر کشیدند و در بازارهای مدینه به طرز دلخراشی به حراج گذاشتند تا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دختران ایرانی را همخوابه مردان عرب کنند (امروز هم نمونه آن را در شیخ‌نشینهای خلیج پارس شاهد هستیم).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همین هنگام بود که ابولؤلؤ نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد و گفت: «عمر، جگرم را بسوختی!» و نخستین کین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایرانیان را از خلیفه تازی گرفت. شهربانو، دختر یزدگرد و شیرزن ایرانی، هم‌گام و همراه با دیگر سربازان ایران تا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واپسین لحظات در برابر یورش تازیان پایداری کرد، تا جائی که همه یارانش کشته شدند و تنها او به اسارت گرفته می&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپس به عربستان برده شده، به امام علی هدیه می گرددو او نیزطبق تواریخ او را به حسین هدیه میدهد تا با این شاهزاده ایرانی تمرین سکس نماید و&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگی خود را در بند دشمن سپری سازد. تا شبی که به گفته یکی از دوستانم (شب عاشورا)، هنگامی که در&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنرانی امام حسین که می گوید: «هر کس می خواهد می تواند برود»، تردید نکرده، به سرزمین راستینش باز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می گردد. حال خود داوری کنید که بر کدام کرب و بلا باید گریست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(این افسانه ساختگی است و شهربانو هرگز به دام عربها نیافتادو تمامی خواهران و برادرانش در اطراف یزد بدست تازیان کشته شدند — بابک خندانی).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ایران زیر فرمان مسلمانان، جنگهائی که میان دو طایفه عرب بنی امیه و بنی هاشم رخ داده، به درازا در کتابهای&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درسی بازگو می شود و یادگیری تاریخ شبه‌جزیره عربستان و حجاز از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار می گردد تا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاریخ و فرهنگ ایرانی. بدتر از آن، کشتار ایرانیان را ”آزاد“ گشتنشان وانمود می کنند و ستمگرایان را ”آزادی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخشان“. بی پروا می گویند که پدران و مادرانمان به دلخواه خود بنده و کنیز این دزدان سر گردنه شدند و با شوق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بردگی را به زندگی آسوده شهرهای آباد ایرانشهر برتری دادند. باز هم بدتر از آن، کسانی هستند که این چرندیات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;را باور می کنند و به آن دامن می زنند.&lt;br /&gt;اول اسفند، سالروز شکست ایران از تازیان بر همگی ایرانیان راستین تسلیت باد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید دوستان گرامی خرده بگیرند که یادآوری این بدبختی چه سودی را به همراه می آورد. در پاسخ باید گفت که&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید ۱۴۰۰ سال پیش، این جنگ را ایرانیان باخته اند اما طی ۱۴۰۰ سال پس از آن، در بازیابی هویت خویش و جبران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این شکست، از هیچ کوششی دریغ نکرده اند و دست از این نبرد بر نداشته اند و تا پیروزی نهائی، راه بابک و مازیار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و… را فرزندان آنها خواهند پیمود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منابه : با اندکی ویرایش &lt;br /&gt;http://ahura-zartosht.persianblog.ir/tag/جنگ_نهاوند&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-8823705402643556807?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/8823705402643556807/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=8823705402643556807' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8823705402643556807'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/8823705402643556807'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/02/blog-post_16.html' title='جنگ نهاوند را به یاد آوریم'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-7751199428612871703</id><published>2009-02-09T09:55:00.000+03:30</published><updated>2009-02-09T09:56:33.599+03:30</updated><title type='text'>دروغهای بزرگ</title><content type='html'>دروغ های بزرگ!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقل قول هائی از مصاحبه ها یا سخنرانی های خمینی قبل از رسیدن به قدرت&lt;br /&gt; در نوفل لوشاتو- پاریس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم.&lt;br /&gt;سخنرانی برای گروهی از ایرانیان، نوفل لوشاتو، 19 مهر 1357&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جمهوری اسلامی زنان در همه چیز دارای حقوقی کاملاً مساوی با مردان خواهند بود. &lt;br /&gt;مصاحبه با روزنامه گاردین، نوفل لوشاتو، 1 آبان 1357 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدریس خود در قم برخواهم گشت.&lt;br /&gt;مصاحبه با خبرگزاری رویتر، نوفل لوشاتو، 5 آبان 1357&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در منطق اینها آزادی یعنی به زندان کشیدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاه تبلیغاتی. در این منطق تمدن و ترقی یعنی تبعیت تمام شریان های مملکت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاه های قانونگذاری و قضایی و اجرایی از یک مرکز واحد. ما همه اینها را از بین خواهیم برد.&lt;br /&gt;سخنرانی برای گروهی از دانشجویان ایرانی در اروپا، نوفل لوشاتو، 8 آبان 1357 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حکومت اسلامی رادیو، تلویزیون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت. &lt;br /&gt;مصاحبه با روزنامه پیزا سره، نوفل لوشاتو، 2 نوامبر 1978&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای همه اقلیت های مذهبی آزادی بطور کامل خواهد بود و هر کس خواهد توانست اظهار عقیده خودش را بکند. &lt;br /&gt;کنفرانس مطبوعاتی، نوفل لوشاتو، 9 نوامبر 1978&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در جمهوری اسلامی کمونیستها هم در بیان عقید خود آزاد خواهند بود.&lt;br /&gt;مصاحبه با سازمان عفو بین الملل، نوفل لوشاتو، 10 نوامبر 1978&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دولت اسلامی ما یک دولت دموکراتیک به معنی واقعی خواهد بود. من در داخل این حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت. &lt;br /&gt;مصاحبه با تلویزیون ان بی سی ، نوفل لوشاتو 11 نوامبر 1978 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من نمی خواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم. نمی خواهم حکومت یا قدرت را بدست بگیرم. &lt;br /&gt;مصاحبه با تلویزیون اتریش، نوفل لوشاتو، 16 نوامبر 1978 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جمهوری اسلامی زن ها آزاد خواهند بود. در تحصیل هم آزاد خواهند بود. در کارهای دیگر هم آزاد خواهند بود. &lt;br /&gt;مصاحبه با هفته نامه گاردین، نوفل لوشاتو16 نوامبر 1978&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;نه رغبت شخصی من و نه وضع مزاجی من اجازه نمی دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در اداره امور مملکت داشته باشم.&lt;br /&gt;مصاحبه با خبرگزاری اسوشیتد پرس، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1978&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از رفتن شاه من نه رییس جمهور خواهم شد، نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت. &lt;br /&gt;مصاحبه با روزنامه لوموند، نوفل لوشاتو، 9 ژانویه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-7751199428612871703?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/7751199428612871703/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=7751199428612871703' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/7751199428612871703'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/7751199428612871703'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/02/blog-post_4278.html' title='دروغهای بزرگ'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-1872736895592706250</id><published>2009-02-09T09:53:00.000+03:30</published><updated>2009-02-09T09:55:10.905+03:30</updated><title type='text'>دهه فجر مبارک باد</title><content type='html'>رژیم جمهوری اسلامی ایران 12 بهمن تا 22 بهمن را دهه فجر نامگذاری کرده است. در این دهه نمایش های چندش آور حکومتی به اوج خود رسیده و تعدادی نیز بنام هنر و هنرمند در جشنواره های فیلم و تئاتر بازارگرمی این حکومت را دامن میزنند. &lt;br /&gt;این دهه اما در واقع "دهه زجر" ملت ایران است. در دوازدهم بهمن سال 57 ورود خمینی بعد از پانزده سال تبعید به ایران، نه تنها با سردی هوا، بلکه با سردی تمام روح او همراه بود. بازگشتی که البته با هماهنگی های بین المللی در اجلاس گوادلوپ چراغ سبز آن از پیش روشن شده بود. وقتی یکی از خبرنگاران در هواپیمائی که خمینی را از پاریس به تهران منتقل میکرد، از احساس او بعد از پانزده سال دوری از ایران سوال کرد، خمینی با قلبی سخت تر از سنگ گفت هیچ احساسی ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خمینی در پاریس و در مصاحبه های مختلف، قول و قرارهای زیادی داد.( برخی از این قول و قرار ها را درپایان همین نوشته ببینید).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آنزمان بسیاری از مردم فکر میکردند با آمدن او ایران بهشت خواهد شد. عشق وعلاقه مردم وگذشت آنها نسبت به هم به اوج خود رسیده بود. با چنین امیدی، بسیاری از فدا کردن جان خود نیز دریغ نکردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما بعد از سقوط نظام سلطنتی، خمینی همه قول و قرارهایش را به کناری گذاشت و گفت که خودعه (خدعه ) کرده است پیامبر هم خودعه میکرد و به تدریج در اعدام کردن، کشتار و سرکوب مردم ایران صدها و هزاران بار بیرحمانه تر از حکومت سلطنتی رفتار کرد. او با زمینه سازی جنگ با عراق و با شعار صدور انقلاب، صدها هزار جوان و نوجوان ایرانی را بر روی میدانهای مین فرستاد و یا در جبهه های جنگ به کشتن داد. با شعار مرگ بر آمریکا وهدایت تروریسم در لبنان و دیگر نقاط جهان، تنش سیاسی را از مرزهای ایران به سطح بین المللی گسترش داد و انزوای ایران و ایرانی را موجب گشت. با گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا تمام قوانین بین المللی را زیر پا گذاشته و آنها را بازیچه قدرت و اهداف ایدئولوژیک خود قرار داد. با موج اعدام بازماندگان حکومت پیشین، کشتار را شروع و با سرکوب اقلیت های مذهبی و ملی در گوشه کنار ایران و با تأسیس سپاه پاسداران این کشتارها را هرچه بیشتر در نقاط مختلف کشورگسترش داد. با شعار یا روسری یا تو سری به سرکوب زنان ایران پرداخت، و روزنامه های منتقد را بست، کارگران را سرکوب نمود و با شعار انقلاب فرهنگی به قلع وقمع دانشجویان ایران پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این رژیم با دستگری واعدام هواداران واعضاء گروه ها و سازمانهای سیاسی، و با شعار پیروی از ولایت فقیه، هرگونه اندیشه مخالف راسرکوب و مردم ایران را به اطاعت و تقلید و پیروی "گله وار" از حکومت دیکتاتوری اسلامی مبتنی بر تفکر شیعی خویش فرا خواند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدین ترتیب کوتاه زمانی بعد از روی کار آمدن خمینی و رژیم اسلامی اش، اعتماد مردم به سیاست و مبارزه سیاسی در ابعاد گسترده ضربه خورد، میلونها نفر در داخل کشور آواره جنگی ومعلول شدند، ده ها و ده ها هزار نفر از مخالفین سیاسی و زندانیان سیاسی کشته و اعدام شدند. در سه ده گذشته بین سه تا پنج میلیون ایرانی نیز خاک کشور را ترک کردند، بسیاری از خانواده ا از هم پاشیده شد و بسیاری بناچار در بدترین شرایط در آوراگی و تبعید زندگی را میگذرانند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خمینی با رژیمش زجر بی پایانی را برای مردم ما به همراه آورد. این رژیم فرهنگهای ضد انسانی مربوط به ماقبل قرون وسطی را زنده کرده است؛ دست و پا قطع میکند؛ چشم در میاورد، به صلیب کشیدن و از بلندی پرتاب کردن را مجاز میشمرد، سنگسار را دامن میزند و در یک کلام مرگ و سیاهی و تباهی و عزاداری و تنفر را تبلیغ میکند. این رژیم فرهنگ ریا و دوروئی و دو گانگی و چند شخصیتی را به بخشی جداناپذیر از زندگی روزانه مردم برای بقاء تبدبل کرده است. محبت وعشق و دوستی انسانها به یکدیگر را کشته و بجای آن دروغ و کلاهبرداری و چایلوسی ورفیق بازی و رشوه خواری را گسترش داده است. ایمان و اعتقاد انسانها را لگد مال کرده و آنها را به آدمیانی حیران وسرگردان تبدیل کرده که هویت خود را از دست داده، احساس پوچی کرده و بسیاری نمی دانند برای چه زنده اند. خودکشی و فقر و فحشا و اعتیاد را گسترش داده و کار را به آنجا کشانده که اینک بازارهای برده فروشی زنان و دختران و کودکان ایرانی در کشورهای همسایه زبانزد خاص وعام گشته اند. در حالی که مردم ایران با بارش برف و سرد وگرم شدن هوا، اینجا و آنجا میمیرند، در حالی که فیلم پیکر متحرک کرم زده جوانان ایرانی در خیابانهای تهران، از طریق اینترنت، در مقابل دید جهانیان قرار دارد، در حالی که ایران بالاترین نرخ مرگ و میر در جاده ها را دارد و در حالی که سقف مدرسه های کودکان ایرانی بر سرشان خراب میشود، و ... این رژیم میلیاردها میلیارد دلار خرج تاسیسات و اهداف اتمی میکند و کشور را به لبه پرتگاه جنگی دیگر سوق میدهد.ویا در حالی که با صرف اندکی بودجه میتواند برای هزاران تن از جوانان تحصیل کرده ایرانی اشتغال زائی نماید رهبرش فقط دل برای فلسطینیان میسوزاند و مجلسیانش به فکر بازسازی غزه هستند و بس چون سید علی آقا این طور خواسته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این سالهای سرد و تاریک و تباهی و مرگ اما، بودند وهستند افراد و جریانها و گروهها و احزاب و سازمانها و رسانه هائی که باز هم سعی در حفظ این نظام داشته و تلاش میکنند تا چهره جنایتکار این رژیم را بزک کرده و هربار به زبانی بر آنند تا "خلایق"! را قانع سازند که در دل این حکومت وحشی، قلبی ملایم و "اصلاح طلب"! خانه کرده است و این توهم را دامن میزنند که اگر قدرت به دست اصلاح طلبان! بیافتد، دیگر جهان بهشت برین خواهد شد! این جریانات چه در خارج و چه در داخل ایران، در همین روزها با دروغ و وقاحت و با بی شرمی تمام مردم ایران را نادان و کم حافظه تلقی کرده و در آستانه نمایش انتخابات مجلس این رژیم، تلاش میکنند تا دوباره با هر زبانی که شده تعداد بیشتری را به پای صندوق های مارگیری این رژیم، و در اساس به جلوی دوربین های تلویزیونی، بکشانند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگاهی به زمستان سرد 57 و قدرت گیری این رژیم در 29 سال پیش، جای تردیدی نمیگذارد که گزینه موجود در برابر مردم ایران برای نیل به آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و برخورداری از یک زندگی انسانی و حکومت قانون، بایکوت و تحریم تمامیت این نظام و تلاش متحد برای از صحنه خارج کردن آن میباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-1872736895592706250?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/1872736895592706250/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=1872736895592706250' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1872736895592706250'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/1872736895592706250'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/02/blog-post_08.html' title='دهه فجر مبارک باد'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-6443780840092658155</id><published>2009-02-03T09:08:00.000+03:30</published><updated>2009-02-03T09:11:19.210+03:30</updated><title type='text'>دیوانه ای که از قفس پرید</title><content type='html'>داشت از خانه به سمت محل کارش میرفت که سربازان گم نام ترتر (1) موفق به دستگیریش شدند . آنقدر عادی عمل میکرد که اگر سربازان گمنام ترتر نبودند کسی متوجه اش نمیشد . آخر مگر میشود کسی این قدر وقیح باشد که به همه چیز توهین بکند . قطعا مجازات سختی در انتظارش بود . دیگر مگر میشود موقع دستگیری چنین فردی قوانین حقوق بشر و قوانین خود کشور را اجرا کرد و از قاضی حکم بازداشت گرفت . او را با مهر ورزی تمام ( مشت و لگد ) سوار یک اتومبیل انقلابی کردند و بسرعت به سمت مقررشان بردند . قبلا نیز خیلیها از این نوع نادانی ها کرده بودند ولی سربازان خودسرو گمنام برای این که درس عبرتی برای سایرین شود با دشنه حسابشان را رسیده بودند و تکه تکه شان کرده بودند . ولی مگر مردم حیا حالیشان میشود و از این کارها درس عبرت میگیرند . بجای این که هر چه رهبرانشان میگویند بگویند بع بع (2)میخواهند شروع به تفکر کنند . اینان نه وعده و وعید حالیشان میشود و نه ترس . باید عدالت را در مورد اینان اجرا نمود . کم کم داشتند به محل مورد نظر نزدیک میشدند . راننده دوبار پشت سر هم بوق زد و دریچه کوچکی باز شد . شخصی داخل ماشین را نظاره کرد و چون راننده را که دور سرش هاله ای نور بود شناخت فورا در را باز کرد . همه پیاده شدند و متهم را به اتاق بازجوئی بردند . دست و پاها و چشمهایش را بستند و شروع کردند به بازجوئی . فردی که صدای نکره ای داشت فریاد زد ای ابله مگر تو نمیدانی که توهین به ترتر اعظم مجازات سنگینی دارد مگر نمیدانی که او ولی امر ماست . چقدر به تو وعده نان و آب و اتوبوس و برق مجانی بدهیم تا آدم بشوی . تو قطعا جاسوس اسرائیل هستی زود اعتراف بکن وگرنه خودمان میدانیم که چگونه تو را وادار به اعتراف کنیم . مطمئنا تو اولین فردی نیستی که به ایشان توهین میکنی و آخرین نیز نخواهی بود . بیچاره مرد نمیدانست که چه بگوید آخر او کاری نکرده بود  خودش در این کشور بدنیا آمده بود و حتی نمیدانست اسرائیل کجاست که خواسته باشد برای آنجا جاسوسی کند فقط فکر کرده بود که این وعده هائی که شنیده کی عملی خواهد شد و با یک نفر این را در میان گذاشته بود . فکرش را هم نمیکرد که او سریعا به مهرورزان گمنام اطلاع دهد . در این فکر و خیالات بود که لگد محکمی که به سرش خورد ( ببخشین او محکم سرش را به پوتین بازجو زده بود )او را از این تفکرات بیرون آورد . سرش شکسته بود و جوی کوچکی از خون بر شقیقه اش جاری شد . سرباز گمنام که با او مهر ورزی نموده بود زود پوتینش را سه بار آب کشید آخر خون این ملعون نجس بود و امکان داشت موجب شود که دیگر او نتواند به دیدار حور و غلمان ها برود. خواست لبش را باز کند و بگوید که او بیگناه است شاید او را اشتباهی به این مکان آورده اند . که ضربه دیگری محکمتر از قبلی  چانه اش را در هم شکست .داشت از حال میرفت و به تنها چیزی که فکر میکرد فرزندش بود که انتظارش را میکشید .که هر روز عصر چشمش به در بود که ببیند پدر چه چیزی برایش خریده است .دیگر زندگی اصلا برایش مفهومی نداشت اما اگر شب فرزندش از مادر بپرسد بابا کجاست مادرش چه جوابی داشت که بگوید . آخر تا آخر عمر چگونه میتواند غم نداشتن پدر را تحمل کند . او که چیزی نمیخواست فقط میگفت پدرم را که کمی اندیشیده است رها کنید . فردی که پارچه ای دور سرش پیچیده بود وارد شد و همگی به احترام او به پا خاستند گویا فرد مهمی بود . بدون این که اجازه بدهد متهم صحبتی بکند کاغذی را از جیبش در آورد و  به سربازان گمنام داد . گویا خبر مهمی بود . همگی بازجویان با خوشحالی دور هم جمع شدند و یکی شروع به خواندن فتوا نمود : با توجه به قیافه و لباسهای متهم ایشان گناهکار و مهدور الدم میباشد . و باید فورا از میان برود بطوری که اثری از نامبرده پیدا نشود . یکی از بازجویان کاردی را از جیبش در آورد از قیافه اش مشخص بود که قبلا قصاب بود . و به سمت متهم رفت و با بیست و سه ضربه اورا از پای در آورد سگ مذهب نمیمرد . عجب جانی داشت . فردای آنروز او را همراه صدها تن چون او که سلاخی شده بودند در قطعه زمینی به خاک سپردند تا اثری از آنان دیده نشود . بیچاره پسرک که سراغ بابا را میگرفت بعد از پرس و جوهای فراوان قطعه زمینی فرضی را گور بابا در نظر آورد و چند شاخه گل به احترامش نهاد . دژخیمان که نمیتوانستند این همه عشق و علاقه را ببینند مجبور شدند با صرف مبالغ کلانی از بیت المال زمین مزبور را شخم بزنند و تبدیل به پارک کنند شاید بابای پسرک از یادش برود و دیگر از این نادانیها نکند . ولی نمیدانستند که با این کار آتش را در زیر خاکستر دارند پنهان میکنند آتشی که بالا خره روزی دودمانشان را خواهد سوزانید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(1)ترتر : کرمهای بزرگی که در فاضلابها در هم میلولند        (2)بع بع : صدای گوسفندانی که حتی موقعی که به سلاخخانه میبرند از آنان شنیده میشود&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-6443780840092658155?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/6443780840092658155/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=6443780840092658155' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6443780840092658155'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6443780840092658155'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/02/blog-post.html' title='دیوانه ای که از قفس پرید'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-2252214632838187496</id><published>2009-01-29T17:32:00.000+03:30</published><updated>2009-01-29T17:33:13.658+03:30</updated><title type='text'>آسوده بخواب ای کورش</title><content type='html'>آسوده بخواب ای کورش ایران دیگر وطن من نیست . من اکنون آن سرباز رشیدی نیستم که تو میخواستی . من آن دلاور آریوبرزن - بابک – یوتاپ – آرتمیسی نیستم که برای هر وجب از خاکت جانفشانیها نمودند و در راستای درخشش نام ایران جانها فدا کردند .آسوده بخواب ای کورش ای مهر آریائی  . ای پدر همه ایران زمین راست است که من   پدر بر پدر پهلوان بوده ام؟ نگهدار ملک ایران بوده ام یا نه ؟ پس این چه روزگاری است که گرفتارش شده ام؟ منی که بابردن نام سرزمینم همه جهانیان آرزوی نه زندگی بلکه یک لحظه سفر به این سرزمین اهورائی را حتی در تصوراتشان میگذرانیدند کشوری که به تمام جهانیان آزادی و آسایش را هدیه نموده بود حال در زیر یوغ تازیان سوسمار خور دارد آخرین نفسهایش را میکشد .آسوده بخواب ای کورش . چه امیدها که برای سربلندی این مرزو بوم داشتی چه خون دلها خوردی و گفتی که پیکرت را بدون تابوت و مومیائی به خاک سپارند تا ذره ذره وجودت خاک میهنت را تشکیل دهد . آیا روزی به فکرت خطور هم میکرد که تازیانی که آنان را از لحاظ تمدن عقب افتاده ترین و بزدل ترین میشمردی روزی وطنت را اشغال کنند و مردان سرزمینت را از دم تیغ بگذرانند و کودکانت را به بردگی و دخترانت را به کنیزی ( اسلامیش میشود صیغه ) در بازارهای مدینه به فروش برسانند . آسوده بخواب ای کورش . آیا باور میکردی که هموطنانت در دست بوسی از تازیان بر هم سبقت بگیرند و آئین رادمردی و فرهنگ اهورائیت را به فراموشی سپارند ؟ دست از زرتشت پاک که در آن هنگامه  که جهان در آتش بی عدالتی و ظلم و بیداد میسوخت  جهان را به آرامش رهنمون ساخت بکشند و به آئین رهزنان بگروند ؟ آسوده بخواب ای پدر . ایران دیگر وطن من نیست . وطن سرائیست که بدان افتخار میکنند و با آوردن نام آن خون در رگهای مردمانش به جوش می آید نه ایران دیگر وطن من نیست. ایران وطن تازیان است . ایران دیگر وطن من نیست که حتی جرائت نزدیک شدن به آن را و صحبت کردن از نیکیهایت را ندارم . تازیان فقط و فقط مرا به هنگام جانفشانی و جنگ و تجاوز دشمن میخواهند و بعد از آن میشوم شهر وند درجه 2. آنهم اگر به اتهام محاربه با خدا و اعتراف به جاسوسی برای اسرائیل و آمریکای جهان خوار و موساد و ... محاکمه و محکوم نشوم . نه آن کشوری که دانشمندانش از وطن گریخته و بی سوادانش عالم دهر آن کشور باشند وطن من نیست .آسوده بخواب ای کورش آنچه که ساخته بودی حتی اگر دشمنان ایران نابود نکرده بودند ایرانی نمایان نابودش کردند . دیگر تنها و تنها از کشورت یک نام باقیست که با بردن آن هم تمامی مردم دنیا در تصوراتشان بجای صلح و مردم نوازی که تو داشتی تروریسم  نقش میبندد . نه ایران دیگر نه وطن توست نه وطن من . درست است که زادگاهمان است ولی وطنمان نیست . اما چه کنم با همه سختی ها و تلخیها و سیاهیهایش باز با یاد او نفس میکشم  و رویاهایم را با او و در او میبینم و ثانیه ای نیست که این عشق سوزنده تن مرا رها کند و مرا به حال خود واگذارد کاش در توان داشتم و تو را از این بیماری که زمین گیرت نموده رها میساختم و جان در راه پاسداری از یک وجب خاکت میفشانیدم . و دوباره تورا وطنم مینامیدم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-2252214632838187496?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/2252214632838187496/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=2252214632838187496' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2252214632838187496'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/2252214632838187496'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/01/blog-post_2354.html' title='آسوده بخواب ای کورش'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-6199871067637922860</id><published>2009-01-29T16:21:00.000+03:30</published><updated>2009-01-29T16:26:51.073+03:30</updated><title type='text'>آتش نیایش</title><content type='html'>می ستایم آتش را که آفریده ی اهورا مزدا ست ستایش پاک تو را باشد ای آتش پاک گهر ,ای بزرگترین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخشوده ی اهورا مزدا ,ای فروزه ای که در خوری ستایش را. می ستایم تو را که در خانه ی من افروخته ای &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;,سزاواری ستایش و نیایش را.برابر تو می ایستم برای نیایش با همه ی آئین های دین به دستی برسم و به دیگر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دست چوب خوش بوی خشک که زبانه اش , روشن ,و سوزشش بپراکند بوی خوش را , و تو ای سزاوار ستایش &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهره مند شوی از درخشندگی آن به هنگام سوختن و بوی خوش آن. در مهراب خانواده ,در آتشگاه آتشکده آتش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; روشن و تابنده ی اهورایی زبانه می کشد. نیایشگران به درگاهش سرود می خوانند و او خواستار است تا بهترین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چوب خوش بوی و خشک را بر بسترش نهند و درودش گویند با برسم در دست گرفته و هوم آمیخته به شیر. درود و &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ستایش به تو , ای آتش اهورا مزدا. می ستایم این روشنی پاک و درخشان را,اینک که به ما آشکاری , توان و &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیرویمان بخشای تا بهترین اندیشه و گفتار و کردار را داشته باشیم . یاریمان ده که با بدی و زشتی و دروغ پیکار کنیم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;. روان ما را پالوده گردان از بدی و راه بی فرجامی تا شایسته ی پرستش اهورای بزرگ باشیم&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-6199871067637922860?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/6199871067637922860/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=6199871067637922860' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6199871067637922860'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/6199871067637922860'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/01/blog-post_1141.html' title='آتش نیایش'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-627809123547231670</id><published>2009-01-29T16:16:00.000+03:30</published><updated>2009-01-29T16:20:49.688+03:30</updated><title type='text'>مرگ بر ایران درود بر آمریکا</title><content type='html'>حدود سی سال پیش مردمان این سرزمین دانسته یا ندانسته پای در قماری نهادند که نتیجه آن نابودی تمامی سرمایه های انسانی –مالی – علمی شان  بود که دهه ها برای بدست اوردنشان جان کنده بودند  . مردمانی که کمتر از صد سال پیش به یمن جانفشانی رادمردانی چون رضا خان از منجلاب فقر و نکبت شاهان اسلام پناه قجری رهیده بودند و با شتابی برق آسا می رفتند تا به دروازه های تمدن بزرگ برسند با دسایس کشورهائی که تاب دیدن سر افرازی این سرزمین را نداشتند به منجلاب سقوط کشانیده شدند . در این میان استعمارگران خرد و کلان دستاویزی بهتر از توسل به اسلام ناب محمدی نیافتند تا با توسل به آن مقاصدشان را جامه عمل بپوشانند . دیگر زمان لشگر کشی و صرف هزینه های آنچنانی به این کشور و آن کشور گذشته بود . نه دیگر آگاهی مردمان همان آگاهی صد سال پیش بود و نه استعمارگران توانائی از عهده بر آمدن هزینه های لشگر کشی ها را داشتند . میبایستی خدعه ای ( نام اسلامی حیله ) تازه تر پیدا میکردند تا هم هزینه کمتری داشت و هم دوام بیشتری . و آن چیزی نبود جز دستاویز قرار دادن دین . تمامی رادیو تلویزیونهای بیگانه به یکباره شروع کردند به کوبیدن حکومت سابق و طوری وانمود نمودند که دیگر در تمامی دنیا حکومتی به فساد و ظلم حکومت شاه وجود ندارد . رهبرشان نیز گفت :(ما علاوه بر این که زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود شما را به مقام والای انسانیت میرسانیم  آب را مجانی میکنیم گاز را مجانی میکنیم اتوبوس را مجانی میکنیم .....)مردمان فریب خورده به خیال باطل این که بعد از انقلاب در خانه هایشان خواهند نشست و پول نفت را درب منازلشان تحویل خواهند گرفت به خیابانها ریختند و با تیشه استعمارگران به جان ریشه هایشان افتادند و با خود آن را کردند که نمیبایست میکردند . در نخستین ساعات بعد از انقلاب رشید ترین فرزندان این مرز و بوم (بدون این که جلادان تکاهل کنند ) به جوخه های مرگ سپرده شدند . میبایست چنان کمر این کشور را شکست تا دیگر نتواند تا سالیان سال قد راست کند . دنیا بار دیگر دست به دست هم داد و با بسیج تمامی دنیا با صدام حسینی که ابتدا: (صدام یزید کافر بود –سپس پس از جنگ شد صدام برادر ماست) – و بعد از این که سربازان آمریکائی صدام را از مخفیگاه بیرون کشیدند شد ( این سگ درنده .این حیوان وحشی ) تمامی سرمایه های این کشور را که با قطره قطره پس انداز از درآمد های نفتی جمع گشته بود را به فنا و نابودی بکشاند و میلیونها تن از فرزندان این آب وخاک را به خاک و خون بغلطاند. جوانان  میهنمان که سرمایه های ایران زمینمان بودند . سرمایه هائی که ارزششان هزاران بار بیشتر از در آمدهای نفتی بود دسته دسته خود را به دامان آمریکا و اروپا انداختند جوانانی که میتوانستند با بهره گیری از نبوغ فکریشان درآمدی چندین برابر در آمدهای نفتی عایدمان کنند پای به خدمت اجانب بستند و روبهان مردم فریب شدند همه کاره مردم . هنگامی نیز که با اعتراض مردم برای گرفتن حق و حقوقشان مواجه میشدند (این امت همیشه در صحنه ) شدند ( جیره خواران صهیونیسم بین الملل – مزدوران آمریکای جهان خوار و.... ) و در صدد بر اندازی نرم و مخملین و....برآمدند . &lt;br /&gt;سر دمداران اسلام ناب محمدی چون از توانائی اداره کشور اهورائی ایران بر نمی آمدند هر روز و هر هفته بهانه جدیدی را برای نشان دادن این که اسلام در خطر است و اوضاع مملکت حساس است و مردم فعلا نباید صحبت کنند همچون ماجرای سلمان رشدی – کاریکاتور های موهن – حمله اسرائیل و از این قبیل سر هم نمودند تا به سرکوب بیشتر مردم بپردازند و هرروز مردمی را که وضع اقتصادیشان بدتر و بدتر میشد به خیابانها بکشانند تا به جهانیان نشان دهند که مردم حامی آنان هستند. در حالی که مردمانشان محتاج نان شب بودند اولویتهای اول آقایان بازسازی مجلس فلسطین و شهر غزه و لبنان و بورکینافاسو و تمامی کشورهائی بود که در آنها حتی یک تروریست وجود داشت . جوانان این مرز و بوم که سرمایه های این کشورند از سرخوردگی و بیکاری دست به دامان مواد مخدر میشوند و در راستای حمایت از اسلام ناب محمدی با صرف میلیاردها دلار آدمکشان و جانیان سرتاسر جهان به تهران دعوت میشوند تا در سالروز 22 بهمن شرکت جویند . رئیس جمهوری هم که با شعار آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم به مسند رسید  با اعمال نسنجیده اش آنقدر باعث و بانی افزایش تورم گشت که دیگر چه به مستمندان که حتی مردم عادی نیز تاب و توان ادامه زندگی را ندارند . حکومتی که 30 سال پیش یک کشور ثروتمند و آباد را تحویل گرفت اکنون کشور را به چنان فلاکتی انداخته است که برای رسیدن به همان وضع 30 سال پیش سالها زمان لازم است . رهبر آزاده مان نیز با تاسی از گفتار بزرگان ( سپردن کارهای خرد به بزرگان و گذاردن افراد فرومایه بر کارهای بزرگ ) چنان موجبات ویرانی ایران را باعث گشته که هیچ لشگر مغول و یونانی و  تازی ای تا کنون یارای آن نبود . با نگاهی به تاریخ یکصد ساله اخیر میهنمان میبینیم که هر کجا که ایرانمان دچار نابودی و پسرفت گردیده از سایه و برکات این روحانی نمایان بوده و هست . آخر مگر میشد یک کشور خارجی میتوانست به این شدت کمر به نابودی این سرزمین ببندد که اینان توانستند.  8 سال تمامی سرمایه هایمان را دادیم و سلاحهای رده خارج استعمارگران را با پول نفتی که میشد از آن برای آبادانی مملکتمان استفاده نمود خریداری نمودیم تا با آنها فرزندانمان را به کشتن (شهادت ) دهیم . چون( راه قدس از کربلا میگذشت) . موعدی نیز که دنیا حاضر به پرداخت غرامت به ما بود (جام زهر) را سر نکشیدیم چون : ( این جنگ جز به سقوط صدام فرو نخواهد نشست ) بعد از این که جنگ به جنگ شهر ها کشید با کمال وقاحت با پذیرش قطعنامه 598 خود را فاتح جنگ نامیدیم ( همان گونه که اکنون همانهارا بر سر مردم فلسطین و لبنان می آوریم ) و صدای مخالفان را در در گورستان خاوران و هزاران گورستان ناشناس دیگر خاموش کردیم و گفتیم آن دموکراسی که در اسلام هست در هیچ جای دنیا نیست . تا به کی خدعه ( همانی که همه اسلامیون در کل تاریخ کردند )  و فریاد زدن شعار های دروغین مرگ بر آمریکا و اسرائیل و ....آیا با این اعمال و رفتاری که ما در این 30 سال نمودیم اگر میخواستیم با فقط و فقط یک جمله عملکردمان را نشان دهیم بهترین شعاری که میتوانستیم بگوئیم این نبود :مرگ بر ایران درود بر آمریکا     مگر جز نابودی این مرز و بوم و انباشتن جیب استعمار گران کار دیگری کردیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران &lt;br /&gt;در اهتزاز باد پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1142962933900755394-627809123547231670?l=iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/feeds/627809123547231670/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1142962933900755394&amp;postID=627809123547231670' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/627809123547231670'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1142962933900755394/posts/default/627809123547231670'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranzamin-sarzaminejavid.blogspot.com/2009/01/blog-post_29.html' title='مرگ بر ایران درود بر آمریکا'/><author><name>آناهيتا</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05974289435596956093</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='30' src='http://3.bp.blogspot.com/_Wv-oQ1xsgQU/Smv2aCNN0AI/AAAAAAAAADg/8NyS4zr48SA/S220/ir)i57.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1142962933900755394.post-1904381964742521038</id><published>2009-01-25T16:15:00.000+03:30</published><updated>2009-01-25T16:24:37.500+03:30</updated><title type='text'>درفش کاویانی</title><content type='html'>درفش کاویانی را به تن کردم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز سر شور جوانی رابه در کردم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دلم از کینه ضحاک خونین بود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به یاد کاوه بیباک غمگین بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شب از بی
